دانشجوی منتقد: آقای روحانی چجور آبو صابون بیاریم روتون رو بشوریم؟!


ماینده بسیج دانشجویی : آقای روحانی! چه جور آب و صابون بیاوریم و رویتان را بشوریم؟
دکتر امیر حسین نظری عضو بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی سمنان ، نماینده بسیج دانشجویی کشور در مراسم روز دانشجو 97 بود که این مراسم با حضور دکتر روحانی ریاست محترم جمهور در دانشگاه علوم پزشکی سمنان برگزار شد.


+ 
66

- 
1
ارسال در 2018/12/6 ساعت 10:34 2018-12-6 10:34:01
mohsen
توسط mohsen


عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • مرگ بر روحانی و ظریف کشور را از هستی به نیست

  • ایا بازی دادن معیشت یک ملت توسط یک دولت توحش نیست ایا فقیر کردن مردم با گرا نی توحش نیست ایا نصف شدن ارزش حقوق کارگر و کارمند با بهانه های مختلف توحش نیست ایا فریب همین اقشار با افزایش حقوق 20 درصدی در سال اینده توحش با لبخند نیست ایا واگذاری پرداخت یارانه همین فقرا بدست استاندار و فرماندار و بخشدار موجب ایجاد رانت وفساد سیاسی در کشور نیست و دیگر نامش بقول اقای جهانگیری گدا پروری نیست چرا به دنبال توحش در بیرون مرزها میگردیم

  • درود به شرف این دانشجو.

  • این دانشجویان ساده لوح فقط به روحانی کمک کردند تا وجهه فردی مظلوم و مهربان و انتقاذ پذیر به خود بگیرد!
    بیچاره ها ! روحانی خرش از پل کذشته. او هم نباشد کلیت نظام هم فکر او است دارد پروژه نرمالیزاسیون و مشروطه سازی ولایت فقیه را پیش می برد.
    شما هنوز در برجام گیر کرده اید!
    جای این حرفها همان 5 سال قبل بود. الان خطر بسیار بزرگتر از برجام کشور را تهدید می کند.

  • شما راه بهتری دارید؟
    این نشون دهنده ی فرهنگ بالاشون بود که هنوزم با احترام حرف زدن.

  • البته که راه بهتری دارم. دست از این فرهنگ بالابازی بردارند. به جای حرف زدن از برجام فقط یک جمله به روحانی بگویند:
    روحانی آرزوی رهبر شدن را به گور خواهی برد

  • سلام
    اولش خوب بود
    ولی آخر که وقت ضربه آخر هست
    خراب کرد
    یعنی چی؟
    کاش تقصیر رو به گردن در و دیوار نمینداختید
    مسؤولیتپذیری اولین مرحله حل مشکل هست
    امیدوارم مسؤولیت تموم این چند سال رو به گردن بگیرن
    نه اینکه مثل ارباب به رعیت نگاه کنند
    اگر چه بیشتر شبیه به امنیه هست تا امید

  • حالا دیگه بیشتر مردم باید فهمیده باشند دکتر حسن روحانی(فریدون) کیست ... او یک جاسوس وطن فروش خائن است . یکی از مهره های بسیار کم اهمیت شیطان است.
    این مردم باید بفهمند که بدبختانه نمی فهمند و همه مشکلات مملکت از نفهی و بیشعوری مردم می باشد.

  • البته که هر تکه پنیری هم می فهمد
    چاره چیست؟
    ...

  • ناظر 18/12/6 ساعت 23:37

    اولش خوب و انتقادی بود اما انتهایش به نوعی پاچه خواری شد اما درهر صورت باز هم عالی بود .اگر همه مردم همینگونه برخورد کنند دیگر امثال روحانی نمیتوانند بر گرده مردم سوار شده و بخورند و ببرند و طلبکار هم شوند و خود را ناجی مردم قلمداد کنند و کارهای کم اهمیت ناتمام خود را در تاریخ بی نظیر بدانند و مردم را احمق فرض کنند . روحانی بیشتر در کسوت یک پادشاه است تا رئیس جمهور فقط نمیتواند مانند انان قلع و قمع کند .

  • یکی از پدران لیبرالیسم، جرمی بنتام ،صاحب نظریه (فایده‌گرایی)است؛
    که کتابی به نام «دفاع از ربا» دارد.
    نظرات او ،بابیت المال مسلمین در دانشکده‌های فلسفه و اقتصاد تدریس می‌شوند.
    دو رساله‌ی عملیه در دست داریم؛
    یکی قرآن کریم از پیامبر اسلام(ص)
    و دیگری، مکاتب پیامبران کفر به نام‌های بنتام و کینز،و.................
    در جامعه‌ی اسلامی، نمی‌توان به نام اسلام، باورمند به مینارد کینز و جرمی بنتام و میلتون فریدمن بود .
    امان ازلیبرالیسم و لیبرال ها که نمی گذارند درسرسفره مردم غذای بدون شبهه نباشد.
    لیبرالیسم زندگی ما را آلوده کرده است.
    لیبرالیسم به گونه ای در تار و پود معرفت‌ها و علم‌ها پیچیده است که قوه فرقان را حتی از مؤمنین گرفته و بسیاری را می بینیم که چطور ساده اندیشانه در چاه ویل لیبرالیسم افتاده‌اند و دست و پا می زنند.
    لیبرالیسم بافت و نسوج ساختار ها را شکل داده، و هر ساختاری درصدی از آلودگی به این ویروس را دارد.
    مشکل ما وکشورما ومسئولین کشورما این است که بنام اسلام ،درانتخابات،ازپروپاگاندا استفاده کرده ومی کنند؛!!
    دراداره کشور،بازهم از سازکار وساختارهای لیبرالی تبعیت کرده و می کنند؛!!
    این هم نتیجه اش ؛
    عده ای که منافع شان تامین شده،ومی شود،شدند طرفدار؛
    وعده ای که منافع شان تامین نشده،شدند ضد آنها؛
    عده کثیری که اکثریت جامعه هم هستند،زیردست پای آنها لِه شده ومی شوند؛
    وجالب اینکه امنیت کشور،اقتدارکشور را همین ها ، باکمترین هزینه ممکنه تامین کرده ومی کنند.

  • مطالبتان کلی گویی بود . قرآن کتاب هدایت است نه علم و از دل آن تئوری های علم مدرن اقتصاد را نمی توان بیرون کشید . گذشته از آن در مسایل سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی اخلاقی بیشتر کلی گویی کرده است و از نهج البلاغه امام علی که وارد جزئیات شده است حتی عقب تر است و به غیر از مقوله هدایت بشر به عنوان کلام الهی در سایر این زمینه ها معارف مختلف به جامعیت و برتری نهج البلاغه نمی رسد .
    ثانیا : اگر لیبرالیسم بد و دارای اشکال است پس چرا در زمینه اقتصادی در دولت گذشته که لیبرال نبود و حتی مقام رهبری این قدر بر خصوصی سازی تاکید می کنند . مگر نمی گویید که سرمایه داری و لیبرالیسم اخ و بد است .پس این همه اصرار بر خصوصی سازی توسط رهبری چیست ؟
    گذشته از آن تعدادی از کشورهای دیگر که قبلا توسعه نیافته بودند حتی چین کمونیست در عرصه اقتصاد رویکرد لیبرالی را برگزیده اند و دیدید که تبدیل چه قدرت های اقتصادی شده اند و الان تبدیل به رقیب آمریکا شده اند .
    ثالثا : بهترین نظام اقتصادی که در آن هم خصوصی سازی و رقابت و دخالت کم دولت در اقتصاد یعنی مزایا و اهداف لیبرالیسم و هم کاهش فقر و فاصله طبقاتی و تحقق عدالت اجتماعی یعنی مزایای سوسیالیسم را داراست در کشورهای اسکاندیناوی و شمال اروپا شکل گرفته است . این نظام اقتصادی که بهترین الگو برای کشورهای جهان و از جمله ایران است نظام اقتصادی سوسیال دموکراسی است .بنابراین بهترین و کارآمدترین الگو یعنی همان نظام سوسیال دموکراسی شکل گرفته و کارنامه درخشانش در پیش چشم ما و جهانیان است و نیازی به نظام موهوم و خیالی اقتصادی اسلامی که چهل سال شعارش را می دهید و در تحقق آن که هیچ اصلا معلوم نیست این نظام اقتصادی ادعایی چه صیغه ای است نداریم .

  • الف- اتفاقا نکته اینحا است که آنچه شما " علم مدرن اقتصاد" می نامید اساسا علم نیست و صرفا یک ایدئولوژی است.
    خود غربی ها همن هرگز اقتصاد را علم (Science) نمی دانند. حتی جزو علوم اجتماعی (Social Sciences) هم نمی دانند.
    اقتصاد یک متغیری است از تابع ایدئولوژی حاکم و صرفا کارش مدلسازی روابط مالی بر اساس ایدئولوژی حاکم است.
    برای همین آنچه در شوروی اقتصاد نامیده می شد در آمریکا اقتصاد نبود و بر عکس.
    پس وقتی کسی ما را دعوت می کند که اقتصاد را به عنوان یک علم بپذیرید منظورش به زبان خیلی ساده این است که ایدئولوژی لیبرالیسم و نظام حاکم سرمایه داری برمبنای اقتصاد بازار آزاد را قبول کنید!!
    یعنی همان ایدئولوژی که می گوید ربا گرفتن یک اصل علمی است! یا می گوید انسان چیزی جز ابزار تولید کالا و خدمات نیست. و یا می گوید اگر تولید صرفه ندارد آن را تعطیل کن و واردات را افزایش بده! یا می گوید اگر رباتها ارزانتر از کارگر در می آیند کارگرها را اخراج کن و به اسم افزایش بهره وری رباتهای بیشتری استفاده کن!!

    معنای این ایدئولوژی سراسر احمقانه می شود همین وضع فعلی فرانسه یا جنبش وال استریت.
    می شود تبدیل شدن ایران به یک کشور تک محصولی چون تولید به صرفه نیست - و تا ابد هم به صرفه نخواهد بود- و باید وارد کرد و کمر کمارخانجات داخلی را شکست!
    می شود وضعیت چین که کارگر را استثمار می کند و کارگر هم مجبور است با دستمزدی در حد بردگی کار کند و پوشک بپوشد چون اجازه قضای حاجت را هم در محیط کار ندارد. چرا؟ چون اگر کارگر ارزانتر از ربات تمام نشود تولید کننده حق دارد کارگر را اخراج کند!
    و یا آخوندی طبق همین به اصطظلاح علم اقتصاد مدعی شود
    و همین یعنی دنیای اقتصاد شما همان دنیای سرمایه داران است. دنیایی که سرمایه مثل زالو از خون کارگر تغذیه کند.

    و لی آن وقت یک اتفاقی می افتد! اگر بهره ورزی افزایش یافت و کارگران برای کسب سود بیشتر اخراح شدند و رباتها جای آنها را گرفتند دیگر چه کسی پول و درآمد دارد که کالاهای تولید شده رباتها را بخرد؟ هیچ کس. جز همان اقشار ثروتمند و حداکثر یقه سپیدهای برجسته. چون رباتها و کامپیوترها جای کارمندهای دو پایه را راحت گرفته اند. چه رسد به کارگران.
    در نتیجه همان کالا روی دست سرمایه دار می ماند. در نتیجه همان صنایع هم ورشکست می شود.
    این است پایان علم اقتصاد. کثیف ترین و سیاه ترین و ننگین ترین دستاورد بشر.

    و جالب است ایتکه در مرکز علم اقتصاد آقای اوباما در اقدامی کاملا خردمندانه پا روی اصول این علم اقتصاد گذاشت و با دخالت بی سابقه در تولید و حمایت از بانکها و کارخانه ها جلوی ورزشکستی آنها را گرفت و آمریکا را از لب پرتگاه نجات داد. البته او را متهم به سوسیالیست بودن کردند اما اصلا مهم نیست.
    مهم این است که شما شاگردان بی شعور سرمایه داری حتی به اندازه اوباما عقل ندارید.


    ب- رهبری معنای لیبرالیسم را تنها در امور فرهنگی و سیاسی می دانست و متوجه نبود هاشمی - این دشمن خدا و جاسوس نفوذی از روز اول- چگونه با وارونه کردن اصل 44 در حال کندن گور جمهوری اسلامی است. برای همین احمد توکلی بیشعور که آن زمان یقه اش را جر می داد که چرا احمدی نژاد در اجرای اصل 44 تعلل می کند نوشتم که نتیجه اجرای این دستورات هاشمی معنایی جز تعطیلی گسترده کارخانه و تعدیل کارگران از یکسو و خارج شدن اهرم های اقتصاد از دست حاکمیت و بازنگشتن ارز اصل از صادرات به کشور از سوی دیگر خواهد بود. اما آن ابله نشنید.
    حالا خودش بعد از 12 سال رسیده به حرف من و دارد آن را تکرار می کند!

    ج- من خودم شش سال عمرم را در سوئد گذراندم و خیلی بهتر از تو آن کشورها می شناسم. اولا پایه و اساس اقتصاد سوئد تعاونی و دولتن بشدت از تعاونی ها حمایت می کند. تعاونی بخشی وفادار به اقتصاد است که هرگز درآمد خود را صرف عیاشی و سرمایه گذاری در خارج از کشور نمی کند. بیشتر مسکن و امکانات عمومی کشور مساتقیم یا غیر مستقیم به دست تعاونی ها تامین می شود. هر چند مالکیت خصوصی هم هست اما بسیار کم پیدا می کنی افرادی را که خانه شخصی داشته باشند. جز افراد خیلی ثروتمند. اکثریت خانه ها و آپارتمانها - مانند آنها که خودم در آن ها ساکن بودم- متعلق به تعاونی های بزرگ است که به جای فروش مالکیت مسکن حق انتفاع آن را می فروشند. یعنی شما حق استفاده از مسکن را دارید اما سازه و زمین مسکن مال شما نیست. اگر مستاجر باشید معمولا همین تعاونی آب و برق و تلفن و اینترنت را به صورت عمده خریده است و شما با پرداخت اجاره پول آب و برق را هم می پردازید. اگر هم حق انتفاع خریده باشید هزینه ناچیزی را باید بپردازید چون هزینه اصل تاسیسات لازم برای آب و برق را قبلا تعاونی پرداخت کرده است.
    اما دخالت دولت هم در سوئد به صورت قوانین سخت مالیاتی است. همه مردم موظف هستند هر سال وضعیت مالی خود را به طور شفاف گزارش کنند اما عدم گزارش و یا گزارش غلط جریمه های سنگین در پی دارد. دولت از مردم فقیر مالیات نمی گیرد اما از ثروتمندان به صورت تصاعدی مالیتهای بسیار سنگین - تا بالای 60 درصد درآمد- مالیات می گیرد و در نتیجه درآمد خالص افراد جامعه چندان تفاوتی ندارد و یگ پزشک متخصص داکثر سه برابر یک کارگر شهرداری درآمد خالص دارد! تازه هر سال دولت بررسی می کند که اگر شما فقیر باشید مالیاتی را که در هنگام خرید کالا و خدمات پرداخته اید به شما برگرداند. آخر سال یک چک برایتان می فرستد و می گوید ما مثلا امسال 10000 کرون از شما مجنموعا مالیات گرفتیم که شما مشمول آن نبودید! به این وسیله مالیات را پس می دهیم!

    عالی بود؟ نه؟ آری. اما دقت کنید که این روش خارج از اسکاندیناوی قابل اجرا نیست. چون سرمایه داران چه در ایران و چه آمریکا اگر بدانند که چقدر باید مالیات سنگین بدهند فورا از کشور فرار می کنند و سرمایه خود را خارج می کنند و می برند به جایی که مالیات کم باشد. مثل آمریکا یا برزیل.
    اما چرا سرمایه دار سوئدی فرار نمی کند؟
    چون از روز اول در یک نظام دیکتاتوری و با شستشوی مغزی در آموزش پرورش سوئد بزرگ شده است. در آن کشور همه بچه ها باید الزاما با ارزشهای یکسانی بزرگ شوند. ارزشهایی مانند سکولاریسم گرفته تا وفادار به سوئد. یکی از وظایف معلمان دبستانها در سوئد این است که دانش آموزان را تخلیه اطلاعاتی کنند و دانش آمئوز باید بگوید در خانه پدر و مادر با او چه رفتاری دارند. اگر احیانا دانش آموز گزارش کند که مثلا پدرم از هیتلر تعریف کرد و یا گفت برو نماز بخوان ی من را یگشنبه بیدار کرد و بزور به کلیسا برد بچه رااز والدین می گیرند و تحویل پرورشگاههای سوسیال می دهند. در نتیجه خانواده ها حتی در خلوت خود هم جرات مباحث سیاسی خلاف نظر حاکمیت سوئد را ندارند. تا آنکه بچه خودش بزرگ شود و مطالعه ای بکند و نظرش عوض بشود . روزنامه های سوئد بشدت تحت کنترل هستند. آنها مطلقا اجازه ندارند خبری علیه سیاستهای رسمی دولت سوئد درج کند. درج اخبار منفی از کشور هم بشدت ممنوع است. البته قانون رسمی در کار نیست. اما بایکوت خبری شدید و نانوشته ای در جریان است. بگذریم. ایرانیهایی که وارد سوئد می شوند جز یک کشور آزاد نمی بینند اما خود سوئی هایی که من با آنها دوست شدم و به من اعتماد کردند بشدت از این دیکتاتوری مخملی می نالیدند.

    اما این دیکتاتوری این فایده داشته است که افراد بالغ سوئدی دیگر به خروج از کشور فکر نمی کنند. بخشی از سرود ملی سوئد این است که من در کشور پدری به دنیا آمده ام و تا دم مرگ در آن خواهم ماند *. همه اخبار صرفا مثبت اعلام می شود. حتی اخبار درگیریهای مه 2016 استکهلم بسیار ملایم انعکاس می یابد و بیشتر جنبه مثبت آن پر رنگ می شود. در نتیجه سرمایه دار سوئدی هم خود به خود فردی پایبند به وطن با روحیه بالای مشارکت در تعاونی ها بار می آید.
    این سیستم خیلی خوب است اما خود شما جلوی آن را در ایران خواهید گرفت.

    * البته این چیزها در سوئد بعد از آن تنظیم شد که دههآخر قرن نوزدهم سوئد دچار قحطی وحشتناکی شد و در نیمه اول قرن بیستم مردمش گروه گروه به آلمان یا آمریکا کوچ می کردند. در نتیجه سیاسیون سوئد راهی یافتد که فکر خروج از کشور را از ذهن مردم بیرون کنند.

  • ایولا داره دمشون گرم.

  • ایشون احیانا سر به نیست نشده؟

  • الان وقت وقت عقده گشایی هست. برو که بریم....

  • ایا بازی دادن معیشت یک ملت توسط یک دولت توحش نیست ایا فقیر کردن مردم با گرا نی توحش نیست ایا نصف شدن ارزش حقوق کارگر و کارمند با بهانه های مختلف توحش نیست ایا فریب همین اقشار با افزایش حقوق 20 درصدی در سال اینده توحش با لبخند نیست ایا واگذاری پرداخت یارانه همین فقرا بدست استاندار و فرماندار و بخشدار موجب ایجاد رانت وفساد سیاسی در کشور نیست و دیگر نامش بقول اقای جهانگیری گدا پروری نیست چرا به دنبال توحش در بیرون مرزها میگردیم

  • خدا این دانشجو را حفظش کنه

  • عالی

  • در پاسخ به خطاب دهنده به محمد لیبرال
    اولا اقتصاد سوئد و سایر کشورهای مبتنی بر سوسیال دموکراسی رقابتی و آزاد با مداخله اندک دولت یعنی همان مولفه های یک اقتصاد لیبرالی است . با این تفاوت که از سرمایه داران و بنگاه های خصوصی مالیات سنگینی اخذ می شود و این مالیات سنگین صرف رفاه مردم می شود .در نتیجه فاصله طبقاتی بر خلاف حتی بعضی کشورهای دموکراتیک اندک است . تعاونی هایی هم وجود دارند اما نقش اصلی را همان بنگاه ها و صنایع تولیدی وابسته به بخش خصوصی و سرمایه دار را دارند .
    ثانیا : برخلاف ادعاهای مضحک تو و امثال تو این کشورها از جمله سوئد جز دموکراتیک ترین کشورهای جهان قرار دارند و لازمه آن آزاد ی بیان و انتقاد از دولت و حاکمیت است . گذشته از آن در یک نظام دموکراتیک که احزاب مخالف خارج از دولت به فکر پیروزی در انتخابات و به دست گرفتن قدرت هستند بایکوت خبری ادعایی شما چگونه ممکن است ؟این ادعای مضحک شما مال نظام های دیکتاتوری که قدرت در اختیار شخص و یا نهایتا یک حزب است می باشد نه کشورهای پیشرو و ممتاز در عرصه دموکراسی یعنی کشورهای اسکاندیناوی .بایکوت خبری و اختناق فکری مال کشور ماست که دیروز سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرده است که اشخاصی در پروژه نفوذ!!! را دستگیر کردیم که در پی تبلیغ سیاست کاهش جمعیتی بودند !!!!!احسنت به این همه احترام به سلایق گوناگون دارای سیاست های مختلف !!!
    ثالثا : همان طور که به درستی اشاره کردی از معایب این نظام مالیات های سنگین است که ممکن است سرمایه را فراری دهد .اما دلیل دوام آوردن یک چنین نظام اقتصادی گذشته از وطن پرستی و نوع دوستی مردمان این کشورها به پاک بودن مالی این نظام ها نیز برای گردد. کشورهای اسکاندیناوی جز ده کشور پاک دنیا که کمترین میزان فساد اقتصادی را دارند می باشند . اگر بنا باشد که در این کشورها مثل کشورهایی که فساد مالی و اقتصادی در آن بیداد می کند از جمله کشور ما ایران که مفاسد اقتصادی چند میلیارد دلاری بابک زنجانی و آریا رخ می دهد این بساط فساد و دزدی ها برپا باشد که دیگر پول چندانی برای برنامه های رفاهی و کاهش فاصله طبقاتی و عدالت اجتماعی نمی ماند و سرمایه داران و تولید کنندگان رغبتی و تمایلی برای دادن مالیات های سنگین که به جای رفاه ملت صرف فساد شود ندارند .

  • مهمان 18/12/10 ساعت 22:12

    خوب تصمیم گرفته ای به نفهمیدن. اینهمه در مورد نقش تعاونی ها در سوئد و حمایت شدید دولت از آنها گفتم انگار با دیوار حرف زدم.یعنی تفاوت گذاشتن دولت بین نهادهای اقتصادی مختلف و نه ایجاد فضای آزاد رقابتی برای همه که در نتیجه سرمایه دار هر غلطی بخواهد بکند. اقتصاد لیبرالی اقتصاد آمریکا است نه اقتصاد سوئد.

    در مورد دیکتاتوری هم البته شما عاشقان دلباخته غرب می توانید هر چه دوست دارید یاوه سرایی کنید اما حقیقت این است که هزاران کودک با همین سیاستهای دیکتاتوری مخوف سوئدی و سیاست تربیت یکسان از والدین خود جدا شده و به پروشگاههای سوسیال فرستاده شده اند. چند سال پیش یک دانشجوی ایرانی دانشگاه کارولینسکا فقط به دلیل اینکمه از دختر 11 ساله اش خواسته بود نماز بخواند دستگیر و سه روز سه زندانی شد و با توجه به اینگه خارجی بود و قوانین را نمی دانست مورد رافت سوئدی قرار گرفت و با تعهد به اینکه هرگز از فرزندش چنین چیزی را نخواهد آزاد شد! من خودم از نزدیک مشاهده کردم که چگونه خانواده های عراقی پناهنده با همین قانون از هم پاشیده شدند. زاری و گریه مادرانشان را دیده ام. توسل ها و نذر و نیازهای آنها به امید به رحم آمدن دل سنگ نهادهای به اصطلاح هیومنیترین سوئد را دیده ام.

    متاسفانه این چیزها هرگز نه تنها در سوئد بلکه حتی در ایران هم منعکس نخواهد شد. روزنامه کثیفی مثل افتون بلات که بلد است از همه دنیا بد بنویسد و از سوئد یک بهشت بتراشد حاضر به درج هیچ کامنت مخالف مستدلی در انتقاد به این وضعیت نیست.
    صد البته هرگز به شما نخواهند گفت که ماجراهای اعتراضات مه 2016 در استهلم چه بود و یا چرا در یوته بوری و مالمو صدها خودرو به آتش کشیده شدند. آری. دیکتاتوری یعنی همین. کافی بود یک دهم این حوادث در ایران رخ دهد تا تیتر اول رسانه های دنیا شود. اما چون سوئد است هیچ خبری منعکس نمی شود جز شاید در حد گذرا و حاشیه ای.

    متاسفانه شما حتی ذره ای فکر نمی کنید که بفهمید اگر سوئدی ها همه با یک تربیت یکسان و با وفاداری بزرگ می شوند نتیجه همان دیکتاتوری مخملی و پنهان است. والا صد سال قبل هرگز چنین وفاداری در سوئدی ها وجود نداشت. در ایران مردم آزادند هر طور می خواهند زندگی کنند و فرزندان خود را تربیت کنند در حالی که در سوئد مطلقا چنین نیست.
    اما در مورد فساد هم در اشتباه هستید. کارتلهای بزرگ مواد مخدر و قاچاق زنان و قاچاق اعضای بدن کجا پولشان را پس انداز می کنند؟ در ایران یا در سوئیس؟
    همه می دانند سوئیس مقصد همه پولهای کثیف قلمبه دنیا است. اما هیچ کس هیچ کاری با سوئیس ندارد.

    خود سوئد هم مرکز بزرگ فساد و پولشویی است. آنهمه پولهای قلمبه که در گالری ها و حراجی های هنری استکهلم سالانه رد و بدل می شود پولشویی است و همه هم می دانند که این انتقال پول هنگفت به بهانه خرید یک تابلوی نقاشی در واقع بهانه ای برای پوشاندن نقش دو طرف معامله در جا به جایی مواد مخدر و یا زنان است. البته باید اعتراف کرد که در مقایسه با سوئیس، انگلیس و فرانسه ، باید سوئد را یک کشور پاک تصور کرد!