ارسال در 1395/9/13 ساعت 09:08 2016-12-3 09:08:41
کلیپی از سخنرانی دکتر حسن عباسی - ارومیه آبان ماه 1395


عرض x طول
ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • من یک ملی گرای مؤمن به مذهب شیعه هستم!

    علی رغم احترامی که برای جناب استاد و دیگر یارانشون قائلم، شکوه ای از اصولگرایان بر دل دارم و آن اصرار بر مواضع اشتباه تاریخی کشور در راستای حیله گری غرب علیه برخی افراد و اشخاص معتبر تاریخ معاصر ماست. پرسش:

    - چرا با باور تمام قد و همه جانبۀ تاریخ نگاشته شدۀ بیمار در سرزمینمان، برچسب «سکولار» رابر بزرگمردی چون دکتر «محمد مصدق» پدر ملیون و ملی گراها، الصاق کرده و به حفظ آن بر سینۀ آبروی او مصرید؟!!!! (به عنوان مثال در جائیکه به راحتی منکر وجود «کوروش» می شوید چگونه هر افترای غرب کثیف را بر چنان بزرگان معاصر می پوشانید؟!!!)

    - چرا اتهام و برچسب زنی غربی های معاند با انقلاب اسلامی ایران را در اوان پیروزی انقلاب، به ملیون و دولت ملی مرحوم مهندس بازرگان مبنی بر «لیبرال» بودن ایشان یا حتی بنی صدر که مستمسک فتنه گری غرب علیه هم آنان بود را به خورد نسل های حال و آینده هم می دهید اما!:
    «هرگز نمی گوئید که دلیل اتهام غرب به ملیون و ملی گراهای اصیل ایران چه در دوران مصدق و چه در دولت مورد تأیید و حمایت حضرت امام خمینی(ره) که بازرگان و یا بنی صدر بود، ذیل عناوین سکولار یا لیبرال ، اتفاقاً به هدف حذف ایشان (ملت گراها) و جایگذاری سکولار و لیبرال حقیقی در قالب «مُلّا» بوده است!!!»
    جریان لیبرال خائن به حقیقت کدام بود؟
    «منتظری یا مهدی بازرگان»؟
    «هاشمی بهرمانی یا بنی صدر»؟
    من قصد نبش قبر برای کسانی چون خصوصاً بنی صدر را ندارم که معتقدم بزرگترین اشتباه او ترس از مرگش بود!!! که اگر به شهادت قائل می بود، به چنین رسوائی تن نمی داد که حتی امام (ره) هم پس از افشاء حقیقت بر بصیرت پاکش، او را باز فراخوانَد و او نتواند حقانیت خود را اثبات کند!!! و شد آنچه نباید می شد! فریب خوردند مذهبیون صِرف، ترس بر بنی صدر چیره شد، غرب به دروغ او را حمایت کرد و در حقیقت مرگ آبرو و تاریخی اش را در این کشور رقم زد!! همان غرب ملعون !!!

    اما چرا امروز نباید پای اشتباهاتمان بایستیم؟ چرا نباید پرده از حقایق برداریم تا دیگر مرتکب آن نشویم؟ چرا به جای افشای مهرگان اصلی از افراد مظلوم شدۀ تاریخ مثال می زنید؟
    نگذارید در دل بگویم جای امام خمینی (ره) خالی است!
    خط کشی بین مذهبیون صرف و جداسازی ملی گراهای اصیل و نه اینان که برچسب سکولار را با افتخار حمل می کنند!، بزرگترین موفقیت غربی ها در تاریخ این مملکت بود که امروز شاهد اثرات آن هستیم...
    آنان که ملی گرای اصل بودند امروز در خاک خفته اند! همچون محمد مصدق، بارزگان، و.. فلذا کسی نمانده که جویای دلجویی شمایان باشد:
    ( همین جا اعلام می دارم کسی حق سوء استفاده از این حقیقت مطروحه را ندارد که اگر نفر دومی در حمایت از کامنت من برآید بی شک دست آلودۀ غرب ملعون است!!!!!!!!!!!)
    اما این هم رسم انصاف و مروت نیست که همچنان بر اشتباهات تاریخی مان پا بفشاریم و دوغ و دوشاب را یکی کنیم...

    والسلام

  • با سلام خدمت دوست عزیز (یکی از یکی) در مورد دیدگاه جنابعالی بنده واجب دانسته این نکته رامتذکر شوم که بحث سر خائن بودن و یا لیبرال بودن مطلق افراد نیست بحث سر منحرف شدن است انحراف ابتدا بسیار اندک است اما به مرور زمان آنچنان شدید میشود که گویی این تفکر از ابتدا مخالف کل اصل ابتدایی بوده آقایانی که شما نام برده اید زمینه ساز این انحرافات بوده اند هر چند خدمات آنها قابل انکار نیست به ویژه مرحوم مصدق اما باید تاثیرات بعد از آنها که از تفکراتشان نشات میگرفت درنظر گرفت.

  • البته این نکته حائز اهمیت است که افرادی که از دل عاشورا مناظره بیرون میکشند از دل تفکرات افراد نام برده چه بیرون خواهند کشید

  • با سلام حضور محترم «کمی جلوتر»
    ضمن سپاس از روشنگری شما
    خواستار تبیین چند مورد مطروحه از حضرتعالی هستم:
    1-مگر نه این که (لیبرالیسم) انحراف محض از حقیقت بینش بشر آرمانی است؟ آنچه جهت دهندۀ صرف به سوی جهنم دنیوی و اخروی است فی نفسه (انحراف) است!
    2- مگر ترغیب به هر گونه تفکر، روش و عملکرد باطل که مسبب انحراف از «صراط حقیقت و نیل به تعالی بشری» که آن را با افتخار «اسلام» یافته ایم باشد، (خیانت) نیست؟
    آیا نمی توان از مجموع موارد فوق الذکر چنین دریافت که لیبرالیسم یک انحراف بزرگ و اصرار بر سیاق آن یک خیانت بزرگ و کار خائنین است؟!
    بنده اگرچه خود را یک ملی گرای مؤمن به مذهب شیعه می دانم اما لازم به ذکر مجدد است که هیچیک از افراد نامبرده در دولت ملیون حقیقی (تاریخ متوفی اما معاصر) را خالی از اشتباه نمی دانم! اگرچه با قلبی آکنده از احترام از ایشان یاد می کنم و همواره معتقدم بیش از آنچه مستحق بودند به ایشان ظلم روا شد و شاید که بخشی از امروز ناخوشایند ایران ما، ماحصل چشم و گوش بستن های آن روزها رو به حقایقی بود که البته آن اشخاص، واسط ابرازش (ولو با نادانی و به شیوه ای ناکارآمد) بودند! و قبول کنیم مستحق این همه ... نبودند که هنوز...مصریم بر حفظ برچسب ها و اتهاماتی که پاپوش غربی ها یا عُمالشان استناد آن ها ست، بر سینۀ ستم دیدۀ بزرگی چون مهندس مجتهد بازرگان و ..!
    فقط باید کسی در شرایطی مشابه واقع شود تا بداند بی آبرویی ساختگی و ناحق! آن هم در قدو قوارۀ یک تاریخ! بار گران چه دردی است!!! و البته غافل هم نشویم از اینکه در حد و اندازه، چه گناهی است!!!
    به هر حال دنیا دار مکافات هست... این روزگار! هم مکافات برخورد ما در آن روزگار با آنان که نشناختیم و نمی خواهیم که بشناسیم...

    آه مظلوم در تاریخ همیشگی است... چه امام معصوم (علی (ع)) که مگر نماز می خوانده که در محراب سجده اش شهید شد!!!!! چه یک مجتهد غرب زدۀ لیبرال سکولار کراواتی که دکمۀ بالای کتش را به رسم سناتورهای غربی می بست!!!!!!!!!!!
    واللّه بصیر بالعباد...
    ...

  • صاد 95/9/15 ساعت 08:11

    خدا بازرگان رو نیامرزه.

  • خدا برای بزرگ ترها وعزیزترها، از کوچیک ترها و ذلیل ترها (نعوذ باللّه) اجازه نمی گیره!!!!!!!!

  • درود بر فیلسوف حسن عباسی. مسلمان واقعی