ارسال نظر


  • اولا اشتباه بزرگ گوینده فوق این است که خیال کرده است برای اجرای
    قانون باید تک تک افراد جامعه را در مورد آن اقناع کرد و سپس قانون را
    اجرا کرد. بدیهی است که چنین تصوری نه ممکن است و نه معقول. تصور کنید
    مجلس بخواهد قبل از تصویب هر قانون و اجباری اول برود تک تک مردم را قانع
    کند که این قانون به نفع آنها است!

    ثانیا اشتباه بسیار بزرگتر و خطرناکترش این است که خیال
    کرده اگر مردم در مورد یک قانون اقناع شوند آن را اجرا می کنند! آیا نمی
    بینید که تمام رانندگان محتلف بهتر از من و شما ارزش قوانینی مانند
    ایسنادن پشت چراغ قرمز و بستن کمربند ایمنی و استفاده از کلاه کاسکت و...
    را می دانند اما تا زور پلیس نباشد حاضر به اطاعت از آن نیستند؟ و آیا
    نویسنده نمی بیند که همه در مورد فایده مالیات برای کشور و عوارض شهرداری
    و یا دادن حق بیمه اقناع ستند اما بخش عمده ای از مردم هیچگاه بدون
    استفاده از زور حاضر به پرداخت کالیات یا بیمه نیستند؟ و آیا نویسنده فکر
    می کند کسی بهتر از سیگاریها و کراکیها و الکلیها از مضرات سیگار و کراک
    و الکل خبر دارد؟ پس چرا به کشیدن و مصرف این مواد ادامه می دهند؟

    و به طور مشابه آیا این آقا گمان کرده است که این زنان نمی دانند که یک
    روسری و لباس گشاد غیر بدن نما پوشیدن - یعنی حجاب حداقلی- بسیار ساده
    تر و ایمنتر از ساعتها آرایش و پوشیدن لباسهای تنگ و بدن نما است؟ قطعا
    خوب می دانند. هیچ نیازی هم به آوردن حدیث و آیه برای اقناع بیشتر نیست.

    پس همه حرفهای یادشده فوق حرفهایی بی ارزش و ژست بی معنی
    روشنفکرانه بیشتر نیست.

    حقیقت تلخ این است که اصولا در تمام جوامع انسانهای بسیاری در مقابل
    قانون هایی که به نفع جامعه است مقاومت می کنند. کاملا هم عمد دارند.

    پس راه حل چیست؟
    استفاده از زور آنهم برای مدت طولانی و طی چند نسل تا قانون خود به خود به عادت و رفتار فرهنگی
    جامعه تبدیل شود.
    ببینید چگونه در آلبانی عزیزت انور خوجه توانست با هفتاد سال مبارزه بی
    امان با دیانت ریشه اسلام و حجاب را در آن کشور بخشکاند.

    و یا چگونه اروپایی های عزیزت با هفاد سال جریمه های نجومی رانندگی صحیح
    را به فرهنگ و عادت تبدیل کرده و به وضع شلخته ترافیک اروپا در قرن 19 و
    ابتدای قرن 20 پایان دادند.