از خدا کم نخواه!


قدیمی‌ها یک لطیفه یا حکایتی می‌گفتند که یک کسی از خدا ده‌تا گلّه خواست و خدا به او داد، ده‌تا باغ خواست و خدا به او داد... هرچه خواست خدا به او داد. بعد یک‌روز، مشتی‌وار برگشت و گفت: «خدایا! هر کسی از تو کم بخواهد، چشم‌هایش را در بیاور و بینداز جلوی پایش!» یک‌دفعه‌ای...


+ 
0

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر