دانشجوی منتقد: آقای روحانی چجور آبو صابون بیاریم روتون رو بشوریم؟!


ماینده بسیج دانشجویی : آقای روحانی! چه جور آب و صابون بیاوریم و رویتان را بشوریم؟
دکتر امیر حسین نظری عضو بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی سمنان ، نماینده بسیج دانشجویی کشور در مراسم روز دانشجو 97 بود که این مراسم با حضور دکتر روحانی ریاست محترم جمهور در دانشگاه علوم پزشکی سمنان برگزار شد.


+ 
76

- 
2
ارسال در 2018/12/6 ساعت 10:34 2018-12-6 10:34:01
mohsen
توسط mohsen


عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • مرگ بر روحانی و ظریف کشور را از هستی به نیست

  • ایا بازی دادن معیشت یک ملت توسط یک دولت توحش نیست ایا فقیر کردن مردم با گرا نی توحش نیست ایا نصف شدن ارزش حقوق کارگر و کارمند با بهانه های مختلف توحش نیست ایا فریب همین اقشار با افزایش حقوق 20 درصدی در سال اینده توحش با لبخند نیست ایا واگذاری پرداخت یارانه همین فقرا بدست استاندار و فرماندار و بخشدار موجب ایجاد رانت وفساد سیاسی در کشور نیست و دیگر نامش بقول اقای جهانگیری گدا پروری نیست چرا به دنبال توحش در بیرون مرزها میگردیم

  • درود به شرف این دانشجو.

  • این دانشجویان ساده لوح فقط به روحانی کمک کردند تا وجهه فردی مظلوم و مهربان و انتقاذ پذیر به خود بگیرد!
    بیچاره ها ! روحانی خرش از پل کذشته. او هم نباشد کلیت نظام هم فکر او است دارد پروژه نرمالیزاسیون و مشروطه سازی ولایت فقیه را پیش می برد.
    شما هنوز در برجام گیر کرده اید!
    جای این حرفها همان 5 سال قبل بود. الان خطر بسیار بزرگتر از برجام کشور را تهدید می کند.

  • شما راه بهتری دارید؟
    این نشون دهنده ی فرهنگ بالاشون بود که هنوزم با احترام حرف زدن.

  • البته که راه بهتری دارم. دست از این فرهنگ بالابازی بردارند. به جای حرف زدن از برجام فقط یک جمله به روحانی بگویند:
    روحانی آرزوی رهبر شدن را به گور خواهی برد

  • سلام
    اولش خوب بود
    ولی آخر که وقت ضربه آخر هست
    خراب کرد
    یعنی چی؟
    کاش تقصیر رو به گردن در و دیوار نمینداختید
    مسؤولیتپذیری اولین مرحله حل مشکل هست
    امیدوارم مسؤولیت تموم این چند سال رو به گردن بگیرن
    نه اینکه مثل ارباب به رعیت نگاه کنند
    اگر چه بیشتر شبیه به امنیه هست تا امید

  • حالا دیگه بیشتر مردم باید فهمیده باشند دکتر حسن روحانی(فریدون) کیست ... او یک جاسوس وطن فروش خائن است . یکی از مهره های بسیار کم اهمیت شیطان است.
    این مردم باید بفهمند که بدبختانه نمی فهمند و همه مشکلات مملکت از نفهی و بیشعوری مردم می باشد.

  • البته که هر تکه پنیری هم می فهمد
    چاره چیست؟
    ...

  • ناظر 18/12/6 ساعت 23:37

    اولش خوب و انتقادی بود اما انتهایش به نوعی پاچه خواری شد اما درهر صورت باز هم عالی بود .اگر همه مردم همینگونه برخورد کنند دیگر امثال روحانی نمیتوانند بر گرده مردم سوار شده و بخورند و ببرند و طلبکار هم شوند و خود را ناجی مردم قلمداد کنند و کارهای کم اهمیت ناتمام خود را در تاریخ بی نظیر بدانند و مردم را احمق فرض کنند . روحانی بیشتر در کسوت یک پادشاه است تا رئیس جمهور فقط نمیتواند مانند انان قلع و قمع کند .

  • یکی از پدران لیبرالیسم، جرمی بنتام ،صاحب نظریه (فایده‌گرایی)است؛
    که کتابی به نام «دفاع از ربا» دارد.
    نظرات او ،بابیت المال مسلمین در دانشکده‌های فلسفه و اقتصاد تدریس می‌شوند.
    دو رساله‌ی عملیه در دست داریم؛
    یکی قرآن کریم از پیامبر اسلام(ص)
    و دیگری، مکاتب پیامبران کفر به نام‌های بنتام و کینز،و.................
    در جامعه‌ی اسلامی، نمی‌توان به نام اسلام، باورمند به مینارد کینز و جرمی بنتام و میلتون فریدمن بود .
    امان ازلیبرالیسم و لیبرال ها که نمی گذارند درسرسفره مردم غذای بدون شبهه نباشد.
    لیبرالیسم زندگی ما را آلوده کرده است.
    لیبرالیسم به گونه ای در تار و پود معرفت‌ها و علم‌ها پیچیده است که قوه فرقان را حتی از مؤمنین گرفته و بسیاری را می بینیم که چطور ساده اندیشانه در چاه ویل لیبرالیسم افتاده‌اند و دست و پا می زنند.
    لیبرالیسم بافت و نسوج ساختار ها را شکل داده، و هر ساختاری درصدی از آلودگی به این ویروس را دارد.
    مشکل ما وکشورما ومسئولین کشورما این است که بنام اسلام ،درانتخابات،ازپروپاگاندا استفاده کرده ومی کنند؛!!
    دراداره کشور،بازهم از سازکار وساختارهای لیبرالی تبعیت کرده و می کنند؛!!
    این هم نتیجه اش ؛
    عده ای که منافع شان تامین شده،ومی شود،شدند طرفدار؛
    وعده ای که منافع شان تامین نشده،شدند ضد آنها؛
    عده کثیری که اکثریت جامعه هم هستند،زیردست پای آنها لِه شده ومی شوند؛
    وجالب اینکه امنیت کشور،اقتدارکشور را همین ها ، باکمترین هزینه ممکنه تامین کرده ومی کنند.

  • مطالبتان کلی گویی بود . قرآن کتاب هدایت است نه علم و از دل آن تئوری های علم مدرن اقتصاد را نمی توان بیرون کشید . گذشته از آن در مسایل سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی اخلاقی بیشتر کلی گویی کرده است و از نهج البلاغه امام علی که وارد جزئیات شده است حتی عقب تر است و به غیر از مقوله هدایت بشر به عنوان کلام الهی در سایر این زمینه ها معارف مختلف به جامعیت و برتری نهج البلاغه نمی رسد .
    ثانیا : اگر لیبرالیسم بد و دارای اشکال است پس چرا در زمینه اقتصادی در دولت گذشته که لیبرال نبود و حتی مقام رهبری این قدر بر خصوصی سازی تاکید می کنند . مگر نمی گویید که سرمایه داری و لیبرالیسم اخ و بد است .پس این همه اصرار بر خصوصی سازی توسط رهبری چیست ؟
    گذشته از آن تعدادی از کشورهای دیگر که قبلا توسعه نیافته بودند حتی چین کمونیست در عرصه اقتصاد رویکرد لیبرالی را برگزیده اند و دیدید که تبدیل چه قدرت های اقتصادی شده اند و الان تبدیل به رقیب آمریکا شده اند .
    ثالثا : بهترین نظام اقتصادی که در آن هم خصوصی سازی و رقابت و دخالت کم دولت در اقتصاد یعنی مزایا و اهداف لیبرالیسم و هم کاهش فقر و فاصله طبقاتی و تحقق عدالت اجتماعی یعنی مزایای سوسیالیسم را داراست در کشورهای اسکاندیناوی و شمال اروپا شکل گرفته است . این نظام اقتصادی که بهترین الگو برای کشورهای جهان و از جمله ایران است نظام اقتصادی سوسیال دموکراسی است .بنابراین بهترین و کارآمدترین الگو یعنی همان نظام سوسیال دموکراسی شکل گرفته و کارنامه درخشانش در پیش چشم ما و جهانیان است و نیازی به نظام موهوم و خیالی اقتصادی اسلامی که چهل سال شعارش را می دهید و در تحقق آن که هیچ اصلا معلوم نیست این نظام اقتصادی ادعایی چه صیغه ای است نداریم .

  • الف- اتفاقا نکته اینحا است که آنچه شما " علم مدرن اقتصاد" می نامید اساسا علم نیست و صرفا یک ایدئولوژی است.
    خود غربی ها همن هرگز اقتصاد را علم (Science) نمی دانند. حتی جزو علوم اجتماعی (Social Sciences) هم نمی دانند.
    اقتصاد یک متغیری است از تابع ایدئولوژی حاکم و صرفا کارش مدلسازی روابط مالی بر اساس ایدئولوژی حاکم است.
    برای همین آنچه در شوروی اقتصاد نامیده می شد در آمریکا اقتصاد نبود و بر عکس.
    پس وقتی کسی ما را دعوت می کند که اقتصاد را به عنوان یک علم بپذیرید منظورش به زبان خیلی ساده این است که ایدئولوژی لیبرالیسم و نظام حاکم سرمایه داری برمبنای اقتصاد بازار آزاد را قبول کنید!!
    یعنی همان ایدئولوژی که می گوید ربا گرفتن یک اصل علمی است! یا می گوید انسان چیزی جز ابزار تولید کالا و خدمات نیست. و یا می گوید اگر تولید صرفه ندارد آن را تعطیل کن و واردات را افزایش بده! یا می گوید اگر رباتها ارزانتر از کارگر در می آیند کارگرها را اخراج کن و به اسم افزایش بهره وری رباتهای بیشتری استفاده کن!!

    معنای این ایدئولوژی سراسر احمقانه می شود همین وضع فعلی فرانسه یا جنبش وال استریت.
    می شود تبدیل شدن ایران به یک کشور تک محصولی چون تولید به صرفه نیست - و تا ابد هم به صرفه نخواهد بود- و باید وارد کرد و کمر کمارخانجات داخلی را شکست!
    می شود وضعیت چین که کارگر را استثمار می کند و کارگر هم مجبور است با دستمزدی در حد بردگی کار کند و پوشک بپوشد چون اجازه قضای حاجت را هم در محیط کار ندارد. چرا؟ چون اگر کارگر ارزانتر از ربات تمام نشود تولید کننده حق دارد کارگر را اخراج کند!
    و یا آخوندی طبق همین به اصطظلاح علم اقتصاد مدعی شود
    و همین یعنی دنیای اقتصاد شما همان دنیای سرمایه داران است. دنیایی که سرمایه مثل زالو از خون کارگر تغذیه کند.

    و لی آن وقت یک اتفاقی می افتد! اگر بهره ورزی افزایش یافت و کارگران برای کسب سود بیشتر اخراح شدند و رباتها جای آنها را گرفتند دیگر چه کسی پول و درآمد دارد که کالاهای تولید شده رباتها را بخرد؟ هیچ کس. جز همان اقشار ثروتمند و حداکثر یقه سپیدهای برجسته. چون رباتها و کامپیوترها جای کارمندهای دو پایه را راحت گرفته اند. چه رسد به کارگران.
    در نتیجه همان کالا روی دست سرمایه دار می ماند. در نتیجه همان صنایع هم ورشکست می شود.
    این است پایان علم اقتصاد. کثیف ترین و سیاه ترین و ننگین ترین دستاورد بشر.

    و جالب است ایتکه در مرکز علم اقتصاد آقای اوباما در اقدامی کاملا خردمندانه پا روی اصول این علم اقتصاد گذاشت و با دخالت بی سابقه در تولید و حمایت از بانکها و کارخانه ها جلوی ورزشکستی آنها را گرفت و آمریکا را از لب پرتگاه نجات داد. البته او را متهم به سوسیالیست بودن کردند اما اصلا مهم نیست.
    مهم این است که شما شاگردان بی شعور سرمایه داری حتی به اندازه اوباما عقل ندارید.


    ب- رهبری معنای لیبرالیسم را تنها در امور فرهنگی و سیاسی می دانست و متوجه نبود هاشمی - این دشمن خدا و جاسوس نفوذی از روز اول- چگونه با وارونه کردن اصل 44 در حال کندن گور جمهوری اسلامی است. برای همین احمد توکلی بیشعور که آن زمان یقه اش را جر می داد که چرا احمدی نژاد در اجرای اصل 44 تعلل می کند نوشتم که نتیجه اجرای این دستورات هاشمی معنایی جز تعطیلی گسترده کارخانه و تعدیل کارگران از یکسو و خارج شدن اهرم های اقتصاد از دست حاکمیت و بازنگشتن ارز اصل از صادرات به کشور از سوی دیگر خواهد بود. اما آن ابله نشنید.
    حالا خودش بعد از 12 سال رسیده به حرف من و دارد آن را تکرار می کند!

    ج- من خودم شش سال عمرم را در سوئد گذراندم و خیلی بهتر از تو آن کشورها می شناسم. اولا پایه و اساس اقتصاد سوئد تعاونی و دولتن بشدت از تعاونی ها حمایت می کند. تعاونی بخشی وفادار به اقتصاد است که هرگز درآمد خود را صرف عیاشی و سرمایه گذاری در خارج از کشور نمی کند. بیشتر مسکن و امکانات عمومی کشور مساتقیم یا غیر مستقیم به دست تعاونی ها تامین می شود. هر چند مالکیت خصوصی هم هست اما بسیار کم پیدا می کنی افرادی را که خانه شخصی داشته باشند. جز افراد خیلی ثروتمند. اکثریت خانه ها و آپارتمانها - مانند آنها که خودم در آن ها ساکن بودم- متعلق به تعاونی های بزرگ است که به جای فروش مالکیت مسکن حق انتفاع آن را می فروشند. یعنی شما حق استفاده از مسکن را دارید اما سازه و زمین مسکن مال شما نیست. اگر مستاجر باشید معمولا همین تعاونی آب و برق و تلفن و اینترنت را به صورت عمده خریده است و شما با پرداخت اجاره پول آب و برق را هم می پردازید. اگر هم حق انتفاع خریده باشید هزینه ناچیزی را باید بپردازید چون هزینه اصل تاسیسات لازم برای آب و برق را قبلا تعاونی پرداخت کرده است.
    اما دخالت دولت هم در سوئد به صورت قوانین سخت مالیاتی است. همه مردم موظف هستند هر سال وضعیت مالی خود را به طور شفاف گزارش کنند اما عدم گزارش و یا گزارش غلط جریمه های سنگین در پی دارد. دولت از مردم فقیر مالیات نمی گیرد اما از ثروتمندان به صورت تصاعدی مالیتهای بسیار سنگین - تا بالای 60 درصد درآمد- مالیات می گیرد و در نتیجه درآمد خالص افراد جامعه چندان تفاوتی ندارد و یگ پزشک متخصص داکثر سه برابر یک کارگر شهرداری درآمد خالص دارد! تازه هر سال دولت بررسی می کند که اگر شما فقیر باشید مالیاتی را که در هنگام خرید کالا و خدمات پرداخته اید به شما برگرداند. آخر سال یک چک برایتان می فرستد و می گوید ما مثلا امسال 10000 کرون از شما مجنموعا مالیات گرفتیم که شما مشمول آن نبودید! به این وسیله مالیات را پس می دهیم!

    عالی بود؟ نه؟ آری. اما دقت کنید که این روش خارج از اسکاندیناوی قابل اجرا نیست. چون سرمایه داران چه در ایران و چه آمریکا اگر بدانند که چقدر باید مالیات سنگین بدهند فورا از کشور فرار می کنند و سرمایه خود را خارج می کنند و می برند به جایی که مالیات کم باشد. مثل آمریکا یا برزیل.
    اما چرا سرمایه دار سوئدی فرار نمی کند؟
    چون از روز اول در یک نظام دیکتاتوری و با شستشوی مغزی در آموزش پرورش سوئد بزرگ شده است. در آن کشور همه بچه ها باید الزاما با ارزشهای یکسانی بزرگ شوند. ارزشهایی مانند سکولاریسم گرفته تا وفادار به سوئد. یکی از وظایف معلمان دبستانها در سوئد این است که دانش آموزان را تخلیه اطلاعاتی کنند و دانش آمئوز باید بگوید در خانه پدر و مادر با او چه رفتاری دارند. اگر احیانا دانش آموز گزارش کند که مثلا پدرم از هیتلر تعریف کرد و یا گفت برو نماز بخوان ی من را یگشنبه بیدار کرد و بزور به کلیسا برد بچه رااز والدین می گیرند و تحویل پرورشگاههای سوسیال می دهند. در نتیجه خانواده ها حتی در خلوت خود هم جرات مباحث سیاسی خلاف نظر حاکمیت سوئد را ندارند. تا آنکه بچه خودش بزرگ شود و مطالعه ای بکند و نظرش عوض بشود . روزنامه های سوئد بشدت تحت کنترل هستند. آنها مطلقا اجازه ندارند خبری علیه سیاستهای رسمی دولت سوئد درج کند. درج اخبار منفی از کشور هم بشدت ممنوع است. البته قانون رسمی در کار نیست. اما بایکوت خبری شدید و نانوشته ای در جریان است. بگذریم. ایرانیهایی که وارد سوئد می شوند جز یک کشور آزاد نمی بینند اما خود سوئی هایی که من با آنها دوست شدم و به من اعتماد کردند بشدت از این دیکتاتوری مخملی می نالیدند.

    اما این دیکتاتوری این فایده داشته است که افراد بالغ سوئدی دیگر به خروج از کشور فکر نمی کنند. بخشی از سرود ملی سوئد این است که من در کشور پدری به دنیا آمده ام و تا دم مرگ در آن خواهم ماند *. همه اخبار صرفا مثبت اعلام می شود. حتی اخبار درگیریهای مه 2016 استکهلم بسیار ملایم انعکاس می یابد و بیشتر جنبه مثبت آن پر رنگ می شود. در نتیجه سرمایه دار سوئدی هم خود به خود فردی پایبند به وطن با روحیه بالای مشارکت در تعاونی ها بار می آید.
    این سیستم خیلی خوب است اما خود شما جلوی آن را در ایران خواهید گرفت.

    * البته این چیزها در سوئد بعد از آن تنظیم شد که دههآخر قرن نوزدهم سوئد دچار قحطی وحشتناکی شد و در نیمه اول قرن بیستم مردمش گروه گروه به آلمان یا آمریکا کوچ می کردند. در نتیجه سیاسیون سوئد راهی یافتد که فکر خروج از کشور را از ذهن مردم بیرون کنند.

  • ایولا داره دمشون گرم.

  • ایشون احیانا سر به نیست نشده؟

  • الان وقت وقت عقده گشایی هست. برو که بریم....

  • ایا بازی دادن معیشت یک ملت توسط یک دولت توحش نیست ایا فقیر کردن مردم با گرا نی توحش نیست ایا نصف شدن ارزش حقوق کارگر و کارمند با بهانه های مختلف توحش نیست ایا فریب همین اقشار با افزایش حقوق 20 درصدی در سال اینده توحش با لبخند نیست ایا واگذاری پرداخت یارانه همین فقرا بدست استاندار و فرماندار و بخشدار موجب ایجاد رانت وفساد سیاسی در کشور نیست و دیگر نامش بقول اقای جهانگیری گدا پروری نیست چرا به دنبال توحش در بیرون مرزها میگردیم

  • خدا این دانشجو را حفظش کنه

  • عالی

  • در پاسخ به خطاب دهنده به محمد لیبرال
    اولا اقتصاد سوئد و سایر کشورهای مبتنی بر سوسیال دموکراسی رقابتی و آزاد با مداخله اندک دولت یعنی همان مولفه های یک اقتصاد لیبرالی است . با این تفاوت که از سرمایه داران و بنگاه های خصوصی مالیات سنگینی اخذ می شود و این مالیات سنگین صرف رفاه مردم می شود .در نتیجه فاصله طبقاتی بر خلاف حتی بعضی کشورهای دموکراتیک اندک است . تعاونی هایی هم وجود دارند اما نقش اصلی را همان بنگاه ها و صنایع تولیدی وابسته به بخش خصوصی و سرمایه دار را دارند .
    ثانیا : برخلاف ادعاهای مضحک تو و امثال تو این کشورها از جمله سوئد جز دموکراتیک ترین کشورهای جهان قرار دارند و لازمه آن آزاد ی بیان و انتقاد از دولت و حاکمیت است . گذشته از آن در یک نظام دموکراتیک که احزاب مخالف خارج از دولت به فکر پیروزی در انتخابات و به دست گرفتن قدرت هستند بایکوت خبری ادعایی شما چگونه ممکن است ؟این ادعای مضحک شما مال نظام های دیکتاتوری که قدرت در اختیار شخص و یا نهایتا یک حزب است می باشد نه کشورهای پیشرو و ممتاز در عرصه دموکراسی یعنی کشورهای اسکاندیناوی .بایکوت خبری و اختناق فکری مال کشور ماست که دیروز سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرده است که اشخاصی در پروژه نفوذ!!! را دستگیر کردیم که در پی تبلیغ سیاست کاهش جمعیتی بودند !!!!!احسنت به این همه احترام به سلایق گوناگون دارای سیاست های مختلف !!!
    ثالثا : همان طور که به درستی اشاره کردی از معایب این نظام مالیات های سنگین است که ممکن است سرمایه را فراری دهد .اما دلیل دوام آوردن یک چنین نظام اقتصادی گذشته از وطن پرستی و نوع دوستی مردمان این کشورها به پاک بودن مالی این نظام ها نیز برای گردد. کشورهای اسکاندیناوی جز ده کشور پاک دنیا که کمترین میزان فساد اقتصادی را دارند می باشند . اگر بنا باشد که در این کشورها مثل کشورهایی که فساد مالی و اقتصادی در آن بیداد می کند از جمله کشور ما ایران که مفاسد اقتصادی چند میلیارد دلاری بابک زنجانی و آریا رخ می دهد این بساط فساد و دزدی ها برپا باشد که دیگر پول چندانی برای برنامه های رفاهی و کاهش فاصله طبقاتی و عدالت اجتماعی نمی ماند و سرمایه داران و تولید کنندگان رغبتی و تمایلی برای دادن مالیات های سنگین که به جای رفاه ملت صرف فساد شود ندارند .

  • مهمان 18/12/10 ساعت 22:12

    خوب تصمیم گرفته ای به نفهمیدن. اینهمه در مورد نقش تعاونی ها در سوئد و حمایت شدید دولت از آنها گفتم انگار با دیوار حرف زدم.یعنی تفاوت گذاشتن دولت بین نهادهای اقتصادی مختلف و نه ایجاد فضای آزاد رقابتی برای همه که در نتیجه سرمایه دار هر غلطی بخواهد بکند. اقتصاد لیبرالی اقتصاد آمریکا است نه اقتصاد سوئد.

    در مورد دیکتاتوری هم البته شما عاشقان دلباخته غرب می توانید هر چه دوست دارید یاوه سرایی کنید اما حقیقت این است که هزاران کودک با همین سیاستهای دیکتاتوری مخوف سوئدی و سیاست تربیت یکسان از والدین خود جدا شده و به پروشگاههای سوسیال فرستاده شده اند. چند سال پیش یک دانشجوی ایرانی دانشگاه کارولینسکا فقط به دلیل اینکمه از دختر 11 ساله اش خواسته بود نماز بخواند دستگیر و سه روز سه زندانی شد و با توجه به اینگه خارجی بود و قوانین را نمی دانست مورد رافت سوئدی قرار گرفت و با تعهد به اینکه هرگز از فرزندش چنین چیزی را نخواهد آزاد شد! من خودم از نزدیک مشاهده کردم که چگونه خانواده های عراقی پناهنده با همین قانون از هم پاشیده شدند. زاری و گریه مادرانشان را دیده ام. توسل ها و نذر و نیازهای آنها به امید به رحم آمدن دل سنگ نهادهای به اصطلاح هیومنیترین سوئد را دیده ام.

    متاسفانه این چیزها هرگز نه تنها در سوئد بلکه حتی در ایران هم منعکس نخواهد شد. روزنامه کثیفی مثل افتون بلات که بلد است از همه دنیا بد بنویسد و از سوئد یک بهشت بتراشد حاضر به درج هیچ کامنت مخالف مستدلی در انتقاد به این وضعیت نیست.
    صد البته هرگز به شما نخواهند گفت که ماجراهای اعتراضات مه 2016 در استهلم چه بود و یا چرا در یوته بوری و مالمو صدها خودرو به آتش کشیده شدند. آری. دیکتاتوری یعنی همین. کافی بود یک دهم این حوادث در ایران رخ دهد تا تیتر اول رسانه های دنیا شود. اما چون سوئد است هیچ خبری منعکس نمی شود جز شاید در حد گذرا و حاشیه ای.

    متاسفانه شما حتی ذره ای فکر نمی کنید که بفهمید اگر سوئدی ها همه با یک تربیت یکسان و با وفاداری بزرگ می شوند نتیجه همان دیکتاتوری مخملی و پنهان است. والا صد سال قبل هرگز چنین وفاداری در سوئدی ها وجود نداشت. در ایران مردم آزادند هر طور می خواهند زندگی کنند و فرزندان خود را تربیت کنند در حالی که در سوئد مطلقا چنین نیست.
    اما در مورد فساد هم در اشتباه هستید. کارتلهای بزرگ مواد مخدر و قاچاق زنان و قاچاق اعضای بدن کجا پولشان را پس انداز می کنند؟ در ایران یا در سوئیس؟
    همه می دانند سوئیس مقصد همه پولهای کثیف قلمبه دنیا است. اما هیچ کس هیچ کاری با سوئیس ندارد.

    خود سوئد هم مرکز بزرگ فساد و پولشویی است. آنهمه پولهای قلمبه که در گالری ها و حراجی های هنری استکهلم سالانه رد و بدل می شود پولشویی است و همه هم می دانند که این انتقال پول هنگفت به بهانه خرید یک تابلوی نقاشی در واقع بهانه ای برای پوشاندن نقش دو طرف معامله در جا به جایی مواد مخدر و یا زنان است. البته باید اعتراف کرد که در مقایسه با سوئیس، انگلیس و فرانسه ، باید سوئد را یک کشور پاک تصور کرد!

  • اقتصاد سوئد و نظام های سوسیال دموکراسی اگر چه به طور کامل یک اقتصاد لیبرالی نیست اما یک نظام سرمایه داری رقابتی مبتنی بر بازار آزاد است با این تفاوت که بر خلاف اقتصاد های لیبرالی این نظام سرمایه داری در سوسیال دموکراسی ها در راستای عدالت اجتماعی اصلاح شده است .به هر حال دوران اقتصاد سوسیالیستی و دولتی به سر رسیده و ناکارآمدی این نوع اقتصاد ثابت شده است و به همین دلیل در ایران هم بر خصوصی سازی تاکید می شود.
    اما مضحک تر ادعاهای عده ای مثل زرشناس و عباسی مبنی بر نئو لیبرال بودن اقتصاد ایران و سیاست های در پیش گرفته شده توسط دولت های گذشته و روحانی است .آخر این ادعاها مضحک را برای چه می کنید ؟ در نوليبرالیسم دولت کوچکترین مداخله ای در اقتصاد نمی کند و قیمت ها واقعی است و کمترین یارانه ای هم به هیچ یک از اقشار داده نمی شود حال هر چه قدر می خواهد که این اقشار ضعیف و له شده باشند . زمانی که خانم مارگارت تاچر که به همراه ریگان بنیان گذران نئو لیبرالیسم محسوب می شوند در انگلستان روی کار آمد حتی تا یارانه شیر مدارس را قطع کرد که در اعتراضات و ناآرامی های مردم انگلیس یکی از شعارهای مخالفان تاچر شیر دزد بود . در ایران که هم چنان یارانه داده می شود و قیمت برخی کالاهای اساسی مثل بنزین و نان هنوز واقعی نشده است . اخیرا هم که دولت بسته کمکی را برای تعداد زیادی اقشار ضعیف و کارگر و کارمند تدارک دیده است .


  • مهمان 18/12/11 ساعت 19:31

    تو تصمیم رفته ای آدم نشوی.منهم نمی توانم کاری برای کسی بکنم که خودش را به خواب زده است.
    ضمنا آن سیستمی که در ایران اجرا می شود بسیار کثیفتر از نئولیبرالیسم است. در مکتب کینزی باید دولت دخالت نکند و حداقل دخالت در اقتصاد داشته باشد. اما در ایران دولت دخالت نمی ند اما نه به نفع جامعه بلکه به خودش و امثال آخوندی ها و قاضی زاده ها. در واقع امثال حسن عباسی و زرشناس باید بگویند دولت روحانی در مقابل مردم نئولیبرال است اما در مورد فک و فامیل خودشان ابدا نئولیبرال نیست!

  • در مورد پرورشگاهها در سوئد اطلاعی ندارم اما سوئد تنها کشور مبتنی بر نظام سوسیال دموکراسی نیست .کشورهای اسکاندیناوی کلا در زمینه توسعه انسانی جز کشورهای برتر هستند .فساد هم در آنها پایین است . البته ادعا ندارم که این کشورها بهشت هستند اما اکثر زمینه ها پیشرو هستند . بهترین دلیل هم در عالی بودن وضعیت این کشورها از جمله سوئد نرخ بالای مهاجرت از جمله مهاجرت همین مسلمانان به سوئد برای برخورداری از مواهب اقتصادی و رفاه این کشورهاست که موجبات نارضایتی بخش زیادی از مردم آنها را فراهم کرده است
    . گذشته از آن نظام دموکراسی متعلق به کشورهای غربی فقط نیست . تعداد مهمی از کشورهای دموکراتیک اتفاقا شرقی و حتی اسلامی مثل مالزی هستند . پس زر زیادی نزن و یاوه گویی نکن .

  • مهمان 18/12/11 ساعت 19:40

    خیر عزیزمن. بهشت جایی است که فکر کنی بهشت است. هر چند جهنم باشد. خوشبختی و بدبختی ماهیت خارجی ندارد و صرفا حاصل نگرش انسانها به زندگی است.
    وقتی با زور تبلیغات می شود از یک یکتاتوری ک بچه ها را ازابتدا با شستشوی مغزی تا بزرگسالی کنترل می کند بهشت گذاشت چرا کره شمالی بهشت نباشد؟
    اتفاقا مردم آن کشور هم کشور خود را بهشت می پندارندو.
    مخصوصا که کره شمالی برخلاف سوئد نه بیکار دارد و نه معتاد و نه کارتن خواب.
    اما تشریف بیاورید به شهرهای سوئد. فقط در شهر کوچک دو بسیار زیبای اپسالا باید ببنید که چگونه صد متر به صد کتر خیابنهای منتهی به میدان مرکزی stora torget مملو ا از گدا است و چگونه افراد زیادی شب را در گوشه ایستگاه راه آهن تا صبح می خوابند و سال گذشته در سیلابی که در این شهر آمد حتی داشتند غرق می شدند.

    من چشم و دلم سیر است آقای محمد لیبرال.
    چیزهایی که تو در کتابها خوانده ای من از نزدیک با چشم خودم دیده ام و می دانم که کذب محض است. در مور نروژ و فنلاند و دانمارک هم اطلاع دارم. آنها هم به همین صورت هستند حتی بدتر.
    سیاست جلوگیری از فکر کردن مردم یک برنامه مهم و اساسی در این کشورها است.

    داستان مردم سوئد داستان بودا است که در ابتدا همان سیدارتا شاهزاده هندی بود پدرش او را طوری بزرگ کرده بود که خیال می در سر زمین او هیچ غم و غصه و ماتم وجود ندارد. اما روزی دور از چشم پدر بین مردم آمد و بیماری و فقر و مرگ را ازنزدیک دید.

    اینجا بود که آن کاخ سلطنتی و همسر جوانش را رها کرد و به قول خودش آزاد آزاد شد. مانند کرگدن.

    البته دوستان سوئدی من مخصوصا سوئدی های مسلمان شده اعتراف می کردند که ضعیت خفقان سوئد را نمی توانند تحمل کنند. چند نفر از آنها به امید تجربه حکومت به اصطلتح اسلامی به ایران آمدند و بعد دیدند که اگر در سوئد اقلا دولت بد است و مردم عموما مهربان هستند اما در ایران دولت و مردم را بد بودن و شارلاتانیسم با هم مسابقه گذاشته اند.

  • چرا تو خودت چند سال را در سوئد زندگی کردی ؟ به قول زیباکلام در مناظره اش با خسروپناه چرا در حالی که سالی چهار نفر از غرب به دارالاسلام نمی آیند اما هزاران نفر از دارالاسلام به دارالکفر غرب می روند ؟ آن گدایانی که در سوئد نام بردی تقریبا همگی همین مهاجران شرقی از جمله همین مسلمانان نالایق که اکثرا هیچ گونه هنر و تخصصی در هیچ زمینه ای ندارند تا از آنها در این کشور استفاده شود هستند و طبیعی است که این اشخاص انگل و سربار جامعه آن جا به گدایی کردن بيافتند .
    در آزادی اکثر جوامع غربی همین بس که مسلمانان در آن جا آزادانه به تبلیغ اسلام حتی نوع افراطی خشونت طلب و متحجرانه اش یعنی اسلام وهابی مشغول هستند تا تو و امثال تو مدام در بوق و کرنا کنی که اسلام در غرب در حال گسترش است اما در ایران پس از گذشت چهل سال نه فقط بهایی ها که دراویش شیعه نیز جز فرق ضاله و انحرافی محسوب شده و به آنها انواع و اقسام فشارها و محدودیت ها و حتی زندان تحمیل می شود . نوکیشان مسیحی مبلغ هم که اکثرا کاری به سیاست و حکومت ندارند و فقط به تبلیغ دین مورد نظرشان مسیحیت مشغول هستند با عناوین واهی اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و زندانی می شوند و عامل استعمار و سایر ادعاهای کذایی این چنینی معرفی می شوند .
    در مورد زور تبلیغات هم باید بگویم که چندان در عصر ارتباطات کارآیی ندارد .
    وقتی دهها شبکه ماهواره ای و اینترنت و سایر وسایل ارتباط دسته جمعی وجود دارد دیگر مردم یک کشور و جامعه را چندان نمی توان شست و شوی مغزی داد .و اتفاقاً یکی از دلایل مخالفت نظام سیاسی اقتدارگرا و انحصار طلب حاکم بر ایران با ماهواره و اینترنت و متوسل شدن به فیلترینگ شدید همین مشکل بغرنج است .

    چند نفر از دوستان سوئدی مسلمان تو به ایران آمدند تا در سایه حکومت اسلامی زندگی کنند ؟؟!!! احتمالا آنها یا دیوانه بودند یا تو دروغ می گویی که احتمال دومی بیشتر است . هر سال از کشورهای اسلامی از جمله ایران به امید دست یابی به مواهب مادی دهها هزار مسلمان به آنجا از جمله سوئد مهاجرت می کنند آن وقت سوئدی های مسلمان شده می خواستند به ایران مهاجرت کنند ؟ البته اگر راست بگویی عجیب هم نیست چرا که عده ای از زنان و مردان غربی مسلمان شده هم در زمان حاکمیت داعش بر بخش هایی از سوریه و عراق به این کشورها آمدند تا زیر سایه حاکمیت اسلامي دولت داعش زندگی کنند که یک نمونه اش کلیپ یک زن مسلمان آلمانی الاصل در یوتیوب موجود است .

  • چرا نمی گویی چرا برگشتم ایران؟
    من فقط برای تحصیل به سوئد در دانشگاههای بسیار با کیفیت آنها رفته بودم و برخلاف حضرات شما هم ابدا یک آدم خودباخته ذلیل و شیفته غرب نبودم.
    هم خوبی های سوئد را دیدم و هم بدیهایش را. هم سادگی و محبت مردم مهربانش را و هم خفقان سیاسی حاکم را که از نظر شما عین آزادی است!
    شهید چمران هم چنین آدمی بود که ناسا را ول کرد و آمد لبنان و بعد ایران.

    زیبا کلام هم برای اینکه بفهمی شعور ندارد استدلالش عین کسی است که بگوید اگر علم ارزشی داشت چرا مراجعه کنندگان به سایتهای پورن در اینترنت صدها برابر مراجعه کنندگان به سایتهای علمی هستند؟
    این منطق که چون فلان دکان مراجعه کننده ببشتری دارد پس کالایش مرغوب تر است ازبیخ و بنیان غلط است. چرا که خود ما می بینیم چطور مردم بازور تبلیغات برای خرید کرم حلزون صف می کشند!
    و و فهمیدن همین نکته برای دانستن سطع شعور نداشته زیبا کلام کافیست. غربیها با زور تبلیغات از کشورهایشان بهشت تراشیده اند. آن خانواده هایی که بچه هایشان توسط دولت رسما دزدیده شوه بودند همه از پناهندگانی بودند به اسم زندگی راحت و بهشت آسا به سوئد آمده بودند. حتی تعدادی از این خانواده های برای کسب امتیازات بیشتر تغیین دین داده و مسیحی شده بودند. اما حالا داشتند به چشم خود معنی واقعی آزادی را می دیدند.

    اما در مورد آزادی تبلیغ اسلام در غرب هم دروغ می گویی چون چیزی ندیده ای. من شخصا در مرکز شیعی اوپسالا از نزدیک در جریان فشارها و مشکلات همه روزه کار تبلیغ اسلام واقعی در اروپا بودم. دولتهای اروپایی به دلیل رابطه بسیار خوبی که با عربستان دارند بشدت از مساجد و مراکز وهابیت حمایت می کنند. همه مساجد آنها در بهترین و شیک ترین نقاط شهرها واقع شده است و مورد حمایت پلیس است. حتی چند سال پیش که عده ای نئونازی به این مساجد حمله کرده و بر دیوارهایش شعار نوشتند پلیس و نهادهای مردم نهاد بشدت از آنها حمایت و از آنها دلجویی کردند. اما مرکز شیعیان این شهر صرفا یک سالن در همکف یک آپارتمان بود با حداقل امکانات که مخصوصا در سالهای اخیر همیشه باید چند نفر بیرون در کشیک می گذاشتیم چون وهابی ها تهدید کرده بودند به آن حمله خواهند کرد. اعتراضات مسولان مرکز و مصاحبه هایشان هرگز در روزنامه های سوئدی درج نمی شد الا آن بخشی که مثلا تفرقه افکن باشد و بشود جنگ بین مسلمانان شیعه و سنی را پر رنگ کرد و از آ به عنوان تبلیغ علیه السلام استفاده کرد. مسجد امام علی علیه السلام استکلهم هم از بس به آن توسط حضرات وهابی و بهایی و منافقین حمله شد و کسی با آنها برخورد نکرد بردند به خارج از شهر در دهکده ای به نام یارفالا، جایی در دور از هر ایستگاه اتوبوس و مترو! به این می گویند فشار غیر مستقیم!
    اما در عوض همان سال جوانان وهابی شده را می بردند به سوریه برای پیوستن به گروههای معترضان میانه رو! و البته دولت سوئد هم هیچ مانعی برای رفتنشان ایجاد نمی کرد.



    اما ادعاهایی که در مورد عدم آزادی در ایران کردی درست است و اتفاقا کار صحیح هم همین است. اتفاقا ما ناراختیم از اینکه این این برخورد ها تضعیف شود. حاکمیتی که مبنایش قرار است اسلام باشد چطور اجازه دهد گروههایی که برای تضعیف این مبنا فعالیت می کنند آزاد باشند؟ مگر در خود سوئد اجازه می دهند گروههای ضد ماسونی فعالیت کنند *؟ مبنای آنها یک چیز است و مبنای ما چیزی دیگر. این بدیهی است که هیچ حاکمیتی اجازه تضعیف اساس خود را ندهد.
    از آن مهمتر اینکه حضراتی که اسم بردی تماما سیاسی کار هستند. اگر جز این بود چرا اینهمه حمایت خارجی دارند؟ همان نوکیشان مسیحی نه فقط در ایران بلکه در یک کشور لاییک مانند ترکیه بشدت مورد حمایت غربیها هستند ( همان غربی که خودش لاییک است!!) تا جایی که وقتی دولت اردوغان یک کشیش آمریکایی را به اتهام مشارکت در کودتا و اقدام علیه امنیت ترکیه بازداشت کرد زیر فشارهای همه جانبه امنیتی قرار گرفت! در ایران هم شاهدیم که هر گروه با هر عنوان که در ایران علیه حاکمیت اسلامی فعالیت کند مورد حمایت کامل آنها است. این فعالیت ها گاه علنا سیاسی است و گاه با پوشش تبلیغ صرفا دینی اما حمله به اسلام. کشور آذربایجان هم دیدنی است که در آن فعالیت بهاییان و وهابیان و یهودیان و مسیونرهای مسیحی کاملا آزاد است و خود را نماد آزادی دینی می داند اما حتی امامزاده ها و حسینیه های شیعیان را تعطیل می کند و مانع مراسمات مذهبی آنهامی شود.
    جرا؟ چون آزادی در دنیا اساسا یک حرف مفت و ادعای پوچ است. آزادی هر عقیده مساوی است با ایجاد محدویت برای عقیده مخالف آن. استثنایی هم وجود ندارد.


    و اتفاقا شعار آزادی اینترنت و رسانه هم دروغ است. در دنیایی که شبکه های مخالف را از روی ماهواره ها حذف می کنند و اکانت های توئیتر و اینتاگرام مخالف اسراییل را تعطیل می کنند.

    آزادی عقیده یک دروغ بزرگ است که معنای آن این است که هر کس هر چه تریبون گنده تر و بلندگویش پر و سر و صدا تر باشد صدایش شنیده شود و دیگران صدایشان به جایی رسد.
    با وجود هزاران سایت و رسانه و شبکه ماهواره ای آنکس که در حال شتشوی مغزی مردم دنیا است شما کثافتها هستید نه ما که حداقل امکانات رسانه ای را داریم.
    پس آزادی رسانه ها هم معنایی جز تسلیم کردن کشور به جریان حاکمیت مطلق رسانه ای دنیا ندارد. رسانه های که برنامه گوجه پرانی اسپانیا را تیتر اول خبرهای خود می کنند اما مراسم اربعین را کاملا بایکوت خبری می کنند. یک تجمع ده نفره در تهران را تیتر اول جهان می کنند و ولی در فرانسه یا سوئد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است!

    اگر دیکتاتوری این نیست پس دیکتاتوری چیست؟



    و البته که کافر همه را به کیش خود پندارد. تو نباید هم باور کنی که دوستان من الان در حوزه علمیه قم و دانشگاه جامعه المطفی العالمیه در حال تحصیل هستند و می خواهند مبلغ بشوند و برای تبلیغ با اعمال شاقه به سوئد برگردند.

    آنها برخلاف امثال تو فریب کرم حلزون غرب را نخورده اند.
    آنچه باید دیده باشند را دیده اند و چشم و دلشان هم کاملا پر است.
    مثل توی اسراییلی این همه عقب افتاده و ندید بدید نیستند.

    * قبرستان شهر اپسالا به نظرم یکی از دیدنی ترین جاهای این شهر است. بسیاری از قبرها مخصوصا قبرهای افراد مهم شهر فاقد صلیب هستند. اما پر از علائم ماسونی مانند چشم و دست دادن و خورشید و هرم و حتی پرگار و گونیا هستند.

  • سلام ریس جمهور،من دیگه از زندگی سیر شدم توی ۳۰سالگی چون نه مدرک لیسانس نه کارت پایان خدمت بدردم نخورد،بیکار شدم پول نان هم ندارم چند روز با این وضع اقتصادی و گرانی مصالح کارگری هم نیست،نه دیگه ارزو ازدواج دارم نه خانه ،،ماشین فقط کمکم کن شاغلم بشم یا بیشتر از این گرسنگی نکشم.شماره تماس من ۰۹۰۳۳۰۵۲۹۲۸_شماره عابربانک سپه۵۸۹۲۱۰۱۰۶۰۸۹۶۴۴۲ هادی قربانی هستم.دیگه روانی شدم بس به هیچ هدفم نرسیدم

  • مهمان 18/12/12 ساعت 07:26

    کسی تو را مجبور کرده بود دانشگاه بروی؟
    اگر رفته بودی به هنرستان و مثلا تراشکاری و جوشکاری یاد گرفته بودی همان بیست سالگی شغل مناسب پیدا کرده بودی. البته نه شغل پشت میز.

  • در پاسخ دهنده به محمد لیبرال
    این که در کشورهای غربی مثلا سوئد شیعیان مسجدشان در واقع یک اتاق است مشکل غرب و عربستان سعودی نیست . جمهوری اسلامی هم مثل عربستان سعودی برای ساخت مساجد باشکوه و تبلیغ اسلام شیعه هزینه کند وگرنه کسی و دولت های غربی جلویش را نگرفته است .شیعیان آزادانه در این کشورها مراسم سینه زنی و عزاداری راه می اندازند و کسی مانعشان نشده است .
    آذربایجان هم مثال مناسبی نبود چون این کشور چندان دموکراتیک نیست و علاوه بر آن یک رژیم لائیک افراطی و ضد دین در آن حاکم است .
    در مورد حاکمیت آزادی بیان و عقیده هم آمریکا را که به نسبت کشورهای غربی دموکراتیک نیست را مثال می زنم که در آن شخصی مثل نوآم چامسکی دهها کتاب علیه امپریالیسم آمریکا و سیاست های رژیم این کشور آزادانه می نویسد که در ایران این کتاب ها ترجمه شده است . حال کجا باشد در ایران اگر یکی در حد یک مقاله آتشین و تند مثل چامسکی را بنویسد در خوشبينانه ترین حالت به جرم تبلیغ علیه نظام که مجازات حبس از سه ماه تا یک سال را دارد محکوم می شود .چنان که صادق زیبا کلام در واکنش به سخن روحانی که از دانشگاهیان خواسته بود در مورد برجام و هسته ای اظهار نظر کنند گفته بود که این امر چگونه ممکن است وقتی من به خاطر گفته هایم در مورد هزینه های تحمیل شده به کشور و خسارات شدید برنامه هسته ای به منافع ملی پایم به دادگاه انقلاب کشیده شده و با دادن وثیقه سنگین به من هشدار داده شده که در صورت تکرار محاکمه می شوم. هم چنین کتاب شوکران اصلاح که مربوط به دفاعیات عبدالله نوری در دادگاه ویژه روحانیت بوده و در مدت کوتاهی به چاپ های مکرر رسیده بهترین سند برخورد سرکوب گرانه با منتقدین و دگرانديشان است . اخیرا هم که آقای احمدی نژاد علی رغم اختلاف فکری من با ایشان در کلیپ های سخنرانی شان از سرکوب منتقدین دلسوز نظام و انقلاب انتقاد کرده و روشنگری کردند .
    البته صرف نظر از آزادی عقیده و بیان ادیان و ممنوعیت ادیان به دلیل اسلامی بودن حکومت که حتی به برخورد و سرکوبی فرق اسلامی متفاوت مثل دراویش هم کشیده شده است و در این زمینه از دوران قبل از انقلاب هم وضعیت بدتر و عقب تر است اما در سایر موارد آزادی عقیده و بیان و انتقاد از حکومت و روزنامه ها و نشریات گوناگون علی رغم حاکمیت اقتدارگرايان انحصارطلب حاکم بر نهادهای امنیتی و قوه قضائیه که در فکر استبدادی کردن هرچه بیشتر نظام جمهوری اسلامی هستند وضعیت به نسبت قبل از انقلاب و دوران پهلوی به مراتب جلوتر و بهتر است هرچند که باز حتی در وضعیت مطلوب هم نیست. به قول ماشاالله آجودانی در کتاب مشروطه ایرانی ما پس از تحقق دو انقلاب بزرگ هم چنان گرفتار و اسیر استبداد هستیم .
    ضمنا این قدر متوسل به سفسطه تو هم بد هستی نشو .به فرض تمام ادعاهای تو درباره دروغین بودن آزادی و دموکراسی غربی واقعیت داشته باشد که چنین نیست مگر نظام های دموکراتیک فقط متعلق به غرب هستند .تعداد مهمی از نظام های دموکراتیک که اتفاقا الگو هستند اتفاقا متعلق به کشورهای شرقی و حتی اسلامی مثل مالزی هستند .
    اما در مورد کرم حلزون غرب گفتی بگذار جوابت را بدهم . الحمدلله ما در زیر سایه حکومت دینی هستیم و می بینیم که چه مفاسد گسترده مالی و دزدی ها که حتی در دوران پهلوی بی دین این مفاسد سابقه نداشت اتفاق می افتد . در این بین هم با وجود این واقعیت که فساد اقتصادی در چند سال اخیر حتی از دوران پهلوی بیشتر بوده است باز عده ای از مسئولین می گویند فساد اگر چه وجود دارد اما سیستماتیک و نظام مند نیست و سیاه نمایی در این زمینه نکنید . نمی دانم باید مفاسد اقتصادی چند هزار میلیارد تومانی تا چه سقفی و چند بار در جمهوری اسلامی تکرار شود تا بپذیریم که فساد سیستماتیک و نظام مند است
    . در مورد وضعیت دینداری هم که به لطف برخورد ابزاری با دین و این انحصار طلبی ها و مفاسد و نا کارآمدی های گسترده این نظام که روز به روز در حال مشاهده بیشتر آن هستیم می بینیم که چگونه دینداری جوانان ضعیف تر می شود و بعضی از آنها از اسلام خارج و مسیحی یا بی دین و یا حتی بی خدا و خدا ناباورمی شوند . و این هم از برکت حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت دینی بود که به قول یکی از اپوزيسيون و مخالفین جمهوری اسلامی مسیری را که ایران و نسل های آن در مورد بی دینی و ضعف اعتقادات دینی طی دو قرن باید طی می کردند به لطف جمهوری اسلامی طی چهل سال طی کردند . به دوستان طلبه ات هم بگو نمی خواهد به فکر تبلیغ دین در غرب و سوئد باشید بلکه فکری به حال ضعف ایمانی و حتی بی دینی گسترده به خصوص در نسل جوان باشید چنان که دو تن از دوستان من که یکی فوق لیسانس داشت اگر چه وجود خدا را قبول داشتند اما معاد و نبوت و الهی بودن قرآن را رد می کردند .

  • خیر عزیزم. جبوری جواب بدهی وقتی اینطور ناگزیر از به فرار رو به جلو هستی؟

    چمهوری اسلامی اولا از این پولها ندارد. ثانیا داشته هم باشد سفرای ما که معمولا افرادی لیبرال و بی اعتقاد به اسلام هستند برای اینکارها پول نمی دهند. ثالثا فرضا هم که هم پول باشد و هم بدهند و هم بسازند می شود سیبل حملات وهابیون و بهاییان و مجاهدین خلق و سلطنت طلبان و....
    اصلا خود سفارت ایران در سوئد را از استکهلم به همین دلیل خارج کردند و بردند به جزیره لیدینیو که در شرق استکهلم است! اما باز هم هنوز به آن حمله می شود که خودم شاهد یکی از تحمعات سلطنت طلبان در کنار سفارت در زمان انتخابات 96 بودم. پلیس فقط لطف کرده بود مانع حمله آنها به خود سفارت شده بود اما مطلقا جلو فحاشی ها و اهانت های آنها به ایرانیانی که برای رای دادن به سفارت می رفتند را نمی گرفت.
    پس ادعای عزاداری آزادانه شیعیان هم دروغ است مگر در همان حسیینیه های سر پوشیده. تاکنون بارها به تحمعات علنی شیعیان حمله شده است و هیچ گاه هم با عاملان آنها برخورد جدی نشده است.

    در مورد چامسکی هم دروغ می گویی. اولا او یک نویسنده است که در خارج آمریکا شناخته شده است اما در داخل آمریکا و رسانه هایشان اعتبار چندانی ندارد و معلوما بایکوت می شود. تازه او عهلیه نظام و ماسونی و ساختار حکومتی آمریکا نمی نویسد بلکه کاملا به قانون اساسی آن وفادار است. تنها مشکل او با برخی سیاسیون و سیاستهای حزبی آمریکا مخصوصا جمهوریخواهان است. اما محال است از او کلمه ای در مورد لزوم مبارزه برای سرنگونی نظام آمریکا بشنوید.

    زیبا کلام هم رسما دارد دروغ می گوید و البته دروغگویی زندگی او است. او هر روز علنا در حال اهانت به اساس جمهوری اسلامی و زیر سوال بردن تمام سیاستهای آن است چه رسد به اینکه برای برجام محاکمه شود! تازه آنچه ما دیدیم دقیقا برعکس بود و حامیان برجام بزرگترین تریبون ها و بلندگو ها را داشتند و این مخالفان برجام بودند که مثل حسن عباسی محکوم شدند. پس زیباکلام اگر هم دستگیر شده باشد به دلیل دیگری بوده است که نمی خواهد آن را عهلنا ذکر کند. اگر مرد بود برگه احضاریه اش را نشان می داد تا همه ببینند نوشته به اتهام حمایت از برجام بازخواست شده است!!

    عبدالله نوری هم صرفا بلد است دفاعیات خود را منتشر کند اما در مورد برخوردهای دیکتاتورانه خودش در ودره هایی که وزارت کشور را در دست داشت با مخالفانش هیچ نمی گوید! دگراندیشی هم جوک بی مزه ای است. هرکس فردا که از ننه اش قهر می کند و یا دستش از قدرت کوتاه می ماند می شود دگر اندیش.
    منظور احمدی نژاد هم برخورد با امثال مشایی و بقایی است والا او هیچ مخالفتی در زمان خودش در برخورد با مخالفان نظام نداشت.

    برای ما اصلا مهم نیست که شما خوشتان بیاید یا نیاید اما بدان که دهها فرقه صوفی در ایران اعم از شیعه و سنی در حال فعالیت هستند و با وجود اعتقدات باطلی که دارند کسی هم کاری با آنها ندارد. چرا فقط فرقه دراویش گنابادی هستند که اینطور مورد حمایت خارجی ها هستند؟ چرا فقط آنها جرات دارند پلیس را تهدید کنند که یا آن عضو ما که به جرم سرقت خودرو دستگیر شده را آزاد می کنید یا به کلانتری حمله می کنیم؟ این کجای یک گروه مذهبی است؟ آری. آنها یک کالت مخوف سیاسی مذهبی هستند و نظام باید به دلیل عدم برخورد قاطع با آنها پاسخگو باشد. آزادی هم جز یک دروغ نیست و هیچ ارزشی ندارد.

    و اما در بی شعوری تو همین بس که گمان کرده ای اگر پوست سردمداران یک کشور سفید نباشد و یا اسامی آنها اروپایی نباشد و حتی اسامی عربی و اسلامی باشند می شوند کشور غیر غربی!!! خیر. مالزی یک کشور غربی است. ژاپن هم کشور غربی است. غربی بودن یک جغرافیا نیست بلکه یک تفکر است که نتیجه آن می شود مسابقه بین پاتیا در اندوزی و کوالالامپور در مالزی برای تجارت فحشا. آنچه نوع حکومتها را تعیین می کند تفکر سیاستمداران آنها است نه نژاد آنهها و حتی دین شناسنامه ای آنها. و البته همین مالزی غربی و آزاد شما هر نوع فعالیت مذهبی شیعیان را بکلی ممنوع و قدغن کرده است.

    اما نوشته ای که ما الحمدلله ما در زیر سایه حکومت دینی هستیم!
    خیر. این یگ دروغ بزرگ است. ما اسما زیر سایه حکومت دینی بوده ایم اما در عمل زیر سایه وحشی ترین غربزده های لیبرال و امثال هاشمی و خاتمی روحانی بوده ایم. صرفا در دهه شصت قدری حکومت نیمه دینی داشتیم که آنهم از صدقه سر ابرمردی مانند خلخالی بود. همان کسی که از او متنفرید.
    همان کسی که کاری کرد که هیچ معتادی جرات ابزار وجود نداشته باشد جه رسد که مثل الان مواد مخدر آزادانه در پارکها به فروش برسد و کاری کرد که فحشا بشدت زیر زمینی و نایاب شود و فساد مالی به تاریخ بپوندد. که البته شما با او سر سازگاری نداشتید.
    کما اینکه با کره شمالی هم دشمن هستید همان کشوری که اختلاس کنندگان را جلوی سگهاسی درنده می اندازد تا در کشورش اثری از بیکارسی و اعتیاد و فحشا نباشد.

    ـآری. من هم متفدم فساد سیستماتیک شده است. سیستمی که لیبرالها با نفوذ در همه ارکان نظام به دست آوردند تا آن را به اسم دین بنویسد. اگر همان روزی که هاشمی دم از مانور تحمل زده بود دستگیر و در میدان آزادی تیرباران می شد هرگز کار به اینحا نمی کشید.

    اما خروج عده ای از دین ربطی به شرایط اقتصادی ندارد. چرا که اکثر آنها که از دین خارج می شوند اتفاقا مال خانواده های بسیار مرفه بالاشهری هستند که دایما در تماس با غرب زندگی می کنند و اتفاقا از صدقه سر همین فسادها اینطور باد کرده اند.
    خدا خودش می گوید کلا ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی. سوره علق آیات 6 و 7. آنچه عامل بی دینی شده افزایش شکاف طبقاتی به نفع طبقات مرفه و سرمست از رفاه بالا شهری است که قرآن آنها را مترفین می نامند.
    الته شاید فقر هم به کفر نزدیک شود اما ما هر چه دیدیم بی دینی در طبقات بالاشهری و دیانت در طبقات پایین شهری بود. تازه هیچ زنی هم فاحشه به دنیا نمی آید الا اینکه مرد ثروتمندی تن او را می خرد.

    ضمنا این خاصیت آخر الزمان اس تمییز صورت می گیرد. یعنی سوئدی های پاک نهاد ولو آتئیست بیاید مسلمان و شیعه شوند ولی شیعه نمایان قلابی ایرانی برودند کافر شوند.
    این دو خط تا ظهور کاملا از هم جدا خواهند شد.

  • پاسخ دندان شکن و قاطعی به تو و ادعاهایت دادم و نیاز به توضیح بیشتری ندارم . همین بس که افکار و رویکرد های فاشیستی و طالبانی خود را به نمایش گذاشتی کافی است .در مورد ادعاهایت که حکومت دینی نداشتیم و اینها ... نیز چند بار در همین سایت گفتم که ادعای جدا بودن حساب حکومت و قوه مجریه از دولت وانداختن ناکارآمدی های گسترده بر گردن دولت ها و بازی کردن با این شیوه تا ابد نمی تواند ادامه داشته باشد .این که هر دفعه یکی با شعاری بیاید و رئیس جمهور شود و اوضاع خراب تر از قبل شود آن گاه تقصیر بر گردن دولت ها انداخته شود که چون لیبرال ها و جریان انحرافی و کذا و کذا بر آن ها حاکم بوده است دردی از شما و این نظام دوا نمی کند و زمانی اکثریت ملت به این فکر و نتیجه می رسد که شاید عیب و ایراد اساسی از پایه و اصل این نظام است و آن زمان حنایشان و این دعواها ی زرگری اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدال گرا که بر سر قدرت است دیگر رنگی نخواهد داشت .
    چنان که در فرانسه مردم از سارکوزی متعلق به طیف راست میانه به فرانسوا اولاند سوسیالیست چپگرا رای دادند . پس از ناامیدی از احزاب چپ و راست به ماکرون که حزب جدیدی را تاسیس کرده بود و جز هیچ کدام از جریانات چپ و راست نبود رای دادند . پس از گذشت دوسال از روی کار آمدن ماکرون و ناکارآمدی های او جنبش بزرگ جلیقه زرد ها در فرانسه شکل گرفته است که خواهان تغییرات اساسی در نظام سیاسی فرانسه اند و عده ای صحبت از انقلاب و جمهوری ششم می کنند .
    در ایران هم مردم ناکارآمدی همه جناح های سیاسی از چپ و راست و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدال گرا و نا کارآمدی همه جور تفکری و سلیقه ای در بهبود اوضاع کشور از لیبرال و انقلابی و جریان انحرافی دیده اند و در صورت تداوم مشکلات اقتصادی و اجتماعی که گذشته به خاطر ناکارآمدی سیاست های داخلی در سیاست خارجی هم متاسفانه به خاطر ماجراجویی ها و سر درد کردن جمهوری اسلامی برای در افتادن با آمریکای به قول خودشان استکباری در حال تشدید شدن است و آینده تیره و مبهمی را در پیش روی آن گذاشته است در نهایت از خود نظام رويگردان خواهند شد .چنان که در تظاهرات دی ماه سال گذشته یکی از شعارهای معترضان اصول گرا ، اصلاح طلب بازی دیگه تمومه ماجرا یعنی یک شعار ساختارشکنانه و براندازانه بود .

  • از جواب قاطع حرف می زنی؟ با کدام رو؟ با کدام دلیل؟ وقاحت هم حدی دارد.

    تو لیبرالیسم را به عنوان یک مفهوم برتر در نظر گرفته ای و مطلقا حاضر به پذیرش این همه دلیل و نشانه در مورد دروغ بودن ادعاهای آن نداری.
    آن وقت من را متهم می کنی به جرم اینکه اسلام را مقدس می دانم و بر خلاف تو منطلقا شعار آزادی نمی دهم.
    چون انسان بنده است و نه آزاد. یا بندگی خدا را خواهد کرد و یا ناچار بندگی هوای نفس و شیطان را.
    اگر این غقیده طالبانیسم است والله بالله تالله من هم طالبانیست هستیم.
    اگر این عقیده فاشیسم است والله بالله تالله من فاشیستم.

    آری. نظام هم مقصر است. ساختار نظام مقصر است. از روز اول قانون اساسی که اجازه داد نظام رای گیری شکل بگیرد اشتباه بود. همان شعار تغییر حکومت اسلامی به شعار جمهوری اسلامی هم انحراف بود. نظامی که اجازه می دهد در کشوری دشمنان ملت با ضرب و زور تبلیغات و هزینه های نجومی رای بیاورند و با ترساندن مردم سوار آنها شوند مطلقا نظام قابل اعتمادی نیست. اما این مساله ابدا از درجه خیانت و جنایت حرامزادگان اصلاح طلب و تکنوکراتها که با این روش رای آوردند و فساد را در کشور نهادینه کردند نمی کاهد.
    افراد رذلی که به جوانان رسما می گویند ما برایتان اشتغال و ازدواج درست نمی کنیم و حتی وظیفه ساختن مسکن را هم نداریم!
    اما سرتان را به پایین تنه تان می بندیم و شما را دنبال دوستی دختر و پسر و کنسرت و رقاصی می فرستیم تا مبادا به فکر دردهای واقعی خودتان بیفتید!

    اما جالب و خنده دار و در عین ال دردناک اینکه شما رجاله ها کشور را دقیقا در مسیر خلاف جهت تعلیمات اسلام پیش برده و به روز فعلی دچار کردید اما با وقاحت و بیشرمی هر چه تمامتر به مردم می گویید اینها نتیجه حاکمیت اسلام است! نتیجه دادن چند شعار ضد آمریکایی است!!

    ای شیطان پرستان! شما آنقدر در این مسیر پررویی و بیشمرمی پیش رفته اید که حتی وقتی شاهدان عینی از شرایط وحشتاک بهشت های لیبرالیستی شما حقیقت پشت پرده نظامهای به اصطلاح دموکراتیک دنیا را برایتان افشا می کنند وقیحانه انکار می کنید!
    خوب ای بیشرف! تو فرضا انکار کردی و ده تا مثل خودت از همه جا بی خبر هم باور کردند!
    اما آیا ممکن است کسی مثل من که خودش از نزدیک دروغ بودن ادعاهای تو را دیده است هم فریب بخورد؟

    چرا نظام دموکراتیک فرانسه عزیز شما که دقیقا بر اساس اصول لیبرالیسم و توسط پدران ماسونی جهان ایجاد شده با وجود آنهمه بهشت نمایی به اینجا رسیده است؟ چرا زن فرانسوی به پلیس التماس می کند ما گرسنه ایم! غذا می خواهیم؟نظام دلخواه شما چرا به این روز می افتد؟
    آنهم در حالی که فرانسه نه تحریم است و نه مورد جلات رسانه ای دنیا است و نه کسی از این معترضان گرسنه بیچاره حمایت می کند. فقط کمی از اخبارش هم که به صورت کاملا قطره چگانی و بشدت سانسور شده به بشریت رسد. اتفاقی در چه نارای شورش استهلکم 2016 و یا جنبش وال استریت و یا تظاهرات ها همه روزه در تل آویو هم شاهد آن بودیم/. بایکوت و سانسور . بهشت نمایی و سرکوب.
    چرا دیگر رقاصی های برهنه جواب نمی دهد؟ چرا مردم بیدار شدند و فهمیدند شما دشمن بشریت هستید؟


    حالا وقیحانه نظام چمهوری اسلامی را می گوبی. معترضان اندک ایرانی که سر جمع ده هزار تا نبودند و با شدیدترین حمایت ممکن رسانه ای جهانی حمایت می شدند و خود کشورهای غربی اعتراف می کردند که در حال کمک به آنها هستند را با جنبش کاملا مردمی و فراگیر جلسقه زردها مقایسه می نی؟ جنبشی که بی شک خسته شدن مردم و پس از دستگیری های گسترده و یا دادن چند وعده و وعید سرکوب خواهد شد. عین جنبش ضد دوگل سال 1968. همان جنبشی که به دستور وزیر کشور فرانسه پلیس به دانشگاه سوربن یورش آورد. یو.رشی وحشیانه که به تجزیه این دانشگاه تا الان منتشر شده است و الان دهها دانشگاه از شعبات سوربن سابق خودشان را سوربن واقعی می نامیند.
    دانشجویانی که مطلقا در صدد براندازی یا تغییر قانون اساسی نبودند و صرفا خواسته اقتصادی داشتند و خواستار استعفای دوگل بودند.
    آن وقت همین شما وفتی عده ای دانشجوی حتی سه ترم مشروطی وحشی و با شعار رسمی براندازی حاکمیت شورش کردند پلیس را به جرم تامین امنیت و ملبارزه با گنده لاتهای دانشجو نما محکوم کردید!! و پلیس فهمید که باید به جای برخورد التماس کند!

    حالا با کمال وقاحت آنچه را که جنبش نیست و تنها نمایش جنگ قدرت از یکسو و دخالت خارجی از سوی دیگر بود را نشانه بد بودن اصل حاکمیت اسلام و مبارزه با استکبار جهانی می دانید. لابد حرامزاده اید. والا حلالزاده این همه در مقابل حقیقت مقاومت نمی کند.

    ضمنا جهت اطلاع تو شعار دیگه تمومه ماجرا اختراع طرفداران احمدی نژاد بود و منظورشان هم ابدا براندازی نبود. بلکه می گفتند نیروی سومی باید بیاید که به نظرشان همان احمدی نژادیها بودند. و معتقد بودند تا حذف اصولگرایانی مانند لاریجانی قالیباف و اصلاح طلبان هوادرشان محال است عدالت در این کشور پیاده شود و البته راست هم می گفتند.
    اتفاقا خود شعارها چیزی در مورد تفییر نظام نمی گفت. بلکه می گفت این دو گروه نباید باشند. مثل طرفداران جریان سوم در آمریکا یا انگلیس. و برای همین این شعار طرفدار یافت.
    اما شما وقیحانه این شعار را به براندازانه ترجمه کردید یعنی نظام مساوی است با اصلاح طلب یا اصولگرا!! و محاال است کسی به اصل انقلاب معتقد باشد اما یکی از این دو روه نباشد!
    پس اگر در پستی مدال باید داده می شد فقطعا برترین مدالها به تو و امثال تو تعلق می گرفت.