افشاگری یامین پور از کمک آمریکا به روحانی


دکتر وحید یامین پور در برنامه جهان آرا شبکه افق : آمریکا و غرب تحریم ها را لغو نکرد تا کمکی به دولت آقای روحانی کند؛ اما بعد از انتخابات اعلام کردند حالا نوبت تعطیلی آزمایشات موشکی فرا رسید است.


+ 
0

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • سرور گرامی خانم هاجر چنارانی نماینده ی محترم شهرستان نیشابور و شهر فیروزه.
    شما در نخستین نطق خود در صحن علنی ی مجلس سخنانی فرمودید که مرا ناامید کردید و از آن دلبستگی که در اثر نطقهای تبلیغاتی ی پیش از انتخابتان در من ایجاد شده بود تا حد زیادی کاستید، به این جهت بر خود لازم می دانم دقایقی از وقت گرانبهایتان را بگیرم و چند جمله در نقد فرمایشات شما به حضورتان تقدیم کنم تا شاید برایتان حکم زنگ اخباری داشته باشد که جبران مافات نمایید و جایگاه شایسته ای را در قلوب امثال من پیدا کنید.
    بانوی محترم، شما از چه کار آقای احمدی نژاد راضی بودید که آنقدر وقت و انرژیتان را برای سفرهای استانی ی وی تلف کردید؟ در صورتیکه می توانستید از آن وقت گرانبهاتر از طلا و انرژی ی ارزشمندتر از جواهرتان در جهت رفع مشکلات و ترمیم خرابیهایی که وی در طول هشت سال ریاست جمهوری اش بر سر این کشور و این مردم آورده بود استفاده نمایید، آقای احمدی نژاد در طول مدت ریاست جمهوری اش کارهای مثبت زیادی انجام داد ولی به نظر من دو کارش بسیار نابخردانه بود:
    یکی بی ادبیها و بی تربیتیها و فحاشیهایی که نسبت به دیگران از جمله کشورهای دیگر و مخصوصاً اسرائیل ادا می کرد و باعث دشمن تراشی و انتقامجویی در آنها گردید که تحریممان نمودند و چوبش را ما مردم باادب خوردیم، در صورتیکه شما که شخص فرهیخته و فرهنگ دوست و آشنا به تمدن هستید می دانید که این لحن گفتار درخور انسانهای فهیم نیست بلکه از خصوصیات بشرهای دورانهای گذشته که هنوز به مرحله ی تمدن نرسیده بودند و در جهالت به سر می بردند می باشد.
    و دیگری قطع سوبسید قبل از آنکه منبع مطمئن دیگری را جایگزین آن کند که بازهم هزینه اش را ما مردم فقیر پرداختیم، وی درست مثل اینکه بخواهد بچه را گول بزند چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه به دستمان داد و به جای آن چهارصد هزار تومان سوبسید را از جیبمان برداشت که این کارش کاملاً زرنگی به حساب می آید و نشانی از مردانگی ندارد.
    شما فرمودید: «تقاضای مردم و رهبری مقاوم سازی ی اقتصاد، ایجاد اشتغال و حل مشکلات تولید می باشد که توفیق چندانی حاصل نشده است، همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند مشکلات کشور ناشی از مدیریت ضعیف، بی حال، ناامید، غیر انقلابی و بی تحرک است، این مشکلات زمانی حل می شود که مدیریت انقلابی، فعال، پرتحرک و کارآمد بر کشور حاکم شود و امیدواریم ملت ایران در بیست و نهم اردیبهشت این مشکل را علاج کند.»
    سرور عزیز، اگر دقیقتر و منصفانه تر به رویدادها نظر بیفکنید حتماً گواهی خواهید داد که آقای روحانی بزرگترین مانع سر راه این آرزوی مردم و رهبری را که تحریمهای بانکی و معاملاتی بود از میان برداشت و جاده را برای رشد اقتصاد و ایحاد اشتغال در کشورمان باز کرد، همان موانعی که در اثر بی خردی ی آقای احمدی نژاد برایمان ایجاد گردیده بود، اما اینکه شما مشکلات کشور را ناشی از مدیریت غیر انقلابی ارزیابی کرده اید و راه حل آنها را مدیریت انقلابی معرفی نموده اید به نظر من کاملاً اشتباه است زیرا به عنوان محقق تاریخ معتقدم اکثر قریب به اتفاق مشکلات ما ناشی از عملکردهای انقلابی که طی ی 39 سال گذشته اعمال کردیم می باشد و تا زمانی که رویه ی انقلابی مان را کنار نگذاریم و به روشهای اصلاح طلبانه متوسل نگردیم به هیچوجه موفق به حل مشکلات بیشمارمان نخواهیم شد.
    خواهر گرامی، حل کردن مشکلات جامعه با توسل به روشهای انقلابی مناسب این زمان که در قرن 21 یعنی قرن انفجار اطلاعات و اوج فرهنگ زندگی می کنیم نیست بلکه امروز انسانها مشکلاتشان را از طریق دوستی و محبت و احترام به یکدیگر حل می کنند، اینکه آقای حسن روحانی گوشی ی تلفن را برمی دارد و 21 دقیقه با آقای باراک اوباما صحبت می کند نشان دهنده ی هوشمندی ی وی و درک درست او از شرایط و مناسبات قرن حاضر است و شما مطمئن باشید که از این رویه اش نتیجه ی آبرومندانه و افتخار آمیزی خواهد گرفت.
    شما در سخنرانی تان خواستار تکرار تجربه ی هشت سال جنگ تحمیلی در اداره ی امور کشور شده اید در صورتیکه به خوبی می دانید حاصل آن تجربه ی هشت ساله بیش از 300 هزار شهید و تعداد بیشتری معلول و اسیر و میلیاردها خسارت بود و خدا نکند دوباره چنان تجربه ای نه تنها در کشور ما بلکه در هیچ کشوری رخ دهد زیرا جنگ با هر هدفی که باشد مایه ی عقب ماندگی و ذلت و ضعف جامعه می گردد.
    شما همچنین گفتید: «اقتصاد مقاومتی ساختاری نظام مند دارد که در آن تهدیدها به فرصتها تبدیل شود و زمینه ی رشد و توسعه ی اقتصادی و نهایتاً عدالت اجتماعی به وقوع بپیوندد، اقتصاد مقاومتی با اتکا به نیروهای درونی به دنبال تبدیل شدن به اقتصاد پیشرو و قدرتمند است، تجلی ی اقتصاد مقاومتی در حوزه ی تولید است و در این حوزه عوامل مهم و زیادی تأثیر دارد از جمله مواد اولیه، دانش و فن آوری، نیروی انسانی، شرایط محیطی و اقلیمی و همچنین سرمایه، در حال حاضر مهمترین ماده ی اولیه در اقتصاد در دنیا نفت و گاز است که ایران منابع غنی ی نفت و گاز در اختیار دارد، از لحاظ دانش و فن آوری نیز استعدادهای فوق العاده ای در کشورمان داریم، حدود سی میلیون نیروی کار ساده و جوان و شرایط اقلیمی و فیزیکی ی ایران، ظرفیتهای بسیاری برای اقتصاد مقاومتی ایجاد کرده است، مهمترین مشکل ما در حال حاضر بالا بودن نرخ بیکاری است که باعث افزایش آسیب های اجتماعی می شود، باید در سایه ی بسیج همه با هم در ریشه کنی ی بیکاری متحد شویم با ایجاد تعاونیهای روستایی، اتحادیه های کارآفرینی، اشتغال پایدار به خصوص در روستاها فراهم آوریم و از مهاجرت جلوگیری کنیم چرا که مهاجرت باعث حاشیه نشینی، اعتیاد، فساد و بی بند و باری، طلاق و هزاران آسیب اجتماعی در جامعه می شود، باید سه قوه ی مجلس، قضاییه و مجریه همه با هم به دنبال حل مسئله باشیم، در راستای اشتغال به اقشار آسیب پذیر جامعه به خصوص معلولان، به خصوص زنان سرپرست خانوار و به خصوص زنان بدسرپرست توجه ویژه شود، با افزایش وابستگی به اقتصاد غرب ولو به صورت کلامی، شکنندگی ی اقتصاد کشور افزایش می یابد.»
    همشهری ی با عزت، این فرمایشات شما بر ملا کننده ی این واقعیت است که نظام جمهوری ی اسلامی طی ی 39 سال حاکمیتش نه تنها نتوانسته معضلات جامعه را بر طرف کند بلکه تا حد زیادی بر آنها افزوده است اما در مورد راه حلهایی که ارائه داده اید و اقتصاد مقاومتی در رأس آنهاست باید به عرضتان برسانم که اقتصاد مقاومتی تنها یک شعار است که هیچگونه پایه ی علمی و قابلیت اجرایی ندارد زیرا فاقد عنصر اصلی ی اقتصاد که سرمایه است می باشد و مشخص نیست که سرمایه ی لازم برای اجرای اقتصاد مقاومتی از چه منابعی باید تأمین گردد، درآمد ملی ی ما که نفت است در شرایط فعلی کفاف مخارج گزاف کشورمان را نمی دهد پس حساب بازکردن روی درآمد نفت برای ایجاد اقتصاد مقاومتی بیشتر به یک خوش خیالی ی ذهنی شبیه است تا یک واقعیت عینی و قابل دسترسی.
    اگر نظر مرا بخواهید تنها راه ایجاد اشتغال در کشور ما سرمایه گذاری ی خارجی است و آنهم در صورتی امکان پذیر است که وضعیت سیاسی ی مملکت دارای سامان گردد و آنهم در صورتی به سامان می رسد که مخالفین نظام از حق اظهار نظر و انتقاد برخوردار باشند یعنی قانون به همان اندازه که از موافقین نظام پشتیبانی می کند از مخالفین نظام هم حمایت نماید و به همان مقدار که موافقین نظام از امکانات بیت المال برای تبلیغ افکارشان استفاده می کنند مخالفین نظام هم از آن بهره مند گردند.
    فقط در این حالت سرمایه دار خارجی رغبت می کند سرمایه ی عزیزتر از جانش را به مملکت ما بیاورد آن را به کار اندازد و سود حلالتر از شیر مادرش را نوش جان نماید، در غیر اینصورت نه تنها هیچ سرمایه داری در کشور ما سرمایه گذاری نمی کند بلکه سرمایه داران وطنی نیز همانگونه که طی ی 39 سال گذشته سرمایه های خودشان را از کشور خارج کرده اند فرار سرمایه ادامه خواهد یافت و وضعیت اقتصادی ی ما از اینکه هست وخیمتر خواهد شد.
    اینکه آرزو کردید 29 اردیبهشت 96 آقای روحانی سرنگون گردد به نظر من اگر خدای نخواسته این آرزوی شما تحقق یابد مسلماً به ضررمان خواهد شد زیرا وی در چهار سال ریاست جمهوری اش راه تعامل با غرب را هموار کرده و تا حد زیادی شرایط سرمایه گذاری ی خارجی را فراهم ساخته که اگر در چهار سال پیش رو نیز رویه اش را ادامه دهد قطعاً اقتصاد کشورمان را به مقصد مطلوبی خواهد رساند پس از شما خواهر عزیز انتظار دارم تا این حد بدبین نباشید و بیشتر نسبت به آینده امیدوار باشید. با آرزوی موفقیت شما، محمد رضا کیانفر 09365476322

  • برادر گرامی،

    من فقط در مورد آقای روحانی اظهار نظر میکنم!

    اعتقاد دارم با این امتیازتی که آقایان تحت عنوان "دهان پر کن" دیپلماسی به بیگانگان دادند، اگر بنده و شما هم برای مذاکره میرفتیم الان همین وضعیت فعلی را داشتیم.
    ما هرکار آنها خواستند کردیم، انتظار دارید برایمان دست نزنند.

    فعلا که چیزی نصیب ایران نشده جز ویران کردن هرچه در همان 8 سال کذایی که می فرمایید دانشمندان ما بدست آوردند.
    در این 4 سال چه کردیم در عرصه ی علم،
    چه اورانیومی غنی شد؟
    کدام ماهواره ساخته و به فضا فرستاده شد؟
    راستی از میمون هایی که به فضا فرستادیم چه خبر؟ حتما آنها هم از این "دیپلماسی قدرتمند" بی بهره نمانده اند.
    راستی از موسسه ی رویان چه خبر؟
    چه دستاورد جدیدی بدست آوردیم؟

    تحریم ها که برداشته نشد، اقتصاد که لنگ دستور بیگانه است که مرحمت کند به قولش که البته "تعلیق" است نه "رفع تحریم" عمل کند.
    ما هستیم و حوضمان که اینبار آبی هم ندارد.

    وااااای که چقدر در همین برجام دروغ شنیدیم.
    خسته شده ایم از اینهمه دروغ و اصرار بر دروغ پردازی.

    نگران نباشید، آقای روحانی ماند تا اگر جلویشان محکم نایستیم بیشتر در جهان ذلیلمان کند.

  • این خانم چنارانی را تا پیش از این نمیشناختم ولی جناب اقای کیانفر با توضیحات شما درباره مشی واعتقادات ایشان .بنده به ایشان وافکارشان هزاران افرین می گویم که توانایی ملت را باور دارد وموافق گرفتن کاسه گدایی درمقابل جنایتکاران تاریخ بشریت نیست ومطمئن باشید که تاریخ نیز برصحت این افکار وخط مشی گواهی خواهد داد کجایندانهایی که میگفتند امریکا با حمله اش افغانستان را به بهشت تبدیل خواهند کرد ومی خواستند نامه فدایت شوم به امریکاییها بنویسند که رهبری بادرایت بااقتدارجلو ان کار را گرفتند برادر عزیز حالا من به شما می گویم بهتراست شماهم زیاد خوشبین نباشید زیرا که واقع بینی صحنه هم درتجارب گذشته به مانشان داده امریکا حتی با دوستان خودش هم که خدمات شایانی به اوکرده اند صادق نبوده است سرنوشت صدام را به یاد بیاورید واینقدرساده نباشید والسلام علی من اتبع الهدی

  • آقای روحانی، با تبریک موفقیتتان در انتخابات دوره ی دوازدهم ریاست جمهوری لازم به یادآوری است که شما روز 27 اردیبهشت 96 در سخنرانی تان در ورزشگاه تختی مشهد در جواب هوادارانتان که فریاد می زدند: پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه. گفتید: خیلی سربسته می گویم همه ی آن چیزهایی که شما می گویید و می خواهید فقط با حضور پررنگ شما پای صندوق انتخابات به وجود خواهد آمد، پس روز جمعه 1+11 همه ی دوستانتان همه ی یاران نظام و کشور را پای صندوق بخوانید و بیاورید.
    از این اظهارات شما چنین استنباط می شود که کمر همت به حل مشکل آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و خانم رهنورد بسته اید، به نظر من این قول شما اجرا شدنی است به شرطی که از راهش وارد شوید، راه درستش این است که وقت را تلف نکنید هرچه زودتر حرفهایتان را با این چهار عزیز گرفتار در حصر یکی کنید و به آنها بقبولانید که دست از لجبازیهای بچگانه شان بردارند نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب بنویسند در آن از رفتار آنارشیستی ی خودشان که روز 25 خرداد 88 مرتکب شدند در راهپیمایی ی بدون مجوز حضور یافتند اظهار ندامت نمایند از مقام معظم رهبری تقاضای بخشش کنند آن نامه را به شما بدهند از شما خواهش نمایند بر آنان منت گذارید و آن را به دست مقام معظم رهبری برسانید، شما خواهششان را اجابت کنید نامه را بگیرید و در جیبتان بگذارید.
    روزی که برای دریافت اعتبارنامه ی ریاست جمهوری تان به حضور رهبر معظم شرفیاب می شوید پس از آنکه ایشان اعتبارنامه ی شما را اعطا فرمودند شما با یک دستتان آن را بگیرید با دست دیگرتان نامه ی آن عزیران را به طرفشان دراز کنید و خواهش نمایید بزرگواری کنند رویتان زمین نیندازند و آن را از دستتان بگیرند، اگر این پیشنهاد را مو به مو اجرا نمایید با حدس قریب به یقین مطمئنم انشاالله گوش شیطان کر گره از کار فروبسته ی آن عزیزان گشوده خواهد شد و شما در نزد طرفدارانتان سربلند می گردید. موفق و پیروز باشید، محمد رضا کیانفر 09365476322 mohammadrezakianfar5@gmail.com

  • رئیس جمهور محترم آقای دکتر حسن روحانی
    مایه ی مسرت بسیار است که موفق شدید کابینه ای تشکیل دهید که می توان به آن نام واقعی ی اعتدال را داد و نسبتاً مطمئن بود که دیگر مشکل عمده ای برای دستیابی به شعار اصلی ی انتخاباتی تان که عبارت بود از:
    آزادی ی فراگیر، امنیت پایدار، اشتغال مولد
    در پیش رو ندارید

    سرور گرامی
    لازم است یادآور شوم به قول هموطنان آذربایجانی مان آنچه را کله ی من می داند کلاه شما بهتر می داند یعنی شما بهتر از من آگاهید که مشکل اصلی ی مملکت ما خام فروشی است، یعنی همه چیز داریم ولی هیچ چیزی نداریم زیرا تقریباً تمام منافع ثروتهای ملی مان نصیب دیگران می شود
    برای تغییر این وضع نیازمند رادمردی با درایت بودیم که خداوند متعال به ما ارزانی داشت و شما را در خدمت فرهنگ این مرز و بوم قرار داد

    آقای روحانی
    نجات کشور در دست شماست، حاجت هیچ استخاره نیست، لازم است هر چه زودتر وارد عمل شوید، نام ناجی ی ایران را برای خودتان در تاریخ جاودانه کنید و به خاطر داشته باشید که چنانچه این موقعیت مناسب از دست رود دیگر معلوم نیست چنین شرایطی فراهم گردد
    برای تحقق شعارهای شما مناسبترین راه این است که بیست میلیون شغل در کشور ایجاد گردد، تحقق این آرزو میسر است به شرطی که بتوانیم مواد خامی را که هماکنون صادر می کنیم تبدیل به فرآورده های صنعتی نماییم و سپس بفروشیم

    زمینه ی عملی شدن این پروژه در کشورمان مهیاست فقط یک قلم کمبود داریم که آنهم سرمایه است
    برای تأمین سرمایه گزینه ی مناسبی وجود دارد و آن اینکه خریداران مواد خام برای تبدیل آنها به فرآورده های صنعتی در کشورهای خودشان با هزینه های جانبی ی کمر شکنی مواجه هستند و بسیار علاقمندند که تأسیساتشان را به کشورهای صادر کننده مثل کشور ما منتقل نمایند تا هزینه هایشان کاهش یابد و در بازار بین المللی قادر به رقابت باشند
    اما اشکالاتی که در ساختار فرهنگی سیاسی ی نظام حاکم بر کشور ما وجود دارد آنان را بی اعتماد نموده و حدس می زنند که نتوانیم امنیت لازم را برای سرمایه هایشان فراهم نماییم

    عمده ترین اشکالاتی که در نظام ما به چشم می خورد یکی احتمال وقوع شورش مردم در اثر فشارهای ناشی از بار سنگین معیشت و دیگری حمله ی خارجی به مملکت مان می باشد که هر دوی اینها خطری جدی برای سرمایه های آنان به شمار می آید
    شورش مردم احتمال دارد به یک انقلاب منتهی شود و جریانی روی کار آید که همانند مرحوم دکتر مصدق که شرکت نفت انگلیس را مصادره کرد و یا مرحوم آیت الله خمینی که سرمایه های هزاران سرمایه دار را از چنگشان درآورد عمل کند

    وقوع جنگ خارجی هم با وجود دشمن تراشی های عدیده ای که در اقصی نقاط جهان برای خودمان کرده ایم به هیچوجه دور از انتظار نیست که دیوانه ای مانند صدام پیدا شود کشورمان را مورد بمباران موشکها و هواپیماهای بمب افکنش قرار دهد و به تأسیسات خارجی ها صدمه بزند

    آقای روحانی
    کلید این دو معما هم اکنون در دست شماست، یکی همین آقای محمد جواد ظریف برای وزارت خارجه که انتخاب بسیار شایسته ای کرده اید زیرا او طی ی چهار سال گذشته که در همین سمت بوده لیاقتش را در حل مشکلات با کشورهای دیگر به خوبی نشان داده و می توان امیدوار بود که بتواند با کشورهایی که با ما در موضع دشمنی هستند کنار بیاید و دشمنی شان را تبدیل به دوستی نماید

    اما برای حل مشکل داخلی که رفع خطر شورش مردم می باشد موضوع قدری پیچیده تر است به این صورت که چه در زمان محمد رضا شاه و چه در دوران حکومت جمهوری ی اسلامی غالباً محرک مردم دانشجویان بوده اند و دانشجویان همیشه در اعتراض به فقدان آزادی ی بیان دست به خشونت زده اند پس چنانچه آزادی ی بیان در دانشگاه برقرار گردد دیگر دستاویزی برای اعتراض وجود نخواهد داشت
    اینکه شما موفق نشدید وزیر مناسبی برای وزارت علوم که مسؤل دانشگاههاست تعیین نمایید جای نگرانی نیست زیرا خودتان می توانید مسؤلیت وزارت علوم را به عهده بگیرید و آزادی ی بیان را در دانشگاه تأمین نمایید

    در نتیجه ی این دو اقدام اساسی که لازم است نود درصد انرژی تان را صرف آن کنید یقیناً صاحبان صنایع بین المللی با کمال میل دست شراکت به ما خواهند داد و به امید خدا طی ده سال آینده اثری از بیکاری و ورشکستگی ی اقتصادی در مملکت باقی نخواهد ماند
    به امید رسیدن به آن روز خدا نگهدارتان
    محمد رضا کیانفر 8 شهریور 96
    09365476322
    mohammadrezakianfar5@gmail.com

  • رئیس جمهور محترم، آقای روحانی
    حسن تدبیر شما را در پذیرفتن بدون چون و چرای لغو اجرای سند 2030 نشانه ای از لیاقت شما در درک اوضاع سیاسی ی متلاطم جاری ی کشور ارزیابی نموده انتظار می رود همواره به همین رویه پایبند باشید و در نظر داشته باشید که اعتدال که شعار شما می باشد تنها راه نجات کشور است زیرا دیگر روشهایی که ظرف 39 سال گذشته در کشورمان به کار گرفته شده نتیجه ای نداشته و همگی بلااستثنا به شکست انجامیده اند پس لازم است که شما بیشتر دقت کنید زیرا بیم آن است که کوچکترین اشتباهتان اعتدال را هم به سرنوشت آنها دچار گرداند، آنچه باعث شد این نامه را برایتان بنویسم رفتارهای این اواخر شما مخصوصاً از زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ی 96 به بعد می باشد که متأسفانه تا حد زیادی از خط اعتدال فاصله گرفته اید.
    اعتدال که به معنای میانه روی، واقع بینی، مصلحت اندیشی، پرهیز از افراط و تفریط و اجتناب از چپ روی و راست روی می باشد دو بال دارد یکی خارجی که شما در پنجم مهر 92 با مکالمه ی تلفنی با آقای اوباما آن را استوار کردید و دیگری داخلی که در 16 آذر 95 با بیانات شفاف و بی پرده ی خود در دانشگاه تهران آن را آماده ی باروری نمودید.
    سابقه ی اعتدال در سیاست قرون جدید به اولین مجلس بعد از انقلاب فرانسه برمی گردد که سلطنت طلبان و جمهوری خواهان با بروز اندک اختلافی در مجلس به هم می پریدند و یکدیگر را لت و پار می کردند، رئیس مجلس که آدم فهمیده ای بود دستور داد سلطنت طلبها روی صندلیهای سمت راست، جمهوری خواهان در ردیف چپ و لیبرالها که طرفدار اعتدال بودند در میانه بنشینند تا راستیها و چپیها نتوانند به راحتی یکدیگر را آش و لاش کنند.
    آقای روحانی ی بزرگوار،
    مهمترین خطری که مملکتمان را تهدید می کند و لازم است همگی بطور جدی در صدد علاجش باشیم اقتصاد ورشکسته مان می باشد زیرا بدون اصلاح اقتصاد اکثر کسانی که به شما رأی دادند ناامید می شوند به سمت ایده های غیر اعتدالی می روند و کشور به سرنوشتی دچار می شود که مرگ برایمان عروسی باشد.
    تنها راه حل اصلاح اقتصاد ورشکسته مان در وحله ی اول محکم شدن جای پای خط اعتدال که سمبلش شما هستید و در مرحله ی بعدی به کار بردن سیاست عاقلانه ای توسط شما است که با توسی به آن موفق شوید تمام جناحهای درون و بیرون حاکمیت را اعم از رقبا، منتقدین، مخالفین و حتی به قول خودتان معاندین را به هم نزدیک کنید و با کمک همه در صدد اجرای مرحله ی بعدی که مسلماً جذب سرمایه ی خارجی برای ایجاد اشتغال در کشور است برآیید پس رفتاری که به کینه ها دامن زند از طرف هر کس آغاز شود و هر کس از آن استقبال کند و به آن دامن بزند آفت بزرگ پروژه ی شما و سنگ بزرگ سر راه اجرای آن است.
    روحانی ی محبوب در این اواخر مخصوصاً از ساعت پنج بعد از ظهر روز جمعه 8 اریبهشت 96 شما به راهی کشیده شدید که هنوز هم با اینکه موفقیتتان در انتخابات محرز شده از ادامه دادن آن دست برنداشته اید در صورتیکه علم سیاست حکم می کند هنگامیکه در انتخابات پیروز شدید دست از رفتار و گفتاری که در ایام تبلیغات انتخاباتی داشته اید بردارید و رفتار و گفتارتان را به کلی تغییر دهید.
    آقای ترامپ با اینکه به نظر خیلیها در صحنه ی سیاست چندان تجربه ای ندارد ولی با استفاده از همان سیاستی که در عالم اقتصاد کسب کرده به راحتی توانست نقش یک سیاستمدار با تجربه را بازی کند و رقیب انتخاباتی ی خودش خانم کلینتون را که آنهمه بد و بیراه در طول تبلیعات انتخاباتی نصیب یکدیگر کرده بودند مجاب نماید و از او خواست که آن کینه ها را کنار گذارد و دست دوستی برای ساختن کشورشان به او بدهد، الحق و الانصاف دیگر هیچگاه هم دیده نشد که به حزب مخالفش و یا به خانم کلینتون کوچکترین اهانتی کرده باشد.
    شما در مقابل فرمایشات رهبر معظم در روز 17 خرداد 96 که اصطلاح نظامی ی آتش به اختیار را به کار برد و شما را با رئیش جمهور اول مقایسه کرد عکس العمل مؤثری انجام ندادید و سعی نکردید که ایشان را قانع کنید که حرفشان را پس بگیرند در صورتیکه این کار به راحتی از دست شما برمی آمد و آن به این صورت بود که به ایشان بگویید اگر مرا وصله ی ناجور می دانید هماکنون استعفایم را به حضورتان تقدیم می کنم، و خاطر جمع باشید که ایشان از گفته اش پشیمان می شد.
    دوم تیر 96 که در راهپیمایی ی روز قدس به شما توهین شد لازم بود که شما فقط به شکایت بردن به دادسرا اکتفا کنید و رسیدگی را به قوه ی قضائیه محول نمایید ولی شما مقابله به مثل کردید و در روز چهارم تیر اصطلاح دولت با تفنگ را به کار بردید که عیان بود این اتهام را به سبب انتقامجویی ار واقعه ی روز قدس دارید به سپاه می زنید.
    گیر دادن شما به قوه ی قضائیه و انتقاد از رویه ی قضایی و دفاع از متهمین و محکومینی که حقشان پامال شده در حال حاضر جنبه ی فوری و فوتی نداشت و ما که سالهاست این مظالم را تحمل کرده ایم حاضریم به خاطر تثبیت شدن موقعیت شما باز هم تحمل کنیم.
    پذیرفتن بی چون و چرای لغو سند 2030 کار عاقلانه ای بود باعث درآوردن بهانه از دست مخالفانتان گردید و لازم است که رفتار و گفتارتان را بر همین سیاق تنظیم نمایید.
    آقای روحانی از یاد نبرید که چشم همه ی کسانی که دلشان به خاطر رسیدن به آینده بهتر می طپد به شماست و در یک کلام همه ی امید ما شمایید، اگر منطقم را قبول دارید لازم است از همین امروز دست به کار شوید کجرویهایی را که در پیش گرفته اید کنار گذارید و توجه داشته باشید که هیچ اصلاحی علی الخصوص اصلاح اقتصادی بدون مشارکت و کمک همه شدنی نیست و ایجاد تفاهم با دیگران نخستین و واجب ترین قدمی می باشد که لازم است شما بردارید.
    قدم بعدی سامان دادن به اوضاع سیاسی ی کشور است زیرا اصلاح اقتصادی بدون اصلاح سیاسی غیرممکن می باشد، اشخاص فراوانی بدون اصلاح سیاسی دست به اصلاح اقتصادی زدند ولی نتیجه ی کارشان جز شکست نبود از قبیل: لنین در شوروی، هیتلر در آلمان، مائو در چین، تیتو در یوگسلاوی، انورخوجه در آلبانی، فیدل کاسترو در کوبا، حافظ اسد در سوریه، سرهنگ قزافی در لیبی، محمد رضا شاه در ایران، صدام حسین در عراق و بسیاری دیگر.
    تنها کشوری که اصلاح اقتصادی بدون اصلاح سیاسی در آن پا گرفت چین پس از دنگ شیائوپینگ می باشد که هنوز زود است در باره ی آینده و نتیجه ی آن پیشداوری کرد، مهمترین عاملی که باعث موفقیت چین شد داشتن سرمایه بود که عنصر اصلی ی اقتصاد است و متأسفانه ما از آن محرومیم زیرا در اثر نادانیمان هرچه از قبل از انقلاب در خزانه بود و هرچه از طریق فروش نفت طی ی 39 سال انقلاب به دست آوردیم به باد دادیم اقتصادمان را به ورشکستگی کشاندیم و هیچ راهی به جز توسل به سرمایه ی خارجی برای اصلاح آن جلو پای خودمان باقی نگذاشتیم، برای اصلاح سیاسی لازم است شما دو گام اساسی بردارید:
    1- تعریف اصلاح سیاسی:
    شما لازم است ابتدا تصوری را که از اصلاح سیاسی در نظر دارید بطور شفاف به زبانی ساده بیان کنید، مثلاً اصلاح سیاسی شامل دو وجه است یکی تضمین آزادی ی بیان مخالفان نظام برای ابراز و تبلیغ اندیشه هایشان درست مانند موافقان نظام بطوریکه آنان از تمام امکانات دولتی و بودجه ی بیت المال که موافقان در اختیارشان است برخوردار باشند و دیگری شرکت تمایندگان مردم در حکومت به نسبت تعداد آرایی که کسب کرده اند.
    2- تشکیل کابینه:
    کابینه ی اعتدال لازم است شامل وزرایی از تمام جناحهایی باشد که در انتخابات ریاست جمهوری حضور داشتند به تناسب آرایی که جمع کردند بدون در نظر گرفتن اعتقاداتشان، یعنی شما که با 24 میلیون حائز سه پنجم می باشید سه پنجم وزرایتان را از جناحهای طرفدار خودتان و رقیبتان که با 16 میلیون حائز دو پنجم است دو پنجم وزرای کابینه تان را از جناحهای هوادار ایشان برگزینید و این روش را در مورد مدیران، استانداران، فرمانداران، بخشداران و الی آخر نیز به کار ببندید.
    برداشتن این دو گام که هیچ هزینه ای ندارد باعث می شود آن آبروریزیهایی که شما و رقبایتان در حین تبلیغات و مناظرات و سخنرانیهای انتخاباتی به وجود آوردید و باعث ایجاد کینه و نفرت در دل هوادارانتان شدید تکرار نشود بلکه برعکس تفاهم و دوستی و همکاری که پیش زمینه ی هر اصلاحاتی است در بین مردم تقویت گردد زیرا هیچگاه و در هیچ کجا هیچ اصلاحی بدون مشارکت همه به نتیجه نرسیده و خاطر جمع باشید که پس از این هم نخواهد رسید.
    پس از برداشتن این دو گام که اصلی ترین پایه های هر دولت اصلاح طلب می باشد دیگر شما وقت سرخاراندن نخواهید داشت زیرا امضا کردن قراردادهای اقتصادی با سرمایه گذاران از کشورهای مختلف و سرازیر شدن سرمایه به مملکت برای ایجاد اشتغال مولد که یکی از شعارهای اصلی ی تبلیغات انتخاباتی تان بود وقتی برایتان باقی نمی گذارد تا سرتان را بخارانید.
    آقای روحانی، اگر شما برنامه ای مشابه چنین مضمونی تهیه می کردید و دفاع از آن را سرلوحه ی تبلیغات و مناظرات و سخنرانیهای انتخاباتی تان قرار می دادید نه تنها لازم نمی شد به سبک مبارزات انتخابانی ی آمریکایی که به قول خودشان روش گاوچرانها است متوسل شوید به بحثهای خصمانه و سخنرانیهای مخرب و ضایع کردن رقبا که نتیجه اش ایجاد کینه و برانگیختن حس انتقامجویی بود دامن بزنید بلکه یقیناً 24 میلیون رأی نمی آوردید زیرا حداقل 34 میلون رأی نصیبتان می شد، با اینکه این فرصت طلایی را که فقط یکبار در طول عمر برایتان ایجاد شده بود از دست دادید ولی هیچ جای تأسف نیست زیرا ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و هماکنون زمانش رسیده که بدون فوت وقت با عزم جزم وارد این عرصه شوید آینده را بسازید و نامی جاودان از خودتان به جا گذارید. موفق باشید. محمد رضا کیانفر 7 تیر 1396
    09365476322
    mohammadrezakianfar5@gmail.com