ارسال در 1395/9/22 ساعت 22:32 2016-12-12 21:32:35
سخنرانی استاد حسن عباسی 16 آذر 1395- دانشگاه تهران به ما بپیوندید: https://www.instagram.com/moslehe_egtemaei

عرض x طول
ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • ما هم نگرانیم استاد

  • رییس‌جمهور و مجلس و قوه قضائیه و ارتش و ... کم بود ، وزارت اطلاعات را هم زیر سوال برد.

    تو چه جهنم دره ای زندگی میکنیم ها ..
    همه که دزد و خائن شدن.

  • نگران باش اخوی!
    دیرکرد داریم تو نگران شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    جور خواب آلودگی نسل دوم و سوم انقلاب رو بکشیم شاید فرجی بشه آخه!
    نازبالش زیر سرمون دائمی هم که باشه، سقف امنیت رو باید خودت بسازی و نگهش داری برادر!!!!!!!!

  • بنظرم
    شما بعنوان نسل چهارم انقلاب برایتان کمی بزرگه که جور کسی رو بکشی .

    خدارو شکر امنیت رو داریم که نیاز به ساختن نداشته باشه.
    یا اینکه اونم از خیانت بدست اومده !؟

  • بنده یک نسل بینابینی ام! "گلبهی؛-) "
    بابت امنیت قطعاً شاکر اللّه هستیم که این اولین شرط آدمیته!
    اما عزیز برادر!
    این امنیت به برکت «همّت» سپاه و بسیج و ارتش و .. و آگاهی های عده ای بصیر پیرو امر ولی فقیه (مدظله العالی) ساخته و کماکان حفظ شده هااااااااااا!
    البته بنده حرفم رو در باب نگرانی برای جنابعالی پس می گیرم!
    جسارتاً شما خیانت نکن، حفظ امنیت پیشکش! (شما جیب ما رو نزن، ...) :-))

  • امنیت ثمره خون پاک شهداست.
    درود بر سپاه و ...

  • من ایشون رو خیلی نمی شناسم ولی راس می گه ما برای چه انقلاب کردیم؟؟ بپرسید ؟؟چرا ؟ برای اینکه شر دزدان رو کم کنیم قاضی ملت حکم ناحق نده و خیلی چیزا.........
    قوه ی قضاییه این ملت که داره روی زمان شاهم سفید می کنه.مجلس که بدتر ازهمه و ..........
    متخلصین مخلص رو کجا سرمون بگذاریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اختلاس های 8000ملیارد 3000ملیاردو...................... هم دولت روحانی هم احمدی نژاد تو کدوم کشور این دنیا اینقدر دزدی می شه چواب بدید؟؟؟انقلابیاش جواب بدن
    این انقلاب اسلامی است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این اقتصاددولت اسلامی است؟بیکاری در هر دودولت قبلی بود و روز به روز بیشتر شد
    هرزگی جوانانتان روزبه روز بیشتر شد هررور امار تجاور به عنف و .........بیشتر شد روی زمان شاه راههم سفید کردیددر زمان شاه ملعون حداقل حد فساد و ...مشخص بود
    متخلص از نوع مخلص و انقلابیش در زمان شاه هم داشتیم؟؟؟؟

  • ما به انقلابِ به حقیقت اسلامیِ سال های 1342-57 مفتخریم!!!
    انقلاب ما به حقیقت، انقلاب اصیل و خالصی بود که در جهت برانداختن حاکمیت باطل و افراشتن پرچم عدل الهی ذیل حقانیت حضرت حق، صورت گرفت! رهبری خارق العادۀ امام خمینی (ره)، جان فشانی بی دریغ مردم و ایثار خواص منتخب اللّه از بطن مردم، همگی مطابق با حکم خداوند و در صراط مستقیم اسلام، راقم انقلابی بود که آن را به حقیقت انفجار نور می دانیم...
    اما...
    از آنجا که هر انقلابی که برای پیروزی حق علیه باطل از نهان انسان های بیدار، آشکارا در زمان و مکانی از زمین جاری شود، مایۀ ترس جنود باطل و شیطان صفتان خرد یا کلان است، در اوان رویداد انقلاب و درست در حین تأمین تمهیدات آن، توسط ایادی دشمن، «نفوذ» در قالب انقلابی با هدف «رخنه» و «سلطۀ نهانی» رخ می دهد و این مختص انقلاب ما نبود که هر انقلاب حقیقت طلبانه ای در تاریخ هر کشوری دچار این معضل هست!!! که در قیاس با سایرین، انقلاب اسلامی ایران، محکم ترین انقلاب پابرجاست (به کوری دشمن)!!!

    در پاسخ به نام کاربری منتخب شما "انقلاب ناموفق" کاملاً مخالفم!
    صحت شرح برخی وقایع تلخ امروز در کشورم از جانب شما، اگر در قیاسِ موردی، با شرایط زمان حاکمیت طاغوت در قالب شاهنشاهی پهلوی مشابه و حتی بدتر است مبیّن این نکته است که شرّ طاغوت غربی در کُنه مفهوم آن همواره از سر این مرز و بوم مقدس کم نشده است!!!!!!!!

    باید بدانید که «انقلاب اسلامی ایران» حقیقتاً موفق بوده و خواهد بود !
    آنچه نا موفق است، انقلاب اسلامی ایران نیست، بلکه «جمهوری اسلامی ایران» در ساختاری است که به تَبَع نفوذ خائنین دست پروردۀ دشمنان ایران و اسلام در همان صدر پیروزی انقلاب، برایش تعریف و طراحی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بنابراین انقلاب اسلامی ایران هماره برقرار و پایدار و البته محکم تر از هر بار، پیروزمند میدان نبرد حق علیه باطل بوده، هست و خواهد بود تا سیطرۀ حقیقت بر پهنۀ نه تنها ایران که کرۀ خاکی زمین، رسماً آشکار شود(به حول و قوۀ الهی)!!!
    آن عدم موفقیت یا شکست مقطعی متوجه «جمهوریت»ی است که دست نشاندۀ شیاطین غرب و دشمن وطن پاکم ایران است!!! در جبران چنین شکستی که به حقیقت پیروزی اسلام است، حَکمیت تامّ ولی فقیه زمان (حفظه اللّه) امام خامنه ای (مد ظله العالی) به دور از تقابل خائنین به انقلاب و مروجین جمهوریت غربی، برقرار و مستدام خواهد بود إنشاءاللّه تعالی... تا دیگر شاهد عوارض حاکمیت غربی بر این خاک عزیز نباشیم...

    و من اللّه التوفیق

  • نگرانیتون بجاست

  • درود بر تو یکی از یکی درود بر تو جعفر لک زائی درود بر عالی جناب حسن عباسی مسلمان واقعی درود بر امام خمینی کبیر دشمن کفار و لیبرال هایی چون کافر اصلاح طلبان و روحانی وطن فروش

  • وطن فروش روحانی دکترای خیانت به کشور و اسلام و جهان اسلام را دارد او دکترای نابود کردن انرژی هسته ای در کمتر از سه ماه را دارد نابود کردن حاصل خون شهدا و عالیجناب احمدی نژاد را دارد روحانی وطن فروش دکترای از بین بردن خود کفایی را دارد روحانی وطن فروش دکترای گدایی از سگ های غربی را دارد دکترای گدایی از آمریکای جهان خوار را دارد دکترای ذلت را دارد که در کمتر از یک ساعت آبرو برای کشور نماند دکترای کفر مطلق را دارد دکترای رفتن به ته جهنم را در کنار یزید های زمان را دارد لعنت خدا بر وطن فروش روحانی (فریدون)کافر و اصلاح طلبان منافق درود بر عالی جناب حسن عباسی درود بر قدرتمند ترین پادشاه ایران احمدی نژاد یاور مظلومان جهان اسلام و کل مظلومان جهان اصیل زاده ترین سیاست مرد

  • ( ; 95/9/24 ساعت 02:33

    جمشید کیانفر = هدایت الله حبیبی = محمد بن فرخ بن موسی بن رجب بن جعفر بن محمد حسن خان
    وسلام.

  • لعنت خدا بر کفار اصلاح طلب درود بر تو یکی از یکی درود بر جعفر لک زائئ درود بر تو جمشید کیانفر درود بر احمدی نژاد قلب و دل پاک یار امام زمان (عج) لعنت خدا بر دشمنان احمد درود بر آباد گر بزرگراه ها و آزادراه ها درود بر خادم کشاورزان درود بر زیاد کننده تا بیش از سی برابر حقوق کارگر درود بر پایه گذار مسکن مهر درود بر کسی که رانت خوار را به حداقل رساند درود بر کسی که یارانه نقدی آورد. تا رانت خواری کوپن قطع شود درود بر قدرتی که در لانه دجال آمریکای جهان خوار به او حمله کرد درود بر قدرت مند درود بر دشمن دجال احمدی نژاد عادل درود بر قدرت برتر درود بر شاه شاهان احمدی نژاد قدرت گرا

  • دمت گرم آقای عباسی..........

    ما هم مشکوکیم .... اما باید در سکوت بمیریم ..........

  • به مدارک این اقا هم مشکوک باشین

  • دمت گرم آقای عباسی..........

    ما هم مشکوکیم .... اما باید در سکوت بمیریم ..........

  • راست میگه والله منم مشکوک شدم

  • داداش من صوت کامل یا تصویری این سخنرانی رو میخوام داریش؟

  • حداقل عباسی جون دکترا داره مثل تو که یه عمر طرفدارات به دروغ بهت می گن دکتر که نیست

  • دکتر عباسی به معنای واقعی phdدکترا دارند یعنی دکترین خودشون رو ارائه میدندو کرسی نظریه پردازی دارند ولی بقیه دکترا دارها همشون همون نظریه های غرب و شرق رو ارائه میدند که این یعنی نواربودن نه دکتر بودن .
    مثل همین افتضاحی که در برجام رقم خورد و آمریکا اون رو نقض کرد حاصل همین دکترا ی آقای روحانی هست.

  • گدای سر کوچه مام ادعا داره که بدون داشتن مدرک دکترا داره چون حرفاهای بزرگ می زنه.پس دکتره.خخخخخخ


  • سلام علیکم جمیعاً. دوستان، خواهشاً سر این مسئله که فلانی دکترا داره و فلانی دکترا نداره با هم بحث نکنید. باید گفت سواد و مدرک دو مقوله متفاوت هستند. بدین مفهوم که هرکسی مدرک دکترا داشت الزاماً سواد او در حد دکترا نیست؛ و ای بسا افرادی که سواد آن ها در حد دکتراست اما مدرک دکترا ندارند.( در هر صورت با سواد بیشتر به کار آید تا مدرک دار). البته چه بهتر که سواد و مدرک هر دو در کنار هم باشند اما متأسفانه چنین حالتی امروزه کمیاب است. چه بسیارند دکترانی که فقط مدرک دارند، دریغ از ذره ای سواد.
    اساساً نظریه پردازی از سواد سرچشمه می گیرد نه از مدرک. وقتی آقای عباسی نظری مبنی بر نظام اقتصادی حاکم بر کشور مطرح می کنند، مخالفان نظر خود را به مناظره فرا می خوانند. این یعنی سواد. اما آیا تاکنون شده که یکی از مسئولین دولتی جرأت کرده و با ایشان مناظره کنند؟؟؟؟؟؟؟ نشده و نخواهد شد، چرا که حرف حساب جواب ندارد. بعلاوه شرکت در مناظره، سواد می خواهد که...
    در پایان پیرو بحث ابتدایی مبنی بر دکتر بودن این و آن، شعر طنزی از استاد اسماعیل امینی تقدیم می گردد:
    خاک ایران یکسر از دکتر پر است / هرکه دکتر نیست نانش آجر است
    ملک ایران سرزمین دکتران / این‌قدر دکتر نباشد در جهان
    شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دک / کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دک
    عابران هر خیابان دکترند / دانه‌های برف و باران دکترند
    هم وزیران هم مدیران دکترند / بیشتر از نصف ایران دکترند
    هرکه پستی دارد اینجا دکتر است / دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
    هرکه شد محبوب از ما بهتران / هرکه شد منصوب بالا دکتر است
    هرکه رد شد از در دانشکده / یا گرفته دکتری، یا دکتر است
    شعر نو مدیون دکترها بوَد / تو ندانستی که نیما دکتر است؟
    شاعر تیتراژهامان دکتر است / مجری اخبار سیما دکتر است
    آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب / سر زد از صندوق آرا دکتر است
    شاد باش ای دکتر آرای ما / دکترای جمله دانش‌های ما
    ای تو افلاطون و جالینوس ما / دکترایت نخوت و ناموس ما
    در جهانی که پر است از نابغه / دکتری چندان ندارد سابقه
    بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری / سرزمین ماست مهد دکتری
    خط‌مان وقتی شبیه میخ بود / ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
    این‌همه آدم که در عالم نبود / آدمی کم بود و دکتر کم نبود
    من نگویم، شاعران فرموده‌اند / رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند
    گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش / دکتری دارند ملا و خرش
    شاعران از رودکی تا عنصری / بی‌گمان دارند هریک دکتری
    شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت / آتشی در خیل دکتر می‌گرفت
    عشق با دکتر نظامی قصه‌گو / عشق با دکتر سنایی رازجو
    عارف شوریده دکتر مولوی / نام پایان‌نامه او مثنوی
    حافظ و سعدی و خواجو دکترند / سروقدان لب جو دکترند
    وحشی و اهلی و صائب دکترند / تاجر و دهقان و کاسب دکترند
    عالمان را خود حدیثی دیگر است / حجت‌الاسلام دکتر بهتر است
    بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست / بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
    عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند / عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند

  • اساسا داشتن مدرک دانشگاهی برای امری مثل نظریه پردازی لازم و ضروری است.در غیر اینصورت به تعداد افراد جامعه می توان نظریه ایجاد کرد.
    ضمنا مدرک به کنار حداقل باید مقالات ISI و مقالات معتبر علمی برای امری در سطج نظریه پردازی وجود داشته باشد.
    موفق باشید

  • سلام به تمام دوستان!
    جناب «ذی القرنین»! من از جنابعالی چند سؤال دارم امیدوارم پاسخ قانع کننده ای بدهید:
    1- بنیان و تعریف مدرک دانشگاهی امروزی که در سیستم آموزشی حاکم طی دوره های مشخص تحصیلی ارائه می شود در تاریخ پیدایش آن چه بوده؟
    2- چگونگی استحقاق دریافت این مدارک و معیارهای سنجش علم یک شخص برحسب قراردادهای علمی از جانب چه کسانی تعیین شده یا می شود؟
    لطفاً با أدلّۀ منطقی و صحیح مرا قانع بفرمائید...

  • @یکی از یکی
    سنجش این معیار ها بر اساس ظرفیت های وجودی فرد تعریف شده است هرقدر کسی طالب علم بیشتری باشد قطعا به مدارج بالاتری هم میرسد.
    هدف شما را از این پرسش ها نمی فهمم.
    قراداد علمی هم وجود ندارد قطعا کسی که طالب علم باشدبه بالاترین مدارج تحصیلی می رسد.
    ضمنا این سوال ها بیشتر پاک کردن صورت مسئله است.



  • :-) جناب «ذی القرنین»!
    پاسخ شما حکم فرار رو به جلو رو داشت!
    اما اگر مایل به جدال احسن باشید (دور از عصبیت های جاهلی مثل @!) بنده پاسخ بدهم تا بدانی که پاک کردن صورت مسئله که نیست هیچ! شاید که حل مسئله باشد!

    اساساً «مدرک» نوعی «قرارداد» است که همچون هر قرارداد دیگر توسط قوانین تعریف می شود!!
    اینکه مدرکی واجد یا فاقد اصالت حقیقی باشد ریشه در قوانین تعیین کنندۀ آن دارد!!
    در ریشه یابی اصالت صحت یا عدم صحت یک «قرارداد» مثل مدرک، اصالت قوانین وضع کنندۀ آن در سطوح بالاتر، ملاک است!!
    لذا اگر واضع قوانینی که رأی به «تعریف مدرک برای علوم» کرده است، عده ای انسان جایز الخطا باشند که بوده اند!، پس این قرارداد هم چون دیگر قراردادها یا برتر از آن قوانین، از دایرۀ احتمال خطا خارج نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    در جائیکه علوم دانشگاهی امروز در جهان "خصوصاً در حیطۀ علوم انسانی"، تنها انشقاقی از علوم رقم خورده به دست انسان های مغرب-زمین است، و تعریف سیستم یا نظام آموزشی و نیز چارچوب سنجش و آزمون(در تعریف حد و حدود) کاملاً «سلیقۀ» انسان غربی و مبتنی بر «پردازش ذهنی قابل خطای انسان های غربی» است! ؛
    چگونه می توان یا بایسته باشد که مسلمانان (که سرزمینشان خاستگاه «نزول قوانین الهی»! بوده و همواره در دوران کهن مهد تمدن کل بشریت بوده اند، و در پی حملۀ وحشیانۀ غربی ها، غارت شده اند)، در تعریف «نظام یا سیستم آموزش- محتوای علوم خصوصاً انسانی- حد و حدود قراردادی در تأیید علم و دانش!!» از غربی های فاقد صحت درک از قوانین الهی «دین»! تبعیت کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    قرارداد های انسانی اگر ذیل قوانین الهی نبوده و از آن ها نشأت نگرفته باشد از اساس سلیقه ای و واجد احتمال خطای بالایی است!!!
    قوانین قراردادی برای آزمون و سنجش محتواهای فاقد اصالت وحدانی که تماماً طبق سلیقۀ زوری غربی ها بر جهان شایع شده، تماماً زیر سؤال است!

    مثلاً در جائی که اقتصاد "فرید منی" و "نئوکینزی" (مانیفست جناب دکتر روحانی!!) مبتنی بر «ربا و قمار» تعیین شده و در قرارداد غربی های ملحد، کسانی می توانند به داشتن مدرک Ph.D در اقتصاد نایل شوند که حتماً واحدهای درسی مربوط به این نظریات مبتذل را گذرانده باشند!!! و متأسفانه ما هم همان محتویات درسی را آموزش داده و مشروط به آنان «مدرک» می گیریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یا در جائی که در علوم روانشناسی نوشته های «ترنس و کویپر» بر مبنای تفکر مشمئز کنندۀ افرادی چون «فروید»! در کتاب های تحصیلی دانشگاهی مؤید و مروج همجنس گرایی تدریس شده و مشروط بر تسلط به دانش چنین علومی سطوح مدرک دانشگاهی تعریف و ارائه می شود!!!!!!!!!!!!!!!!!

    و یا اینکه حتی در علوم بیولوژیک، اصالت با نظریات «داروین»! است و دکترای هر دانش آموخته در هر جای دنیا مشروط به باور إلقائی الحاد غربی به او اعطا می شود!!!!!!!!!!!!!
    بنابر موارد مطروحه، اصالت علوم دانشگاهی به دلیل إتکا بر تفکر منحط غربی های روان پریش! اساساً زیر سؤال است چه برسد به مدارک قرارداد شده بر حسب سنجش های سلیقه ای غربی ها در علوم خودشان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    باید به نام مدارک خندید! دکترا :)) !!!!!!!!!!!!!!

    بنا براین تشنگی به مدرک گرایی در هر جامعه ای به معنای اشتیاق به اسارت ذهنی تحت سلطۀ تفکر غربی است!

    مصداق بارز این اشتیاق، تعداد افراد کنکوری در همۀ مقاطع و سطوح است!

    اما نوکران مغزی غربی ها هم همین "اساتید احول یک چشمی"د ردانشگاه های خودمان هستند که مدارک غربی مثل دکترا را در صورت نوآوری نظریه یا إتکا بر نظریات پذیرفته نشده در علوم غرب! از جانب یک دانشجو یا پژوهشگر به او روا نکرده و برای دادن مدرک خود را مقید به چارچوب قراردادی غربی ها دانسته، کاسۀ داغ تر از آش هستند و باعث کور شدن ذوق و قریحۀ بصیر و بعضاً الهی پسند ایرانیان طالب به خدمت در عرصۀ علم می شوند و در صورت یافتن نخبگان مُصر، در خوش بینانه ترین حالت آنان را به فرار و مهاجرت به آغوش غربی ها و نوکری ایشان ترغیب می کنند!!!!

    والسلام

  • @یکی از یکی
    1- برادر عزیز اولا از منطق شما تعجب می کنم چون( دور از عصبیت های جاهلی مثل @!) @برای اگاهی طرف مقابل از خطاب گرفتن است . از این به بعد بیشتر در اینترنت حضور داشته باشید تا این طور مغرضانه سخن نگویید.
    2-از نام بردن از کسانی امکان دفاع از خود ندارند و متهم کردن به اینکه پیرو یک عقیده هستند (روحانی)جدا پرهیز کنید.
    3-شما بهتر است دامنه ی مطالعتیتان را بیشتر کنید چون اینطور صحبت کردن که در اکثریت کامنت های شما در این سایت دیده می شود(دید یطرفه صد البته جناحی)نشان از عصبانیت بی حد وحصر شما دارد . منطقتان را بیشتر کنید
    4-ضمنا محکوم کردن اساتید دانشگاهی ما خود یک گناه بزرگ است اگر کسانی عقیده ای دارند که با شما در تقابل است لازم نیست اینطور سخن بگویید با ارامش و متانت بیشتر.(توان انتقاد پذیری)
    5-در خصوص علوم انسانی تا 50 درصد با شما موافقم چون عمدتا نظری است ونه براساس یک منطق خاص.ولی بسط دادن ان به دیگر علوم جدا خطاست.
    در پاسان یادتان نرود کسانی موجب درخشش این کشور می شوند که از نظر علمی خود را به جهانیان اثبات کرده باشند نظیر دکتر سمیعی برترین جراح مغز جهان که همواره با عث افتخار ایرانیان هست و خواهد بود.
    صد البته متاسفانه اخیرا دانشمند پروری در کشور ما کم شده. امثال ابوعلی سینا که دنیا را ازنظر علمی از ان خود کرده بودند در چند صده ی اخیر کمتر مشاهده می شوند که خود ناشی از بی توجهی به این مقوله است.
    گفتید((پاسخ شما حکم فرار رو به جلو رو داشت! )) از دید امثال جنابتان بله جواب منطقی فرار روبه جلواست .
    در پناه حق باشید


  • 1- علامت@ تا جایی که بنده مطلع بوده ام، علامت عصبانیت است! لذا از آنچه دریافتم انتقاد کردم! غرض اینجا کاربردی ندارد!

    2- جناب روحانی در مقام ریاست جمهور مملکت و نیز عضویت ارشد بر رسانۀ مجازی کشور، بیش از هر کس امکان دسترسی به تریبون و ... را برای اثبات خویش دارند!

    3- در باب دامنۀ مطالعاتی، پیشنهاد بنده به شما دوست عزیز این است که کتاب «امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران» نوشتۀ جناب دکتر روحانی را مطالعه فرموده و خصوصاً در صفحۀ 782 ، اقتصاد «نئوکینزی» را با دقت مطالعه کنید! (البته سری اول چاپ قبل از ویرایش های بعدی ملاک است)!--> دید جناحی یک اتهام رنگ و رو رفته ای است که از جانب مخالفین با نظریات بنده سعی در الصاق به بنده شده که البته در منظر آگاهان بصیر چنین نخواهد بود!!!

    4- بنده در جایگاه صدور حکم برای هیچکس نیستم! اما بر انتقاد خودم در کامنت بالا و حتی فراتر از آن ذیل أدلۀ مطروحه استوارم!

    5- بنده هم در مورد علوم انسانی نقد بیشتری دارم اما علوم دیگرهم به طور جداگانه خالی از اشکال نیستند (عطف به مثال داروینیسم در علوم طبیعی و بیو)

    در پایان:
    از نظر بنده جهانیان اگر برحسب قدرت سلطه شان، خود را بر هر گونه إعمال نظر در هر زمینه ای محق می دانند، بدانند..
    اما حاکمیت با اللّه است و حکم قطعی بر اثبات نهایی از جانب مراجع سلیم القلب علوم مختلف بر مبنای نظر مراجع سلیم النفس دین پذیرفتنی است! مطمئن باشید، اگر چنین شود، چنان که گفتید خواهد شد!

    به عنوان مثال «ابو علی سینا» که نام بلندش را بردید هرگز در پی اثبات خود به جهانیان نبود!!! او تنها از جانب اللّه و به واسطۀ یاری خدا ذیل او، هم بزرگان دین و عرفان و طب و نجوم و ریاضی و .. در مملکت خودش (ایران) و سپس عوام و مردم اثبات و تأیید شد!!!!!، جهانیان خود به دنبالش آمدند (غزنویان متعرض به خاک ایران!) و..

    دکتر سمیعی قبل از آنکه به افتخار ایران نایل شود مایۀ افتخار آلمانی ها و بعد سایر غربی ها و بعد شرقی ها و ... شد و در نهایت با موی سپید و کلی تکبر، طبق مناسبات سیاسی ویژه ای (اللّه اعلم) اندک خیری هم به ایران رساند! (که هنوز هم شیرینی اش به کام ایرانیان نشده! در حد اخبار و .. چند تا دانشجوی زیر دست و یک سازۀ بیمارستانی و .. است!) ایشان بیشتر پُز عالی دارند برای ایرانی ها!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دلیل کاهش دانشمند در ایران، افزایش وابسته پروری در زمینۀ علم است!
    و دلیل ظهور ابوعلی سینا ها، تنها عدم ممانعت (به انحاء مختلف و در زمینه های گوناگون) از «پیشرفت» ایشان خواهد بود إنشاءاللّه!
    کامنت قبلی شما فاقد ارزش پاسخ بود اما این کامنتتان ارزش جدال احسن را نکاست!

    با آرزوی توفیق برایتان

  • برادر عزیز جناب یکی از یکی
    نکته اول >>تعیین کننده ی ارزش پیام شما نیستید که پیام قبلی مرا فاقد ارزش می دانید.
    جملاتی که در پایان نوشتید کاملا فاقد ارزش جواب دادن هستند البته از نظر بنده (نظر شخصی بنده است). اگر جملاتی که در پایان بیان کردید نظر حقیقی شماست به عقیده ی بنده کاملا و صددرصد مردود و غلط است.(مخصوصا در مورد دکتر سمیعی)و ارزش وقت گذاشتن جهت اثبات بعضا (حتی عکس انرا ندارند.)ان شاالله به مرور زمان به ان خواهید رسید.
    فکر می کنم مباحثه با شما به هیچ جایی نخواهد رسید.جز اتلاف وقت برای هر دو نفر ما.
    در نهایت من هم برای شما ارزوی موفقیت دارم .
    در پناه حق سرفراز باشید.



  • جناب ذی القرنین!
    در یک گفتگوی دو سویه، قطعاً هر یک از طرفین واجد حق ارزیابی طرف مقابل خود، برای تصمیم به ادامۀ گفتگو است!!!!!!!!!
    لذا در این مورد صحبت شما فاقد صحت است!
    جملات پایانی بنده نظر بنده در قیاس با نظر شما بود که قبل از من (قبل از من) در باب آنها اظهار فرموده بودید!!!!!!!!!!
    اخلاقی نیست که خود را برای اظهار نظر در آن مسائل که اول هم از جانب خودتان مطرح شد ذی صلاح دانسته اما حقی بر من برای اظهار نظرم روا ندارید و اینگونه مستبدانه مقابله کنید!!!
    در مورد آنکه فرمودید:
    «فکر می کنم مباحثه با شما به هیچ جایی نخواهد رسید.جز اتلاف وقت برای هر دو نفر ما.»! باید بگویم که :
    بنده در تفاوتی کامل با شما، از بدو امر هم به منظور تغییر موضع جنابعالی از تفکرتان وارد مباحثه نشده بودم که در نهایت به نتیجه ای که گرفته اید برسم!
    جدال احسن از نظر بنده اتلاف وقت نیست حتی اگر در پایان هر کس نظر خود را حفظ کرده باشد!
    جنابعالی هم مؤید و پیروز باشید...

  • با نظر شما ذی القرنین موافقم.
    یک چنین فردی که بیسوادانی چون من را به مبارزه دعوت میکند حق زیر سوال بردن تمام دستگاهها ، قوا ، و ستون های مملکت را ندارد.

  • جناب ذی القرنین، باید گفت متأسفانه همین باور غلط است که باعث شده در طول سالیان، کیفیت دانشگاه ها، اساتید و دانشجویان مملکت ما افت کند. منظورم از باور غلط التزام به دارا بودن مدرک دکترا و مقاله ISI جهت ایراد سخن و نظریه است که حضرتعالی مطرح کرده اید. این فرهنگ غلطی است که در میان دانشگاهیان رواج یافته است. دارا بودن صرف مدرک و مقاله به هیچ عنوان کافی نبوده و دلیل بر با سواد بودن فرد نیست، بلکه باید کیفیت مدرک و مقاله نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. بهتر آنست که به جای کمیت گرایی، کیفیت گرا باشیم.البته همانگونه که پیش تر نیز اشاره کرده ام اگر سواد و مدرک هر دو با هم باشند، فوق العاده است.
    بعلاوه، دوست عزیز کسی که بی سواد باشد به هیچ وجه قادر به نظریه پردازی نخواهد بود و اگر هم نظریه ای از جانب وی صادر شود، چه بسا نظریه ای مضحک باشد. از این رو به نظر حقیر جهت نظریه پردازی بر مبنای دین اسلام، وجود چند خصیصه مهم تر از مدرک و مقاله است: 1) مطالعه 2) تعقل 3) تدبر 4) ایمان 5) بصیرت 6) شجاعت 7) صداقت و امثالهم. وجود این خصیصه ها در سخنور نیز، توسط مخاطب قابل تشخیص است.
    ضمناً خداوند متعال در آیه هجدهم سوره مبارکه زمر به گروهی خاص بشارت می دهد: ((الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ)) که یعنی: (( به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان)).
    غرض آن که، در نهایت مخاطب انتخاب خواهد کرد که از کدام سخن یا رویه پیروی کند. از خردمندان باشد یا از...