قرآن گمراه کننده


سخنران: علی اکبر رائفی پور



+ 
8

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • با یافته های بی دلیل به کجا می رویم؟؟؟!!!
    ---
    جناب آقای رائفی پور!!! قرآن کریم کتاب آسمانی است متشکل از کلیات احکام و اعتقادات دینی سرشت نشین برای هدایت و رستگاری بشر(آیه 185 سوره ی بقره) ، و بعلاوه ی احکام و اعتقادات گذاره هایی از واقعیتهای گذشته و حال و آینده غیر وابسته به احکام و اعتقادات دارد.
    واقعیت این گذاره ها اگر به جهان غیب مربوط نباشند از راه کاوش در باره ی حقایق آنها و رسیدن به اطلاعاتی در باره ی این حقایق به اندازه ی ظرفیت محدود ذهن بشر در دست رس قرار می گیرند و به مرور زمان کشف می شوند و اگربه جهان غیب وابسته باشند غیر قابل کاوش و کشف ناپذیر و غیر قابل دست رسی هستند.
    گذاره های غیبی قرآنی که دست رسی به جزئیات حقایق آنها امکان ناپذیر است با وجود آثار آشکار نظم و عظمت خداوندی در جهان آفرینش ؛ در تثبیت و تایید احکام و اعتقادات دین الهی و در روند زندگی دنیوی بشر تاثیری ندارند و کاوش در باره ی آنها بیهوده و راه به جایی نمی یابد ، و به همین علت بشر از پیگیری حقایق آنها منع گردیده است(آیه 36 سوره ی اسراء).
    خداونده داده های احکام و اعتقادات قرآن کریم را با بیان مصادیق وحیانی توسط پیامبر اسلام (ص) که به وحی متصل بوده حجت بر بشر قرار داده و به همین دلیل قرآن را در آیه ی 185 «... الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ ...» معرفی کرده است.
    گره زدن آشنایی با مسائل غیبی به بندگان مقرب که بی تردید محدود به زمان و مکان و غیر متصل به وحی بوده و وفات یافته اند و دست رسی به آنان امکان ناپذیر است و تلاش برای دانستن چنین مسایلی که تاثیری در زندگی بشر ندارند چون در طول زمان دستخوش تفسیرهای گوناگون بشر ومذاهب مختلف قرار گرفته اند ، حجیت قرآن را مخدوش می سازد.
    در ضمن ، نقش دستوری عبارت قرآنی« ... وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ...» در آیه 7 سوره ی آل عمران را ، که برای تایید گفته ی خود به آن استدلال کرده اید ، می باید مطابق با دستور زبان عربی تفسیر می نمودید که چنین نکرده و بی دلیل عطف به لفظ الجلاله ی الله دانسته اید.
    با چه مجوزی نقش بیگانه ای را که به ذهن خطور نمی کند برای تایید نظر برخی از افراطیون مذهب به این عبارت قرآنی اختصاص داده اید ، غافل از این که چنین کاری که تحریف آشکار عمدی به شمار می آید بر حسب هشدارهای قرآن خشم خداوند را بر می انگیزد و عاقبت سخت و جبران ناپذیر و نابخشودنی دارد.
    باید به عبارت هشدار مانندی که در صدر آیه 7 سوره ی آل عمران علیه بشر تاویل گر آمده و همچنان تفسیری که در نهج البلاغه نسبت به کل آیه قرآنی « وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ذکر گردیده است ( نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی ، خطبه 91 أشباح ، ص 150 ، جملات 10- 12 ، چاپ چهارم ، سال چاپ 1385 انتشارات پیام عدالت) پیش از وسیله قرار دادن این آیه برای تایید نظر خود با دقت تدبر و تأمل می کردید.

  • آی کاش مخاطبان نظرات که از سخن آنان در هر نظر علمی منطقی انتقاد می شود لطف کنند رد علمی منطقی خود را به نظرات ناقدان در سایتی که نقد را منتشر کرده است برای روشن گری افکار عمومی و تشویق بحثهای علمی آزاد نسبت به موضوعات حیاتی جامعه نیز منتشر سازند.

  • سکوت بهت آور و بی توجیه دین شناسان
    ---
    سکوت بهت آور سطوح مختلف دین شناسان بر نظرات انتقادی که در باره ی دین داری و مذهب داری جامعه در سایتهای رسانه های عمومی با شبهات بی شمار بطور روز مره مطرح می شوند و عدم اقدام دین شناسان به پاسخ و روشن گری در این زمینه ها ، برداشتهای بسی ناخوشایند از طرز برخورد متولیان تبلیغ دین و مذهب با چنین نظرات خطیر شبهه آلود و بی تفاوتی آنان نسبت به دین داری مردم را تداعی می کند.
    دین شناسان نیک می دانند با انقلاب عظیم جهانی که در زمینه اطلاع رسانی جوامع مسلمان را در می نوردد روزانه ده ها هزار شبهه ی درست و نا درست علیه دین و مذهب مطرح می گردند و برای حفظ تدین مردم پیوسته به پاسخهای مستدل و مستند بی شبهه و انکار ناپذیر نیاز مبرم دارند.
    اگر دین شناسان بعلت عدم آمادگی به پاسخ گویی یا هر علت دیگر خود را با سکوت بر این شبهات روز افزون از جوامع خویش جدا و منزوی سازند دانسته یا ندانسته این جوامع را بی تردید به سوی بی دینی و لا مذهبی سوق خواهند داد و مسئولیت پاسخ این گناه کبیره را با خود به قیامت یعنی به جایی که هیچ فرصت جبران نیست خواهند برد.
    همه ی ما نیک می دانیم در دوران انقلاب و فوران جهانی اطلاعات ، زمان پذیرفتن بی چون و چرای ایده ها و اندیشه های حیاتی زندگی برای مردم بنام احکام و اعتقادات دین و مذهب ، بعلت نهادینه شدن عادت پرسش گری در جوامع بشری ، سپری شده است و این وضعیت وجود همیشگی دین شناسان را در صحنه برای پاسخگویی بعنوان وظیفه و تکلیف الهی تخلف ناپذیر اقتضا می کند و غفلت و تخلف نسبت به این وظیفه ی خطیر در محضر خداوند توجیه منطقی نخواهد داشت.
    مردم با رواج پرسشگری که فرایند طبیعی آگاهیهای رسانه ای جهانگیر است دیگر با مراسم سوگ و خوشحالی و روضه خوانی که قرآن و عقل و منطق در آنها حاکم نباشد جذب دین و مذهب نمی شوند و اگر در زمینه ی دین آموزی ، انقلابی متناسب با این آگاهی رسانی تحقق نیابد ریزش دین گرایان از دین روز به روز فراگیر تر می شود.
    دین الهی را اگر آنچنان که خداوند در شناختهای فرهنگ اصیل دین داری قرآنی به بشر معرفی کرده با کمک اصول استدلال عقلی و با استدلالهای رسا و گویا و سرشت نشین پیوسته آموزش ندهیم و اگر با برنامه ریزیهای علمی ناسره های من در آوردی را از دین و مذهب جدا نکنیم ریزش انبوه دین گرایان ناگزیر فراگیر تر خواهد شد و هیچ دین شناسی در مقابل این ریزش بی مسئولیت نخواهد ماند.