رائفی پور: به قرآن قسم من تو انتخابات شرکت نمیکنم اما...


سخرانی زیبای علی اکبر رائفی پور درباره درد مردم



+ 
45

- 
5

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • ?

  • ?

  • ?

  • توجه شمارا به خطبه ۲۷ نهج البلاغه امیر مؤمنان علی علیه السلام جلب می نمائیم؛
    ۵-۱ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصْفَ
    امّا بعد، بی‏تردید جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند به روی ویژگان از دوستانش برگشوده است.
    آری، جهاد لباس برازنده پاکدامنی و پرهیزکاری، و زره امان بخش الهی، و سپر محکم اوست.
    آن کس که از جهاد بگریزد خداوند تن‏پوش ذلّت بر او پوشانَد، و در طوفان فتنه و بلا سقوط کند، و در زیر چکمه فلاکت خرد و زبون شود، و عقل خود را از دست دهد، و به کیفر فرار از جبهه، حق از او روی گردانَد، و سختی و مشقّت بر او فرود آید، و عدالت از او روی بر تابد

  • ۵-۲ أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ
    آگاه باشید که من شب و روز، و آشکار و نهان شما را به نبرد با اینان فراخواندم و گفتم پیش از آنکه به جنگتان آیند به جنگشان روید.
    به خدا سوگند، مردمی که در خانه‏هاشان نشینند تا دشمن به سراغشان آید، قطعاً ذلیل و خوار شوند.
    شما آن قدر امروز و فردا کردید و به این و آن پاس دادید تا سیل غارتگران، شما را درنوردید و شهرتان سقوط کرد

  • ۵-۳ وَ هَذَا أَخُو غَامِدٍ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْأَنْبَارَ وَ قَدْ قَتَلَ حَسَّانَ بْنَ حَسَّانَ الْبَکْرِیَّ وَ أَزَالَ خَیْلَکُمْ عَنْ مَسَالِحِهَا وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کَانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَهِ الْمُسْلِمَهِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَهِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ کَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً
    اینک لشکر معاویه به سرکردگی مرد «غامدی» به «شهر انبار» درآمده و «حسّان بن حسّان» فرماندار مرا کشته و سپاهیان شما را از مرزها گریزانده است.
    به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان دشمن بر زنان مسلمان و دیگر زنانی که در پناه دولت اسلامند، هجوم برده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره آنان را به یغما برده‏اند، و هیچ مردی یاور و مدافع آنها نبوده جز ناله و التماس آنان به دشمن.
    آنگاه غارتگران باد به غبغب افکنده و بی‏آنکه کشته و مجروحی بر جای گذارند، باز گشته‏اند.
    اگر مرد مسلمانى پس از این رسوایى از اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد بلکه مرگ را سزاوارتر است

  • ۵-۴ فَیَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ اجْتِمَاعُ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقُکُمْ عَنْ حَقِّکُمْ فَقُبْحاً لَکُمْ وَ تَرَحاً حِینَ صِرْتُمْ غَرَضاً یُرْمَى یُغَارُ عَلَیْکُمْ وَ لَا تُغِیرُونَ وَ تُغْزَوْنَ وَ لَا تَغْزُونَ وَ یُعْصَى اللَّهُ وَ تَرْضَوْنَ فَإِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی أَیَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّهُ الْقَیْظِ أَمْهِلْنَا یُسَبِّخْ عَنَّا الْحَرُّ وَ إِذَا أَمَرْتُکُمْ بِالسَّیْرِ إِلَیْهِمْ فِی الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّهُ الْقُرِّ أَمْهِلْنَا یَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ کُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ (فَإِذَا کُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَ الْقُرِّ تَفِرُّونَ) فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ مِنَ السَّیْفِ أَفَرُّ
    اى شگفتا، به خدا سوگند، که همدست بودن این قوم با یکدیگر با آنکه بر باطل اند و جدایى شما از یکدیگر با آنکه بر حقید دل را مى میراند و اندوه را بر آدمى چیره مى سازد.
    وقتى مى نگرم که شما را آماج تاخت و تاز خود قرار مى دهند و از جاى نمى جنبید، بر شما مى تازند و شما براى پیکار دست فرا نمى کنید، مى گویم، که اى قباحت و ذلت نصیبتان باد!
    خدا را معصیت مى کنند و شما بدان خشنودید.
    چون در گرماى تابستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این گرماى سخت چه جاى نبرد است، مهلتمان ده تا گرما فروکش کند و چون در سرماى زمستان به کارزارتان فراخوانم، مى گویید که در این سورت سرما، چه جاى نبرد است مهلتمان ده تا سورت سرما بشکند.
    این همه که از سرما و گرما مى گریزید به خدا قسم از شمشیر گریزان ترید

  • ۵-۵ یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَهً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّى قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی طَالِبٍ رَجُلٌ شُجَاعٌ وَ لَکِنْ لَا عِلْمَ لَهُ بِالْحَرْبِ لِلَّهِ أَبُوهُمْ وَ هَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً وَ أَقْدَمُ فِیهَا مَقَاماً مِنِّی لَقَدْ نَهَضْتُ فِیهَا وَ مَا بَلَغْتُ الْعِشْرِینَ وَ هَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّینَ وَ لَکِنْ لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاعُ
    اى به صورت مردان عارى از مردانگى، با عقل کودکان و خرد زنان به حجله آرمیده، کاش نه شما را دیده بودم و نه مى شناختمتان.
    این آشنایى براى من، به خدا سوگند، جز پشیمانى و اندوه هیچ ثمره اى نداشت.
    مرگ بر شما باد، که دلم را مالامال خون گردانیدید و سینه ام را از خشم آکنده ساختید و جام زندگیم را از شرنگ غم لبریز کردید و با نافرمانیهاى خود اندیشه ام را تباه ساختید. تا آنجا که قریش گفتند:
    پسر ابوطالب مردى دلیر است ولى از آیین لشکرکشى و فنون نبرد آگاه نیست خدا پدرشان را بیامرزد!
    آیا در میان رزم آوران، رزمدیده تر از من مى-شناسند، یا کسى را که پیش از من قدم به میدان جنگ نهاده باشد؟
    وقتى که من به آوردگاه مى رفتم ، هنوز به بیست سالگى نرسیده بودم و حال آنکه ، اکنون از شصت سالگى برگذشته ام.
    آرى، کسى را که از او فرمان نمى برند چه رأى و اندیشه اى تواند بود

  • یکی برود در میدان تا من داد بزنم لنگش کن!

  • هه... باشه...

  • سلام

  • م + ا 98/7/16 ساعت 14:22

    سلام

  • راه حق وباطل مشخص است,سرنوشت مردم بدست خود مردم است.» انتخاب« راه خوشبختی یا بدبختی است.همه مسئولند, باید جواب انتخاب نادرست خودرا دراین دنیاوآخرت بدهیم باید هرلحظه از خود حساب بکشیم, من برای دین اسلام چه کردم ?

  • ?

  • فلونی مزدوری ، مهمان هم حالت خوب نیست ، میدونی چرا ؟ اونکه درست عمل میکنه وظیفه اش هست درست عمل کنه ، باید حرامزاده ها رو رسوا کرد . هر دو نفر شما فلونی و مهمان جیره خور حرامزاده ها هستید والسلام

  • باشه ما مزدور
    شما مزدنزدیک
    ولی
    اگه این استاد وظیفه شناس و شجاع بود بجای اینکه بره خونواده مدافع حرم
    خودش میرفت مدافع حرم شربت شهادت میزد به بدن
    نکنه میترسه بچش یتیم بشه

    اگه این آدم ترسو و حیله گر نبود خودش کاندید میشد که ببینیم اندازه حرف زدنش در میانه میدان عملیاتی هم هست یا اصلا کسی بهش رای میده
    این آدم خیلی مکار و زرنگه میدونه کاندید بشه بره تو مجلس به جمع هیچکاره ها و بله قربان گویان میپیوندد و جز پایین اومدن اعتبار و وجه و کم شدن طرفدارش چیزی براش به ارمغان نمی آورد

    اگه این استاد میخواست ضمانت درست بده
    باید ضمانت مادم العمر میداد که اگه کسی رو معرفی کرد رفت مجلس تا آخر عمر زمانتش کنه ونتنها در دوره نمایندگیش پولی به جیب نمیزنه بلکه حتی بعد دوره نمایندگیش هم خودش و خونوادش از رانت ها و روابط به دست آورده در این دوره استفاده نمیکنه
    من حاظرم بدون دریافت یک ریال پول چهار سال برم مجلس تا به رانت و رواپط رده بالا دست پیدا کنم
    اگه این آدم  صادق بود میگفت کاندید های مجلس توسط شورای نگهبانی انتخاب و تایید میشن که رهبر
    انتخابشون کرده که مردم انتخابشون کردن
    چرا آدمای غیر اقتصادی و ثروت اندوز و
    بیکفایت رو تایید کردن!!؟


  • فلونی! تا حالا فکر می کردم خودت را به خریت می زنی. اما حالا می گویم صد رحمت به خر. خر خودش را به فلونیت زده.

    هر کس یک جو شعور دارد می داند وقتی شورای نگهبان آدمهای فاسد شما را تایید نمی کند آه و ناله و فغان راه می اندازید که دموکراسی رفت و به مردم اهانت شد! وقتی همان ها تایید شوند و شما با پدرسوختگی هر چه تمامتر به آنها رای می دهید و گند می زنند، تازه یکهو می گویید تفصیر شورای نگهبان بود که اینها تایید کرد!!

    یعنی در دیزی بازه! اما حیای گربه کجا رفته؟

    نه عزیزم. سوریه رفتن کار غلطی است وقتی مهره های اسراییل در خود پاستور و بهارستان حاکمیت دارند. جز در ضرورت نمی رویم کشته شویم که شما جشن بگیرید.
    تا زندگی حیوانی را برای تو و امثال تو جهنم نکنیم شهید نخواهیم شد.

  • فکر کنم این نسبت رو به خودت بدی برازنده تر باشد
    ولی نه شما روباهان تیز هوشی و لاشخورانی تیز چنگال هستید
    که با مکر و حیله قصد سوار شدن بر مردم رو دارید و همه رو خر حساب میکنید و تا این صفره لاش پهن است کیفتان کوک است
    خوب میدانی ولی نمیخواهی مردم آگاه شوند
    که اگر قرار بود شورای نگهبان به آه و ناله کسی گوش کند به اه و ناله و اعتراض شدید انتخابات 88 توجه میکرد
    به اه و ناله اپوزیسون و منافیلن گوش میکرد
    و.......

    زمان جنگ هم یه عده به همین بهونه ها نرفتن جبهه که مبادا حیف بشن
    الان هم خودشون آقان و بچه هاشون آقازاره اون موقع جوانان و سربازان رو سپر بلای خودشون کردن الان اسمشون رو سپر مقام و جایگاهشون
    یعنی یکی از این آدما که حرفای گنده گنده میزنن نمیتونسن برن شربت سوریه بزنن
    حد اقل این عباسی میرفت که کسو کاری نداره
    واسه ما بس بود

  • تازه عقل اومده به سرت و شدی
    مثل ما
    ما خیلی وقته تو انتخابات شرکت نمیکنیم

  • آقای رائفی پور! جز فحاشی چه کردی؟
    آیا یکبار هم شد از نمایندگان معدودی که نه تنها خانواده خود را به تهران نیاوردند که حتی شب را در مجلس می خوابند یا یک اتاق مجردی اجاره کرده اند اسمی ببری؟
    شد برای آن نمایندگانی که کل حقوق ماهانه شان صرف کمک به ارباب رجوع های بیشمار مستضعف حوزه انتخابیه شان می شود تقدیری بکنی؟
    شد یک یکبار از آن معدود نمایندگان انقلابی که هر چه فریاد علیه دولت می زنند صدایشان به جایی نمی رسد تشکر کنی؟

    ..
    ابدا و کلا. فقط می خواهید یک نفر بزن بهادر برود در دل اژدها و تو فریاد بزنی لنگش کن!

    هنری جز این نداری.
    هنر مخالف خوانی. که دایم ظالم و مظلوم را با هم بزنی تا هواداران ساده لوحت باور کنند فراجناحی هستی!