نظر بسیار جالب رهبری درباره تخت‌جمشید و پاسارگاد


البته تخت جمشید، یک اثر معماری است؛ انسان، اثر معماری را تحسین می‌کند؛ اما این غیر از آن است که ما دلها و ذهنها و جانهای مردم را متوجّه به نقطه‌ای کنیم که در آن خبری از معنویت نیست


+ 
18

- 
0

عرض x طول

دکمه اشتراک گذاري تلگرام ارسال ويدئو در تلگرام

ارسال نظر
نظرات
(برای مشاهده نظرات کلیک کنید)
  • خیلی افتخار دارد!!!

    یک منشور حاوی اندیشه های بلند و انساندوستانه یک حاکم قدرتمند متعلق به دوهزارو پانصد سال پیش در سرزمین ما بسیار مایه افتخار است.

    این منشور و آن پادشاه بشردوست وصلح طلب امروز در مقابل فرهنگی منزوی شده است که هزار سال بعد با قتل و کشتار و تهدید متولد شد!!!

    در تاریخ می خوانیم پیامبر اسلام تمام مردان یهود بنی قریضه و بنی نضیر را تنها برای اینکه اسلام بیاورند و اسلام را بپذیرند قتل عام کرد و زنانشان را به اسیری گرفت و ابزار قتل و ایجاد رعب و وحشت را در مورد قبایل دیگر و کشورهای دیگر به کار برد!!!

  • برخورد پیامبر با یهود بنی قریظه و دیگر یهودیان در چهار چوب نقض عهد و پیمان شکنی اونها بود و موجب اخراج اونها شد نه قتل اونها . تاریخ رو اون جوری که دوست داری و طبع میل شما هست نقل میکنی داداش ... تا حالا فکر کردی سلسه ساسانی و پادشاهی خسروپرویز با اون همه شوکت و قدرت و عظمت و قدرت تمدن و فرهنگ و قدرت نظامی چرا و واقعا چرا مقلوب اعراب پابرهنه شد . چرا ؟ تمدنی اگر قدرت مند باشد و چیزی قابل عرضه در برابر فرهنگ های دیگر داشته باشد در طول زمان حذف نمی شود .

  • همیشه سوال بود برام که طرفداران تمدن وروغنفکران ما چرا به تجاوزهای که در دوران هخامنشیان وساسانیان و....به ملت های دیگر صورت می گرفته چیزی نمی گویند یعنی همه با اغوش باز ازما استقبال می کردند برا کشور گشایمان خون ها بی گناه ریخته نشده .اندکی منصف باشیم .رهبر جمله بسیار خوبی گفتند که این چیزها مایع افتخار است ولی معنویت در ان وجود ندارد .منظورشان اینست که در هر کاری وفکری خدای باشیم ما که معصوم نبودیم والان هم که معصوم نیستیم ولی برا رضای خدا باید کار کردنه رضای خودمان .راستی اگر تهمت بزنید که شما عرب پرستید وفلان یه مقدار تامل کنید که شماهای که ایرانی اصیل هستید چرا کردار نیک وگفتار نیک وپندار نیک ندارید.

  • آنکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند
    آنکس که نداند و نخواهد که بداند
    حیف است چنین جانوری زنده بماند
    برادر انگار نمیفهمی پیامبر یعنی چی؟میدونی پیامبر یعنی چی؟ینی کسی که جانشین خدا روی زمینه...خدا میدونی یعنی چی؟ یعنی کسیکه تمام بشر و تمام موجودات به واسطه وجود اون هستند و در جنبو جوشن...
    اول بهت توسیه میکنم برو تاریخو بخون درست بعد اظهار نظر کن...اگه من بیام بگم خانواده ی تو و جد ابادت همه یاغی و دزد بودن باید بقیه باور کنن؟!!!
    روی اون منشور کوروش که داری میگی اگه واقعا مربوط به کوروش باشه... کوروش بت بزرگ بابل و ستایش کرده...پس یعنی بت پرست بوده نه یکتا پرست...
    اگه الان نفهمی پیامبر یعنی چی بعد از مرگ بهت میفهمونن...

  • در مورد منشور کورش ، این منشور زنده است و در کشور انگلستان نگهداری می شود و نوشته های ان هم ترجمه شده و در اختیار همگان است .

    در مورد رفتار پیامبر اسلام با یهودیان بنی قریظه و بنی نضیر ودیگران منابع موثق وجود دارد اما چون معلوم است شما کتابخوان نیستید شما را ارجاع میدم به سخنرانی آیت الله خمینی موجود در یوتیوپ . ایشان فکر کنم از شما اسلام شناس تر باشند!!! آیت الله روح الله خمینی قتل هفتصد نفر از مردان بنی قریظه به دست علی بن ابیطالب را تایید می کنند!!!

  • دشتستانی .درتاریخ طبری امده که در این ماجرا کلا بین ششصد تا نهصد مرد یهودی کشته شدند[ترجمه ی تاریخ طبری جلد3 ص1088]نه اینکه حضرت علی به تنهایی این تعداد را کشته باشد. هرچند که به دنبال هوچیگری هستی

  • جواب دندان شکن به شمایی که ادعای مطالعه داری...

    خب پس دباره شما برو منشور کوروش رو مطالعه کن...ظاهرا شما اهل مطالعه نیستی و مغلطه کار بزرگی هستی...
    بله علی علیه السلام قاتل، قاتلان بشریت و انسانیت و قاتلان بالفطره است همان داعشی صفتانی که هر کدام توانایی قتل هزاران ادم بی گناه رو دارن...
    به نظر شما با داعشی جماعت باید چطور رفتار کرد؟کسی که منطقش اینه که چون تو شیعه هستی و باید بمیری؟!
    این ماجرا صحت داره و لی شما بعد اصلی ماجرارو نمیبینی اقای محترم...
    وقتی مسلمانان با یهودیان پیمان میبندند و بدون هیچ اجباری به اونا اجازه میدن که ایینه خودشونو داشته باشن و حتی در مقابل دشمنانشون از اونها حفاظت کنند(برو پیمان نامه بین مسلمونا ویهودیارو بخون بعد میفهمی محمد صل الله علیه چه شرافت و بزرگی داشت و با منشور کورش مقایسه کن فقط همون یه معاهدرو) ولی در عوض یهودیا چیکار کردن؟؟؟بازم برو مطالعه کن...ظاهرا چشمات فقط یه بعدو میبینه یا شایدم نمیتونی بفهمی...یا نمیخوای بفهمی...یهودیا دائما بر خلاف پیمان عمل میکردن و برای کشتن مسلمونا و حتی شخص پیامبر برنامه ها ریختن...ولی پیامبر باز هم ازدر لطف با اونا طا کرد ...و به اونا اجازه داد از مناطق مسلمونا دور بشن...ولی دباره نقشه ریختن و با کفار علیه مسلمونا تجمع کردن از کمک های مالی و تسلیحاتی بگیر تا ....و جنگ خندقو راه انداختن که اگر تدبیر پیامبر نبود چیزی از دین خدا باقی نمیماند...و این شد که بعد مسلمونا تصمیم گرفتن خیبرو فتح کنن... ابتدا و قبلش به اونا پیغام دان که یا اسلام بیارید و یا کشته بشید ...که عده اندکی از یهودیا مسلمان شدن ولی اکثرشون مقابله کردن و کشته شدن....
    به نظرت برای کسی که برای کشتنت دائم نقشه میریزه باید چطور رفتار کرد؟باید براش منشور کوروشو مطرح کرد؟
    همین یه جوابو بده ببینم منطقت چیه؟!با کسی که دائم برای قتلت برنامه میریزه باید چیکار کرد؟
    اقای محترم...تاریخو ناقص نفهم،هرچند اگه مطالعه داشتی حقیقتا میتونستی بفهمی...
    بعدش هم اسلام پیامبر و ائمه برای ما مسلمونا خط قرمزه...میشه سوال بپرسی ولی نه اینطور جاهلانه و بدون اطلاع مفاهیم اشتباه فکرتو بیان کنی...

  • سند های تاریخی
    پیمان بین پیامبر(مسلمانان)و یهودیان...سیره ابن هشام،ج2،ص501...همین یک سند برای دروغ های کذایی تو کافیه...
    هم پیمانی کفار و یهودیان در جنگ خندق...تاریخ طبری ج 2...واقدی،المغازی ج2...سیره ابن هشام جلد2

  • بله حق باشماست یهودیان نقض عهد کردند !!! اما سزای نقض عهد آنها کشتن مردانشان و اسارت زنانشان و به آتش کشیدن نخلستان هایشان نبود!!! یهودیان نقشه کشیدند اما پیامبر را که نکشتند!!! در واقع شما درست می گویی من نمی فهمم !!! اما شما که می فهمی بگو بدانم !!! چرا پیامبر رحمت به اسارت و تصاحب اموال آنها اکتفا نکرد؟؟؟

    شما به من میگی دروغگو !!! درحالی که آنچه بیان کرده ام مستدل به کتب معتبر تاریخی متعدد است و ایضا آقای آیت الله خمینی هم عین موضوع را در سخنرانی تایید کرده بنابراین من چه دروغی گفتم؟؟؟

  • ظاهرا گوش چشمت توانایی تجزیه تحلیل مطالبو نداره...و فقط یه جملرو هی تکرار میکنی
    اگه شما یه همسایه داشته باشی که هی برای کشتن تو خانوادت برنامه ریزی میکنه و چندین جنگ علیه تو و خانوادت راه میندازه با و جود بخشش های مکرر...چیکار میکنی؟واقعا نمیتونی بفهمی؟یا نمیخوای بفهمی؟
    ایا پیامبر بیش از 10بار از نقض عهد یهودیان نگذشت؟
    رحمت برای کسی که اهل رحمت باشه نه برای داعشی صفتی که دائم برای کشتنت نقشه میکشه...!
    ایا میدونی که همین ال سعود عربستان همون مسلمونای یهودی خیبر هستند؟ببین عالم از دست اینا و اسرائیل ادم کش و کودک کش چی میکشه...
    تو فقط از یک کلمه داری سوءاستفاده میکنی و فقط میگی "قتل"...خب قتل کی؟برای چی؟...قتل کسی که بیش از 10بار نقض عهد کرده و همه توانشو به کار گرفته تا تورو و ایینتو نابود کنه...دروغ گویی به خاطر این که یک کلمرو تکرار میکنی و دلیل و علتشو پنهان میکنی...دروغ گویی چون مغلطه کاری...
    اگه منطق داری جواب این سوال منو بده و حاشیه نرو...با منطق تو پس الان سردار سلیمانی هم یه قاتل دیگه؟چون داعشی هارو(که هر کدومش توانایی کشتن هزاران انسان بی گناهو دارن) میکشه؟درسته؟

  • ببین این قبایل قبل از پیامبر داشتند در حدود سرزمین های خودشان زندگی می کرده اند پیامبر آیین جدیدی داشت و اوقصد کرد که همه عالم را به آیین خودش دعوت کند روشی را که انتخاب کرد روش جنگ بود به این ترتیب که شما اگر یکی از قبایل را بکشی !!! دیگران حساب کار دستشان خواهد آمدو یکی یکی خودشان از ترس تسلیم می شوند. سپاه اسلام این روش را تا سرزمین های مصر و ایران و روم به همین شکل پیگیری کردو پیش رفت.

    بله مسئله من همین قتل است !!! انسانی که کتاب دارد سخنوری بلد است و حرفش حق است !!! چرا باید بکشد ؟؟؟شما حرف حق را بگذار همینجا ، تمام عالم دنبال حرف حق و روش عدالت و دین راستی خواهند آمد و اطاعت خواهند کرد!!!

    شما تاریخ رو هم لطفا تغییر نده پیامبر در مورد بنی قریظه هیچ گذشتی نکرد.

    شما از کجا فهمیدی آل سعود در هزار وچهارصد سال پیش ریشه اش به کجا می خورد ؟؟؟ من بعید می دونم شما اسم پدربزرگ پدربزرگ خودت رو هم بدونی؟؟؟

    اما در مورد داعش : دولت اسلامی شام و عراق: مسلمانند و نماز می خوانند : زنانشان حجاب دارند : اجازه نمی دهند عروسی شان مختلط برگزار شود : پرچمشان لا اله اله الله است : پس اعضای داعش از آمریکا نیومده اند بلکه مال همین سرزمین عراق و سوریه هستند.

    چرا در سوریه جنگ شد؟ پاسخ : مردم سوریه در پی قیام مردمی در مصر و تونس خواهان برکناری بشار اسد شدند و یک قیام مردمی به راه افتاد : طبیعی بود که مانند تونس باید بشار اسد کنار می رفت و یک انتخابات آزاد برگزار می شد برای تعیین سرنوشت کشور : اما در اینجا کشوری دیگری که ما باشیم به دلیل آنکه دوستی دیرینه با بشار اسد داشتیم و در جنگ ایران و عراق به ما کمک هایی کرده بود و همچنین تنها متحد ما در منطقه بود در برابر تهدید های اسراییل : آمدیم و با ارسال سلاح و نیروی نظامی مقابل خواست مردم سوریه ایستادیم تا از سقوط بشار اسد جلوگیری کنیم : البته هرگز پیش بینی نمی کردیم که دولت سوریه کارش به استفاده از سلاح شیمیایی آن هم دوازده مرتبه بکشد و ناخواسته ما وارد جنگی شدیم که پایانش هنوز ناپیداست : حدود ششصد هزار سوری کشته شده اند : یازده میلیون نفر از خانه هایشان آواره شده اند !!! و نودو سه هزار نفر از کشته ها زن و کودک بودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    حالا شما به عنوان یک ناظر شاهد این کارزار هستی !!! طبیعتا اگر ایرانی باشی می گویی حق با ایران و بشار اسد است و کسانی که کشته شده اند همه کافربودند وهمه باطل بودند و مرگ حق شان بود !!! و کسانی که از طرف ما و بشار اسد به جبهه جنگ رفتند همه پاک و درستکار و قهرمان بودند و شهید شدند و مستحق ستایش!!!

    اسراییل و اعراب هم همین مسئله را داشتند اسراییل می خواست سرزمین افسانه ای اجدادش را بدست آورد و فلسطینی ها هم طبیعی است که مقاومت کردند و کشته های بسیار دادند که سرزمینشان را حفظ کنند هر دو خود را برحق می دانند !!! و این دعوا ادامه دارد

    در زمان پیامبر هم خیلی عادی هم پیامبررسول خدا بود و برحق بود و هم یهودیان صاحب سرزمین و آیین هزاران ساله و نخلستان و غیره بودند و طبیعت انسان هم دفاع از شرف و حدود و اموالش است .

    بنابراین شما به عنوان یک انسان زنده و هشیار در قرن بیستو یک نمی توانی قضاوت یک جانبه داشته باشی و در این دعواها و دعواهای مشابه به طور قطع حق را به یک طرف بدهی و اورا حق بدانی و دیگران را باطل !!! چرا که این قضاوت دور از عقل و انصاف و واقعیت است !!! این حق به طور نسبی متعلق به هر دو طرف ماجراست که چون راهی نیافته اند برای حل مسالمت آمیز مشکلشان ، ناچارا وارد جنگ شده اند و عده زیادی از دو طرف کشته شده اند.

    پس چه قضاوتی داشته باشیم ؟؟؟؟

    پاسخ این است که قتل را به هر شکل محکوم کنیم و درجهت هویدا شدن حق بکوشیم . حق را هرچند برایمان ناخوشایند باشد برای دشمنان هم بخواهیم و گردن بگذاریم به حق !!!

    حالا در این زمانه حق چیست؟؟؟؟؟ حق عبارت است از خواست اکثریت مردمی که در محل زندگی شان احساس مالکیت و امنیت دارند.

    بشر امروز می گوید اگر من همسایه ای داشته باشم که مزاحمت برایم ایجاد کند و از هیچ راهی با مذاکره قانع نشود ومزاحمت را ادامه دهد منطق این است که از اون مکان مهاجرت کنم و بروم و یا از کانون عدالت آن جامعه کمک بطلبم و عدالت طلبان را به یاری خودم برعلیه منطق او بسیج کنم و با رای آنها او را تسلیم کنم.

    حقوق بشر امروز می گوید حتی اگر یک طرف در دعوا کشته داد تلافی آن به صلاح و منطق نیست و به مصلحت نوع بشر نیست که در پی انتقام جویی باشد و اشتباه را با اشتباه پاسخ دهد


    چه بسا روزی بیاید که بشر دست از کشتن حیوانات هم بردارد و برای تامین غذای خود حیوانات را هم که از لحاظ حق طبیعی زیستن فرقی با انسان ندارند نکشد .



  • سلام دوست عزیز
    به نظرم اگه میخوای نظر بدی بدون اینکه غرض باید جنگ احزاب رو کاملا مطالعه کنی
    تا بدونی که یهودیان چه خیانتی کرده بودند
    واگر امداد غیبی خداوند نبود ریشه اسلام رو زده بودند

  • از شمایی که افتخار می کنی یک حیوانی بیش از این انتظاری نیست.اما بدان اگر به رسول اعظم الهی (ص) و ائمه اطهار (س) اهانت کردی پیدایت می کنم و تو را خواهم کشت. مواظب باش از حد خارج نشوی ای حیوان. به مدیر مسوول سایت روشنگری هم عرض می کنم شما اگر اجازه بدهید به مقدسات الهی توهین شود قضیه شما مانند قضیه سلمان رشدی و حکم امام راحل سلام الله علیه خواهد شد. این حیطه جای روشنفکر بازی و از این امور تهوع بر انگیز نیست.

  • سند های تاریخی برای دروغ گو کذابی مثل تو
    که ادعای مطالعه داری و در حقیقت یک کتاب هم نخوندی اگه میخوندی حقیقت میفهمیدی...همون پیمان بین مسلمانان و یهودیان که سندشو اوردم برو بخون بعد به بزرگی شخصیت پیامبر صل الله علیه پی میبری...و میفهمی دلیل کشته شدن یهودیا نقض عهد های مکرر و نقشه کشی برای کشتن مسلمونا و شخص پیامبر بود
    _پیمان بین پیامبر(مسلمانان)و یهودیان...سیره ابن هشام،ج2،ص501...همین یک سند برای دروغ های کذایی تو کافیه...
    _هم پیمانی کفار و یهودیان در جنگ خندق...تاریخ طبری ج 2...واقدی،المغازی ج2...سیره ابن هشام جلد2
    _پیمان بین مسلمانان و یهودیان...فروغ ابدیت نوشته ایت الله سبحانی ص449
    _جنگ خیبر ص721 فروغ ابدیت

  • بله حق باشماست یهودیان نقض عهد کردند !!! اما سزای نقض عهد آنها کشتن مردانشان و اسارت زنانشان و به آتش کشیدن نخلستان هایشان نبود!!! یهودیان نقشه کشیدند اما پیامبر را که نکشتند!!! در واقع شما درست می گویی من نمی فهمم !!! اما شما که می فهمی بگو بدانم !!! چرا پیامبر رحمت به اسارت و تصاحب اموال آنها اکتفا نکرد؟؟؟

    شما به من میگی دروغگو !!! درحالی که آنچه بیان کرده ام مستدل به کتب معتبر تاریخی متعدد است و ایضا آقای آیت الله خمینی هم عین موضوع را در سخنرانی تایید کرده بنابراین من چه دروغی گفتم؟؟؟

  • لطفا دلایل خود رو مستند بیان کنید !

  • بنده مطالبت را با این نام در این سایت روشنگری دید ه ام. برایم اثبات شده شما دنبال حق نیستی. این را هم برای خوانندگان می نویسم. وقتی داری می گویی چرا پیامبر رحمت...داری به ایشان طعنه می زنی و این اهانت است. این توهین به اجداد خودت و... نیست بلکه داری به مقدس ترین کلمه الهی توهین می کنی و طعنه می زنی. شما می توانی کافر و بی دین و ملحد و ...باشی و مختاری ولی حق نداری به خدا ورسولش توهین کنی.
    1 هرچه رسول خدا (ص) انجام می دهند به دستور خداست و از خود هیچ کاری نمی کنند. لذا اصل قضیه حکم خدا بوده است. مگر این چیزیست که فرد مسلمان از گفتنش شرم کند و خجالت بکشد و بخواهد پنهانش کند؟! آن ها که خائنند و خیانت کردند بایدخودشان را قایم کنند. جالبه دزد پر رو یقه صاحبخانه را گرفته! به هر حال اصل قضیه را باید از منابع موثق مورد تایید شیعه نقل شود. لذا شما و بنده تشخیص نمی دهیم که سزاوار بود یا نیود! چون علم و آگاهی کامل به تمام جنبه های موضوع نداریم.
    2در جنگ خندق در هنگامی که مسلمانان در حال دفاع بودند یهودیان با مشرکین هم عهد شده و گفتن دیگر کار اسلام و مسلمان ها تمام است و لذا با شکستن عهدشان از پشت متعرض زن و بچه و کهنسالان شدند و رو حیه لشکر مسلمین را به هم ریختند.
    3 بعد از شکست مشرکین و برگشت آن ها به مکه ، مسلمانان به خانه هایشان برگشتند و آماده استراحت شدند که وحی نازل شد که همین الان به سراغ یهودیان پیمان شکن برو. لذا به امر الهی با این که همه به شدت خسته بودند به تدریج حرکت کردند تا از شر این خیانت کاران برای همیشه راحت شوند.
    4 بعد از محاصره یهودیان در قلعه هایشان و رعب آن ها این خیانتکاران که خودشان می دانستند چه خیانت بزرگی کرده اند به نتیجه رسیدند که شاید بتوانند مانند یهودیان بنی نضیر املاک و تجهیزات نظامیشان را بدهند و کوچ کنند (اگر دستور الهی بود در مورد یهود بنی نضیر هم همین حکم اعدام عمل می شدولی نبود) لذا چون سعد بن معاذ رییس قبیله اوس در مدینه قبل از اسلام با آن ها رفت و آمد و دوستی داشت گفتند و قبل از اسلام هم پیمانشان بود (با تفکر مادیشان به اصطلاح امروزی ها دنبال پارتی بودند تا موضوع را ماستمالی کنند) بدو متوسل شوند تا از مجازات خیانت سنگینشان خلاصی یابند. لذا به رسول خدا (ص) گفتند هر چه سعد بگوید ما قبول داریم. رسول خدا گفتند سعد را بیاورید
    5 سعد شاهرگ دستش توسط مشرکین در جنگ خندق تیر خورده بود و بی حال و تحت مداوا بود و وضعیت خوبی نداشت. رسول خدا عده ای از قبیله اوس را سرغش فرستادند تا با احترام او را بیاورند. او را سوار مرکب کرده آوردند. در آن هنگام چهل سالش بود. در راه عده ای سفارش یهودیان را به او می کردند ولی او چیزی نمی گفت تا به محل رسید. یهودیان خائن گفتند در مورد ما حکم کن. گفت هر چه بگویم قبول دارید گفتند بله. وقتی از آن ها رضایتشان را گرفت گفت من حکم می کنم سزای مردان جنگجوی بنی قریظه قتل است و اموالشان باید تقسیم گردد، زن و بچه ایشان هم اسیر گردند و پیامبر(ص) فرمودند به درستی حکم خدا و رسولش را در مورد ایشان صادر کردی و مطابق حکم الهی رأی دادی.
    6 حکم را سعد داد و رسول خدا چون سعد در واقع حکم خدا را گفت تاییدش کردند و آن گاه حکم اجرا شد.
    7 حکم اعدام در مورد آن هایی بود که اسلحه دست گرفتند و از پشت حمله کردند و نه همه یهودی ها.
    8 حکم سعد دقیقا بر اساس حکم مورد قبول خود یهودیان خائن هم بود و از نظر یهودی ها کیفری شرعی تلقی می‌شد. در توراتِ موجود، درباره شهری که به زور وارد آن شده‌اند چنین گفته شده است اگر پروردگارت، آن را به تو واگذار کرد، همه مردان را از دم شمشیر بگذران، اما زنان و کودکان و حیوانات و هر آنچه در شهر است، همه غنیمت می‌باشد، پس همه را به عنوان غنیمت بردارید و غنیمتی که پروردگار نصیب کرده بخورید.
    9 در آن زمان حکم اعدام زدن گردن بود. چون امکان دار زدن نبود(درخت مناسب و یا داربست و...نبود چون چوب می خواست که در مدینه و عربستان عمدتا در خت خرما وجود داشت که برای اعدام مناسب نبود و شاخه قوی نداشت) ضمن آن که قطع سر سریع ترین و راحت ترین شیوه بود و قاتل یا خائن یا... هم زجر نمی کشید. مثل همیشه هم جانباز بزرگ اسلام وشیر خدا حضرت امیر (ع) انجام این حکم الهی را به عهده گرفتند.
    10 تمام عالم ملک خداست و او مالک تمام هستی از جمله انسان ها است و جانشین او بر روی زمین هم از طرف او مالک واقعی می باشد. ما و تمام موجودات ملک خداییم. مالکیتی هم که داریم به اعتبار خداست. در مورد درختان و..هم همین طور. تعلیمات تمامی انبیای الهی به تعبیر امروزی حفظ محیط زیست بوده و روایاتی که در مورد حفظ و احترام به همه موجودات از جمله حیوانات و گیاهان و ... ذکر شده است در هیچ مکتبی وجود ندارد. چون تمام عالم زنده است و باید حق هر موجودی حفظ شود. اما در جایی که حق بزرگ تری وجود دارد و شما باید بین دو چیز انتخاب کنی آن که حرمتش کم تر است قربانی می شود. مثلا شما نمی توانی بدون اجازه صاحب خانه ای وارد خانه اش شوی اما اگر صدای کمک کمک صاحب خانه را بشنوی که یا دارد مثلا در استخر خانه اش غرق می شود یا دارد می سوزد شما بدون اجازه اش باید وارد خانه اش شوی و نجاتش دهی چون حفظ جان انسان مهم تر از حفظ حرمت مالک بودن همان فرد است. لذا آتش زدن چند درخت و نه همه نخلستان ها (که دروغ خیلی بزرگیست و تنا چند درخت بوده است) از همین مقوله است. رسول خدا (ص) برای تحت فشار دادن خائنین یهودی و تسلیم شدنشان چون اینها نخل هایشان به جانشان بند بود (اصولا یهودی ها بسیار پول پرست و مالدوستند) دستور دادند تا از این نقطه ضعفشان برای تسلیم شدنشان استفاده شود. در حقیقت مالک حقیقی دستور داد چند قطعه از ملکش را آتش بزنند تا بر متجاوز و خائن مسلط شوند و مجازاتش کنند و هم نشان دهند در هدف خود قاطعند.
    لذا دوستاتی که دنبال حقند در این دوران که یکعده دنبال بی دین کردن و به جهنم بردن مردمند و حتی ممکن است خود یهودی ها و صهیونیست ها و دشمنان غربی تحت نام هایی ایرانی در این سایت ها شبهه درست کنند، توجه داشته باشند باید مطالعه کنند و از منابع صحیح و مطمئن در مورد دینشان اطلاع کسب کنند که با این درو غ ها خدای ناکرده متزلزل نشوند. راستی چرا از قبر شهید پلارک در بهشت زهرای تهران (قطعه 26، ردیف 32، شماره 22) بعد از گذشت 30 سال هنوز بوی خوش می آید و هیچ وقت سنگ قبرش خشک نمی شود و بوی گلاب می دهد؟ راستی چرا قبور افراد صالح الهی، از جمله مرحوم ابن بابویه در شهر ری تهران، که باز شده است بعد از قرن ها هنوز جسد سالم و تر و تازه است؟!

  • جناب متولد 37 باز کم آورد و مثل ولایت معاشان, هر قتل عام و اعمال ناشایست تاریخی رو با دونستنش بعنوان دستور خدا مجاز دونست!
    متاسفانه امروزه هم هر ظلمی رو برخلاف اراده مردم انجام میدن چون دستور امام نایب امام زمان, دستور امام زمان هست و دستور امام زمان دستور خداست!
    دریغ ازینکه مشروعیت خودساختشون بدون مقبولیت مردمی,خود طاغوته!

  • سید مهدی و دشتستانی. کدام سید مهدی..متولد 37 که جواب داده امثال تو که از عقل علم صحبت میکنید از کتاب خوندن صحبت میکنید و خدا رو شکر که ما اینهمه کتابخون در جامعه داریم ولی از اخر اولیم ولی در تلگرام از اول اولیم دشتستانی و سید مهدی عجیب نام سید مهدی شما کتابخون ولی جواب متولد 37 رو با دلیل و اسناد صحیح بدید احتمالا بقیه حرفها در کتاب تلگرام نیامده ....واینکه استاد سید مهدی فرموده هر قتل عامی ناشایسته تاریخی رو با دونستنش بعنوان دستور خدا مجاز دونسته میشه وقتی حزب بعث صدام به ایران حمله کرد استاد سید مهدی چه عکس العملی باید داشتیم معلوم کوروش پرست هم هستی... با تحریک یونانیان اروپا اتش جنگ استقلال طلبانه ایونیه بر ضد دولت هخامنشی اغاز شد در همین زمان گروهی از یونانیان به شهر سارد هخامنشی حمله کردند که به اتش سوزی بزرگی انجامید . جنگ ایونیه شش سال به درازا و فرجام ان پیروزی کامل و قطعی داریوش بزرگ بود... اگر حرف استادان بزرگ تلگرامی سید مهدی و دشتستانی رو قبول کنیم ما ایرانی ها ادم کش هستیم چرا که ما اینهمه کشتار انجام دادیم ........

  • یک نفری راجع به حجاب سوال می کرد که این چیست و...؟ مخاطبش گفت شما اول باید در مورد توحید قانع شوی وقتی در مورد آن قانع شدی و با استدلال پذیرفتی همه مطالب بعدی از جمله معاد و قیامت و نبوت و ولایت مطلقه نبی اکرم (ص) و معصومین (ع) بر عالم را خواهی پذیرفت و به دنبالش حجاب و نماز و روزه و خمس و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و تولی(دوستی با دوستان خدا) و تبری(دشمنی با دشمنان خدا) را هم خواهی قبول کرد. آن موقع متوجه می شوی چه طاغوت است و چه نیست. لذا بحث با شماها در مورد سیره رسول اعظم الهی (ص) بی فایده است چون مشکل اصلی شما این جاها نیست بلکه مشکل اصلی شما در توحید است و اگر آن کاملا برایتان حل شود دیگر از این حرف ها که زدی نمی زنی. این جا جای لجبازی و رو کم کنی و تکبر ورزیدن و... نیست بلکه بحث سرنوشت شما در این دنیا و جهان آخرت است بهتر است نزد عالمی ربانی حاضر شوی و در مورد توحید غنی شوی آن موقع با دنیایی آشنا می شوی که همه چیز در جای خودش است و معنی دار. بحث توحید خواندن و...هم جایش در شبکه های اجتماعی نیست. موفق باشی.

  • شما چون پاسخی برای سوال من ندارید هی حاشیه می رید و میخواهید به اصطلاح خودتان من رو از خدا بترسانید!!! جان من خدا ترس ندارد !!! خدا خودش به ما عقل داده و پرسیدن زایش عقل است !!! می پرسم تا بدانم!!! نه اینکه ندانسته و جاهل فقط پرستش کنم!!!

    خدمت شما عرض کنم هیچ مشکلی با درک وحدانیت ندارم و حضور واحد را در تمام سلول های بدنم حس می کنم و ایمان دارم که همه امورات عالم به یک واحد عالم و بینا و عاقل ختم می شود !!!

    در مورد دستورات زیبایی مثل نماز و زکات و روزه و امر به معروف و تولی هم کدام انسان عاقلی می تواند دعوا داشته باشد؟؟؟

    سرنوشت هرکس در آخرت به همان چیزی می رسد که در دنیا به دنبال آن بوده است!!! اهل شر با شر و اهل خیر با خیر مبعوث می شوند!!!

  • کسی تو رو از خدا نمیترسونه تو با جهلت درگیری...ابنکه گفتی شما چون پاسخی برای سوال من ندارید هی حاشیه می رید...این نظر از امثال تو در بحث عجیب نیست اینکه در مورد منشور کوروش حرف میزنی بهتر به باستان شناس شاهرخ رزمجو سر بزنی معلومه نه تنها اهل دانش بلکه دور برییات هم مثل خودت در تخیل سیر میکنن اینکه بگم رسانه های فارسی زبان انگلیسی و امریکای بیش از حد گوش میدی ولی فکری نمیکنی بی راه نگفتم ولی نمیگم شتشوی مغزی شدی مورد پیامبر و قبیله یهودی و حضرت علی نظری میدی بدون سند و بعد پاسخ سوالت رو طبق سند میدن و در نظر خواهی بعد میگی من اصل قضیه رو هنوز قبول ندارم پس چرا میگی این یعنی دم خروس خیلی چیز سختی نیست در فضای مجازی برای رد شبهات میتونی به سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر یا اسلام کوئیست رجوع کنی ولی ای کاش فقط شبه داشته باشی اینکه احتمالا مبارزات انتخاباتی امریکا رو ندیدی که این حرف ها رو میزنی در مورد داعش از اون جای هم که کتاب زیاد میخونی یادت رفته کتاب هیلاری رو بخونی که نقشه یا روند داعش رو برای امثال تو ترسیم کرده کسینجر به ترامپی که میگفت داعش رو امریکا رشد داده به ترامپ توصیه میکنه داعش رو نگه دار.....

  • در جواب فرد موسوم به دشتستانی: شما نه به خدا اعتقاد داری و نه عقل داری. خلاص خلاصی. راحت باش. پلیس ترس ندارد رد شدن از چراغ قرمز موجب ترس از پلیس می شود . معلم ترس ندارد تقلب کردن در امتحان موجب ترس از معلم می شود. نیروی انتظامی ترس ندارد دزدی کردن و آدم بیگناه کشتن و رشوه گرفتن و ...موجب ترس از نیروی انتظامی می شود. پدر و مادر ترس ندارند وقتی زحماتشان را بر باد می دهی ترس پیدا می کنند و....مشکل خلافکار است و گرنه اگر همه مثل آدم و نه حیوان رفتار کنند کسی از کسی نخواهد ترسید. خدا هم ترس ندارد وقتی بر خلاف عدالت و حق و ایمان و سیره خلیفه خدا(که گفته از او تبعیت محض کنید ) عمل کردی و روی آن اصرار داشتی آن وقت باید بترسی. وقتی شما به همه مقدساتی که در قرآن مقدس شمرده شده است اهانت کردی آن وقت است که باید از خدا بترسی. وقتی غذای مناسب به بدنت نرساندی باید بترسی. وقتی روحت را سرگرم فساد و... کردی باید بترسی که کارت به دکتر بکشد. اگر با عالم هستی و فطرت الهی هماهنگ نبودی باید بترسی. چون معده هستی با افراد فاسد و مشرک و کافر و منافق و بی بند وبار و ....جور نیست و آن ها را بالا می آورد. البته همان طور که گفتم شما راحت باش.

  • ترجیح می دهم عقلی مانند جنابعالی نداشته باشم عقلی اسیر و در زنجیر!!!

    (((((اگر با عالم هستی و فطرت الهی هماهنگ نبودی باید بترسی. چون معده هستی با افراد فاسد و مشرک و کافر و منافق و بی بند وبار و ....جور نیست و آن ها را بالا می آورد.!!!)))))

    کاملا درست است و قبول دارم!!!

  • دشتستانی.جوابی نداری عیبی نداره ولی به خاطره عقلات یک بار دیگه بکو داعش چه جوری به وجود اومد.......

  • برای دشتستانی: راحت باش!

  • از رهگذر موقت به سیدمهدی؛ نخست سلام علیکم. و اما بعد، نمی شد بدون توهین و برچسب زنی مثل بچه ی آدم بیای و نظرت رو بگی؟ ولایت معاش تو و امثال تو هستید که هر جا که کم میارید و می بینید اوضاع بی ریخت شده، فوری از ولی فقیه مایه می گذارید. شما ها به اندازه ی کافی سر قضیه ی برجام و مذاکره با آمریکا و غیره و غیره و غیره، بی آبرو شدید. اخیراً هم که رئیس جمهور اظهار داشتند که گویا در آن زمان، دیوانه هم بوده اید. پس الکی وسط بحث نپر و خودت رو مضحکه نکن.

  • متاسفم برای شما متولد 37 :
    شما شجاعت فکر کردن ندارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    من خودم اصل قضیه را هنوز قبول ندارم !!! یعنی خود من باورم نمی شود که یک انسان بتواند سر هفتصد نفر را در یک روز با شمشیر بزند !!! و همواره گمان می کنم تاریخ نویسان در این مورد مبالغه کرده اند!!!

    اما شما چطور انسانی هستید ؟؟؟ که می گویید اصل قضیه را قبول دارید !!!

    اصل قضیه حکم خدا بوده است؟؟؟

    قتل همنوع چه سنخیتی با حکم پروردگاری دارد که : باران را بر همه می باراند : بهار را از پی زمستان می آورد: اسباب روزی میلیاردها موجود عالم را در ساعت مقرر برایشان حواله می کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • مهم نیست شما قبول داشته باشی یا نداشته باشی! وقتی گفتم دنبال حق نیستی درست گفتم. این تعداد که ظاهرا حدود 400 نفر و بعضی گفته اند700 یا 750 را امیر المومنین (ع)در مدینه توزیع کردند و آن گاه اعدام شدند. در قرآن می گوید قاتلوا ائمه الکفر یعنی با سران کفر بجنگید. نگفته نوازششان کنید گفته بجنگید. در جنگ هم حلوا خیر نمی کنند می کشند و کشته می شوند. برای حفظ یک بدن گاه لازم می شود انگشت که فاسد شده قطع گردد. لطفا شعر نگو. شما قبلا که ادعا داشتید حیوانید اکنون شما را به حکم پروردگار و همنوع و روزی مقرر چکار؟ در ضمن جواب جملات آخر را ندادید!

  • در این هنگام قبیله اوس که از پیش از اسلام با بنی قریظه پیمان داشت بنزد پیامبر امدند و درخواست کردند تا کیفر بنی قریظه تخفیفی دهد پیامبر نیز انان را ناامید نساخت و فرمود :
    « ای گروه اوس ایا خشنود نمی شوید که مردی از میان خودتان درباره بنی قریظه داوری کند ؟ گفتند : اری راضی هستیم. فرمود این داوری را به سعد بن معاذ (رئیس قبیله) سپردم » ابن هشام ج 2 ص 239 تاریخ طبری ج 2 ص 586
    و بنا به روایت ابن هشام و طبری یهویدان از این انتخاب راضی بودند چه اینکه انان سالها با قبیله اوس پیمان دوستی داشتند : « ای محمد ما بر حکم سعد بن معاذ تسلیم می شویم » سیره ابن هشام ج 2 ص 240 و تاریخ طبری ج 2 ص 583

    سعد را برای داوری اوردند و حکم کرد مردان جنگ جوی بنی قریظه را که پیمان شکسته و مدینه را بخطر انداخته اند و با مسلمانان جنگیدند کشته شوند .
    دلائلی که سعد چنین حکمی داد :

    1- این گروه یهود پیش از پیمان شکنی تعهد کرده بودند که اگر با دشمنان مسلمین همراهی کنند و مدینه را بخطر اندازند خونشان هدر است و اموالشان مصادر گردد انها خود پذیرفته بودند و با پیامبر پیمان امضا کرده بودند با اینهمه پیمان شکستند

    2- . در ثانی بنی قریظه هنگامی به خیانت دست زدند که مدینه در محاصره بود انها در چنین وضعی اهنگ حمله و شبیخون به مسلمانان کردند.

    3- ثالثا : کتاب اسمانی یهود "تورات" نیز دستور می دهد که اگر قومی روش بنی قریظه را با یهودیان پیش گیرند محکوم به مرگ خواهند بود چنانکه در سقر تثنیه امده : « چون به شهری نزدیک ایی تا با ان جنگ نمایی انرا برای صلح ندا کن و اگر ترا جواب صلح بدهد و دروازه ها را برا تو بگشاید انگاه تمامی قومی که در ان یافت شوند به تو جزیه دهند و ترا خدمت نمایند . اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند پس انان را محاصره کن و چون یهوه خدایت انرا بدست تو بسپارد جمیع ذکورانش را بدم شمشیر بکش لکن زنان و اطفال و بهائم و انجه در شهر باشد یعنی تمام غنیمتش برای خود به تاراج ببر.» باب بیستم

    بنابراین حکم تورات ، سعد بن معاذ نیز حتی طبق تورات حق داشت تا جنگجویان را به مرگ محکوم کند چرا که بعد از جنگ خندق پیامبربنا به خیانت یهود در جنگ به سوی قلعه های انها رفت و نه تنها روی به صلح نشان ندادند بلکه اعلام جنگ کردند و مسلمانان را دشنام میدادند و اعلام جنگ میکردند و پدر برادر محمد بن مسلمه را کشتند . - ابوسفیان چون خواست از مدینه دور شود نامه ای به پیامبر نوشت و تهدید کرد که « ما اگر اینک به مکه بازمیگردیمولی روزی چون روز احد از سوی ما برای شما پی خواهد امد که گریبان زنان در انروز دریده خواهد شد » مغازی ج1 ص 492 . بنابراین مسلمانان نمی توانستند همه انان را ازاد کنند تا بار دیگر به مشرکان و دیگر یهودیان بپیوندند و جنگی دوباره به راه اندازند

  • واقعا که !!!
    مسلمانان ، دینداران ، عقلا ، فهمیده ها ، بندگان خاص خداوند ، ای اشرف مخلوقات ، ای انسان خداترس !!! یکی به من بگوید این چه توجیهی است چه سندی است ؟؟؟

    ((((((سعد را برای داوری اوردند و حکم کرد مردان جنگ جوی بنی قریظه را که پیمان شکسته و مدینه را بخطر انداخته اند و با مسلمانان جنگیدند کشته شوند .))))

    یهودیان خودشان سعد را معرفی کردند که حکم مرگشان راصادر کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اصلا باحضور پیامبرخدا چه نیازی به سعد بود ؟؟؟؟؟؟ آیا پیامبرخدا نمی توانست حکم سعد را اجرا نکند ؟؟؟؟

  • خدمت حضرت دشتستانی عرض سلام و وقت بخیر دارم. جناب دشتستانی بزرگوار، رهگذر موقت سؤالی از محضرتان دارد. فرموده اید قتل همنوع چه سنخیتی با حکم پروردگاری دارد؟

    لعنت بر شیطان. حکمٱ کاربران روشنگری را فلان حیوان دراز گوش فرض کرده اید. چرا که اگر کسی دو سه نظر شما را در روشنگری خوانده باشد، خواهد فهمید که دشتستانی را با حکم پروردگار، کاری نیست.

    دوم. رهگذر موقت مایل است بداند آیا تروریست تکفیری داعش، همنوع علی دشتستانی محسوب می شود یا خیر؟

    هر چند که شما حضرت علامه دشتستانی، پیش تر پاسخی برای سؤالات رهگذر موقت نداشته اید اما رهگذر موقت باز بر نظر خود مبنی بر مطالعه عمیق کتاب غرب زدگی از سوی جنابتان، اصرار دارد. بار قبلی از روشنگری خداحافظی کردید اما حتی یک روز هم بر سر حرف خود نماندید. خدا کند حرف های دیگر شما نیز مثل خداحافظیتان از روشنگری نباشد.

    در هر صورت رهگذر موقت معتقد است که جناب دشتستانی اول باید مسأله غرب زدگی را حل کند و سپس به کوروش و تخت و یهود و قتل و غیره و ذلک بپردازد.

  • خیلی واضح است: پروردگار حکیم هیچگاه حکم به قتل نمی دهد!!! این پروردگار حکیم تا حالا با کسی صحبت نکرده که بخواهد حکم بدهد!!!

    تروریست تکفیری نامی است که شما برای مسلمانان سنی گذاشته اید؟؟؟

    همه سوالات شما را پاسخ دادم

    کتاب غربردگی هم بیش از این ارزش خواندن ندارد

  • جناب دشتستانی عزیز، فرموده اید که تروریست تکفیری نامی است که شما بر مسلمانان سنی نهاده اید؟؟؟

    این الآن سؤال بود یا جواب؟ اگه جوابه چرا در آخر علامت سؤال گذاشتید؟ مسلمانان اهل سنت!!!؟ عجب. آن وقت برادران اهل سنت ما در کشورمان و بویژه در شهر کردستان که مدت هاست با داعش در حال نبرد هستند، مسلمان سنی به حساب نمیان؟ مردم بی دفاع سوریه که داعش با حفر تونل زیر خانه های آنان و کارگذاشتن بمب در این تونل ها، آنان را به خاک و خون کشید، مسلمان اهل سنت نبودند؟ کجای اسلام می گوید یک انسان را در داخل قفس محبوس کنیم و بعد او را زنده زنده بسوزانیم؟ آیا کسی که دویست کودک بیگناه را بصورت دسته جمعی قتل عام می کند؟ می تواند انسان باشد؟ حالا مسلمان سنی پیشکش. آیا کسی که کودک دوازده ساله را سر می برد، بویی از انسانیت برده است؟ آیا کسی که با اره برقی سر انسانی را در مقابل چشمان برادرش از تن جدا می کند، می تواند مسلمان باشد؟ دشتستانی عزیز، مسلمان بودن که تنها در گفتار نیست. در عمل باید مسلمان بود. ما خودمان در این مملکت میلیون ها مسلمان اسمی داریم اما به واقع چه تعداد از این ده ها میلیون، مسلمان واقعی هستند؟ آنان که به نبرد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رفتند و ایشان را مظلومانه شهید کردند نیز ادعای مسلمانی داشتند اما شعور من و شما چه می گوید؟ کدامیک مسلمان بودند؟ امام حسین (ع) یا یزید؟

    می دانی جناب دشتستانی عزیز، بزرگواری برای شما نوشته بود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید، اما رهگذر موقت می گوید، اگر دین نداری، لااقل از غرب تقلید کن. وقتی از استیون هاوکینگ نقل قول می کنی، باید یکسری حداقل ها را باور داشته باشی. هر چند که نظر آن به اصطلاح دانشمند در مورد پیدایش زمین و غیره، به هیچ عنوان منطقی نیست چرا که پیدایش وجود از عدم و نیستی، محال است.

    می فرمایید پروردگار تاکنون با کسی سخن نگفته است. این سخن شما، یعنی شما به کل منکر این مسائل هستید که قرآن کریم، کلام الهی است. یعنی شما منکر وحی هستید. منکر الهامات هستید. اگر برداشت رهگذر موقت از حرف شما درست است، اطلاع دهید تا پاسخ بگیرید.

  • رهگذرجان من که نوشتم اون بالا ترور از هرکسی سر بزنه ما محکوم می کنیم !!! ما اصلا معتقد به کشتن هیچ انسانی به هیچ دلیلی نیستیم.

    در مورد وحی : اگر منظور از وحی ارتباطی است که هرلحظه انسان با ناخودآگاه خودش دارد یعنی هر انسانی هرلحظه آنچه می کند وآنچه می گوید از جایی به او به اصطلاح الهام می شود مثلا شخصی تصمیم می گیرد که مدرک دکترا بگیرد این می شود گفت یک الهام است و فرد براساس آن بقیه زندگی اش را طی می کند و به مسیری خاص می رود و همینطور همه انسان ها تحت تاثیر درونیاتشان که همان الهام است زندگی می کنند . با این تعبیر مثلا شعر سعدی و حافظ هم وحی است و الهام است حرف های من هم مال خودم نیست از یک سرور مرکزی هدایت می شوم که هم زنده ام وهم حرف می زنم و روزی شصت هزار فکر از ذهنم عبور می کند و من داری مغزی هستم که 2 به توان بیست هزار رابط عصبی در آن کار می کند تا این الهام را دریافت کند ومن همچنان منسجم وسلامت باقی بمانم و فکر کنم و حرف بزنم.
    بنابراین با این تعبیر همه موجودات در هرلحظه در حال تبادل اطلاعات با کامپیوتر مرکزی عالم یعنی همان خدا هستیم.و هرلحظه این ارتباط قطع شود ما دیگر وجود نداریم ونیست می شویم.

    تاکنون که هیچ رابطه غیر از این رابطه که گفتم در عالم کشف نشده و تا جایی که من می دانم بشر نتوانسته هیچ رابطه دیگری با منبع علم ، به غیر از این روش پیدا کند!!!

    حیوان پیشرفته یا همان انسان برای یافتن سوالاتش در مورد علاج بیماری ها وفن آوری های نو ، تنها یک راه دارد آن هم تلاش فکری است یعنی دست به آزمایش می زند و با ترکیب آن با تئوری هایی که از قبل داشته و به تازگی توسعه داده مرزهای علم را ذره ذره جلو می برد!!!

    اگر شیوه ارتباطی دیگری در عالم وجود داشت که ما می توانستیم اطلاعات کامپیوتر مرکزی عالم را سرقت کنیم و یا از آن راهنمایی بگیریم . طبیعتا بشر جواب سوالاتش را به سرعت گرفته بود و الان هیچ مسئله ای در علم لاینحل و بی پاسخ نمانده بود.
    اما همانطور که گفتم هیچ روش شناخته شده ای به جز اندیشیدن و تلاش و کشف قوانین طبیعت وجود ندارد یا تا کنون شناسایی نشده است.!!!

    بنابراین هرگونه ادعایی در مورد کسب اطلاعاتی از عالم وسرنوشت آن ورای اندیشه بشری ، رد می شود.چرا که اگر روشی وجود داشت باید بشر امروز به آن دسترسی پیدا می کرد

  • دشتستانی .تعریف وحی پیشکش وحی توحیدیست... حرف از منشور کوروش زدی بعد پیامبر و قبیله یهودیان و بعد حضرت علی و بعد داعش پاسخ کاربرها رو بده طبق سند.....

  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام علیکم.

    دوم؛ هر بار بخشی از سؤالات رهگذر موقت را که پاسخی برای آن ندارید، رها کرده و در سایر موارد نیز مغالطه می فرمایید. فی المثل پرسیدم تروریست تکفیری داعش، همنوع علی دشتستانی هست یا خیر؟ جوابی ندارید، بگویید جواب ندارم چرا که اظهار به ندانستن، نشان از وجود نصف علم است حال آنکه بی پاسخ گذاردن سؤال، نشان از جهل دارد.

    سوم؛ از قرار معلوم حضرتعالی به کل منکر قضیه ی وحی هستید. در باب این مسأله، عبدالکریم سروش، که دستی بر فلسفه هم دارد نظری مشابه شما داشته و سعی کرده با جمع آوری یک سری ادله بر مبنای تفلسف، ادعای خود را ثابت کند، بر خلاف شما که همه چیز را ماشین می پندارید. سروش حاصل اندیشه ها و استنباط های خودش را در مقاله ای با عنوان «محمد، راوی رؤیاهای رسولانه» منتشر کرد. از قضا طرف حساب عبدالکریم سروش در فلسفه، یک عده مردم جاهل و عامی مثل طرفداران مذاکره با کدخدا نبودند بلکه طرف حساب او حضرت علامه آیت الله جعفر سبحانی و حضرت علامه آیت الله جوادی آملی و بزرگانی از این دست بودند. از این جهت حضرت علامه آیت الله جعفر سبحانی از باب فلسفه و استدلال های محکم و منطقی، پاسخ هایی در خور توجه و البته دندان شکن به تصورات غلط سروش در این حوزه دادند که حتی خود سروش هم از جواب های ایشان غافلگیر شد. شما که ادعای مطالعه دارید، بروید پاسخ های علامه سبحانی را مطالعه کنید. البته مطلب فی نفسه سنگین است. پس تأکید می کنم، مطالعه کنید. با تأمل و تدبر. روش های تندخوانی آقای سیدا، مخصوص خواندن اراجیف هستند ،که به وفور در کانال های خزعبلات تلگرام یافت می شوند، و اگر از آن روش ها در مطالعه ی همه ی کتاب ها و مطالب استفاده کنید، نتیجه اش این می شود که خود را حیوان قلمداد می کنید. پس بروید و با دقت تمام مطالبی را که عرض کردم مطالعه کنید و پس از هر چهار پنج سطری که خواندید، بیندیشید و درباره ی آن تفلسف کنید. باشد که برایتان راه گشا باشد و انکار وحی نکنید.

    مسأله ی وحی که حل شد، به غرب زدگی برسیم. رهگذر موقت معتقد است علی دشتستانی به شدت غرب زده است. بعلاوه غرور و تکبر را هم کنار نگذاشته است و فوق العاده ماشینی می اندیشد. بنده ی خدا وقتی برایت سند رو می کنند، بپذیر. نمی شود که بگوییم در ذکر تاریخ همه مغرضانه عمل کرده اند.

    فی الحال چند روزی از نوشتن تصورات خود در روشنگری دست بردارید و پاسخ آیت الله علامه جعفر سبحانی به عبدالکریم سروش در حوزه ی وحی را مطالعه کنید.

    البته باز هم اعتقاد رهگذر موقت بر این است که الخیر فی ما وقع.

  • پاسخ من به سوالات شما در مطالب هست بادقت نمی خوانید!!!

    حالا آیت الله سبحانی و جوادی آملی پاسخ دادند درست !!! شما اگه چیزی از حرف این بزرگان متوجه شدی اینجا می نوشتی در پاسخ من !!!

  • شوخی جالبی بود حضرت دشتستانی اما افسوس که رهگذر موقت به این مدل شوخی ها نمی خندد.

  • احسنت جناب دستشتانی.یه تنه اردوی مزدوران ولایت معاش رو بهم ریختی!

  • از رهگذر موقت به مهمان 96/8/10 ساعت 13:43؛ سلام و درود بر تو مهمان و حبیب خدا. توهین نکن، برچسب نزن و شخصیت خانوادگی خودت را به رخ نکش خواهشاً.

    بی ادب را به سماوات بقا منزل نیست / با ادب باش که خاصیت مهمان ادب است

  • جالبه که فقط بخاطر حضور مردم کنار این اثر معماری ساده!پیامک تهدید آمیز می فرستن و جادش رو میبندند و از پلاک ماشینا فیلم میگیرن !
    حکومت از فردی که2500 سال پیش فوت شده میترسد!

  • مهمان 96.8.8 13.18 حکومت از اثر معماری ساده نمی ترسه حکومت خطر فاشیستی بودن یک عده اسگول که بقیه قومیت ها رو تحریک می کنه رو خنثی میکنه وقتی یک عده شعار کوروش کوروش میدن چندین شبکه اذری زبان که در اذربایجان صهیونیستی قرار دارن به مخاطبان فرمان میده که شما هم سالروز بابک خرمدین رو در قلعه بابک پدر ترکها رو جشن بگیرید یا شبکه کرد زبان که در المان کردها ی ایران و ترکیه عراق سوریه رو به گرد همایی در سالروز هووخشتره دعوت میکنه عجیب رسانه های انگلیس و امریکای این روز براشون مهم شده و این ال سعود صهیونیستی در مورد این روز مقاله می نویسه یا در شبکه های عربی عرب زبانان ایران رو بهشون میگن انقدر فارس زبانان بهتون توهین میکنند پس چرا کاری نمکنید مگه شرافت عربی ندارید ....... من وطن پرست نیستم ولی وطنم رو دوست دارم.. .. ..که محوریتش ایران باشه با اذری زبانش با کردش با بلوچ ترکمن عرب زبان مازندرانش

  • احسنت مهمان

  • بنده به عنوان یک ایرانی افتخار میکنم که هموطنانی مثل جناب دشتستانی که نظرات و کامنت هاش تو این پست موجوده هستم.ایشون با بحث هایی که خصوصا با کاربر استاد دانشگاه! داشت،خیلی زیبا بدون هیچ توهینی طرف رو چنان عصبانی کرد که این استاد! برای خالی کردن عقده هاش راهی بجز نشون دادن شخصیت خانوادگی و افکار داعشی و کثیف خودش و همفکراش نداشت.مثل نسبت دادن حیوون و تهدید به قتل و..
    دست مریزاد علی آقا..

  • به عنوان مهمان نظری میدی بعد دوباره به اسم مثلا س ی د م هدی نظر میدی یه زره چیز خجالت بکش سخته ولی تلاش کن....پاسخ جواب کاربرها رو بدید این یعنی دم خروس بازی ..........

  • مهمان 6/8/10 ساعت 17:16
    شما خودتون شهامت نوشتن نامت رو نداری بعد از بنده ایراد میگیری؟
    بهر حال ممنون از یاداوریتون; کامنت مذکور مربوط به بنده بود که نام کاربری رو فراموش کرده بودم بنویسم.

  • حاشا نکنید جواب بدید.دشتستانی و س ی د مهدی.دشتستانی گفته بود چرا در سوریه جنگ شد؟ پاسخ : مردم سوریه در پی قیام مردمی در مصر و تونس خواهان برکناری بشار اسد شدند و یک قیام مردمی به راه افتاد : طبیعی بود که مانند تونس باید بشار اسد کنار می رفت و یک انتخابات آزاد برگزار می شد برای تعیین سرنوشت کشور : اما در اینجا کشوری دیگری که ما باشیم به دلیل آنکه دوستی دیرینه با بشار اسد داشتیم و در جنگ ایران و عراق به ما کمک هایی کرده بود و همچنین تنها متحد ما در منطقه بود در برابر تهدید های اسراییل : آمدیم و با ارسال سلاح و نیروی نظامی مقابل خواست مردم سوریه ایستادیم تا از سقوط بشار اسد جلوگیری کنیم : البته هرگز پیش بینی نمی کردیم که دولت سوریه کارش به استفاده از سلاح شیمیایی آن هم دوازده مرتبه بکشد و ناخواسته ما وارد جنگی شدیم که پایانش هنوز ناپیداست : حدود ششصد هزار سوری کشته شده اند : یازده میلیون نفر از خانه هایشان آواره شده اند !!! و نودو سه هزار نفر از کشته ها زن و کودک بودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 96.8.9 ..14.6 ....پس همه متوجه شودیم طبق این نظریه که قیام مردمی به راه افتاد ولی دم خروس ها را چه کنیم اینکه بانیان داعش که می گویند ما داعش را درست کردیم و از سالها پیش به فکر یک گروه تروریستی بودیم اینکه هیلاری در کتابش طرح داعش را شرح داده و هزاران سند دیگر اینکه مدعیان حقوق بشر مواد غذایی و سلاح میدادند و در همین چند روز اخیر نخست وزیر سابق قطر میگوید سلاح و مواد غذایی داعش رو ترکیه و ال سعود و امارات و امریکا تهیه میکرد بازم دم خروس پیدا میشود اینکه اگر قیام مردمی بود از 110 کشور جهان ملیت در سوریه چیکار میکردند احتمالا طبق این نظریه برای گردش به سوریه امده بودن به جای چمدان با سلاح امده بودن شکار انسان ...................

  • وقتی کار سوریه به جنگ داخلی کشید و ایران حضور پیدا کرد ترکیه هم آمد آمریکا هم آمد عربستان هم آمد همفکران داعش هم از همه دنیا جذب داعش شدند!!!

    خیلی واضح است هرکسی برای تغییر معادلات به نفع خودش وارد سوریه شد

    آمریکا که معمولا تصمیمات سریع و غلط می گیرد فکر کرد اگر به داعش کمک کند اون می تونه خیلی زود بشار اسد رو از بین ببره و غائله رو خاتمه ده !!! و اینجا بود که دست آمریکا رو شد که به داعش پول و سلاح می داد!!! بعد گفتند اصلا داعش رو آمریکا بوجود آورد!!!که درست هم بود !!!

    ترکیه نفت داعش رو به نصف قیمت می خرید و با پول خون ملت سوریه مشکلات بودجه ای شو حل می کرد!!!

    ایران تا 4 سال از ملتش مخفی می کرد پول و سلاح و نظامی می فرستاد اما می گفت ما فقط مستشار داریم !!! تا اینکه جمعیت شهدای ایرانی در سوریه به مرز سه هزار نفر رسید بعد مردم متوجه شدند!!!
    عربستان وقطر وامارات در مقابله با ایران به جبهه مقابل کمک کردند !!!

    اما واقعا مقصر همه این بدبختی ها خود بشار است که به خواست ملتش بی توجهی می کرد و نتوانست به موقع نرمش و انعطاف کافی نشان دهد و انسجام ملی اش را حفظ کند
    بله همه جریان فاجعه بزرگ انسانی سوریه از یک قیام مردمی شروع شد اما با بی تدبیری تبدیل به کانون مقابله قدرتمندان و ثروتمندان و زورمداران منطقه شد !!! باید از سوریه عبرت ها بگیریم!!!

  • سلام آقاي دشتستاني عزيز
    دوست من ، آنچه در مورد سوريه بيان كرديد خيلي بي پايه و اساس بود. خواهشا وارد اين مسائل نشويد- هرچند اختيار دست خودتان است. در اين موارد آنقدر شواهد و مدارك نه از اظهارات مقامات و منابع داخلي و يا منابع مرتبط با جبهه به اصطلاح مقاومت كه از منابع و مدارك ديگر وجود دارد كه نظر شما را كاملا رد ميكند. توصيه ميكنم ابتدا در اين مورد كمي مطالعه بفرمابيد.

  • شما و چند نفر دیگر دایما به من میگید که برو مطالعه کن !!!

    خب اگه شما مطالعه کردی و چیزی یاد گرفتید و دقیق تر از من میدونید باید بتونید دو خط از حقایق را اینجا در پاسخ من بنویسید!!!

    بله میدونم مطالب برای مطالعه زیاده !!! اما شما چی فهمیدی؟؟؟ شما چی فکر می کنی؟؟؟

  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم٬ جناب دشتستانی، افراد مختلف با اندیشه های گوناگون با مطالعه ی یکسری مطالب ( از کتاب ها٬ سایت ها و غیره)، در حوزه های مختلف، بر مبنای برداشت خود و تحلیلی که از مطالب یاد شده داشته اند، طبیعتاً نتایجی بدست می آورند. این افراد با شما بحث می کنند و شما در بحث با ایشان، نتایجی را که آن ها بدست آورده اند، زیر سؤال برده و بعضاً به کل آن ها را نقض می کنید. طبیعی است که این افراد شما را به مطالعه ی آنچه که مطالعه کرده اند، دعوت کنند. اگر شما به توصیه ایشان گوش فراداده و مطالعه کنید، قادر خواهید بود با بکارگیری قوه تعقل خود و اندیشیدن آزاد پیرامون آنچه که مطالعه کرده اید، بر مبنای تفکر و برداشت خود به نتیجه ای برسید. اما شما از ایشان می خواهید امکان تفکر آزاد را از شما سلب کرده و نتیجه ای را که بدست آورده اند در دو جمله بر شما تحمیل کنند. این یعنی همان دیکتاتوری. همان کاری که یک دیکتاتور عمامه به سر، نزدیک ایام انتخابات ریاست جمهوری کرد و از مردم خواست که به یک کاندیدای خاص رأی بدهند. یعنی این فرد به کل امکان بکارگیری عقل و آزاداندیشی را برای ملت از بین برد. پس از افراد نخواهید که دیکتاتور باشند.

    سوم، فی الحال، رهگذر موقت بصورت مشخص در حوزه ی وحی، به جنابتان توصیه کرده است پاسخ علامه سبحانی به مقاله عبدالکریم سروش را مطالعه کنید. البته با تفکر و تأمل و همچنین تفلسف در باب آنچه مطالعه می کنید. اما علی دشتستانی درمی‌آید و می گوید خلاصه اش را در دو سطر بگو. در ابتدا این سخن شما را شوخی پنداشتم اما گویا جدی گفته بودید. عجیب است. این حرف شما به مانند آن است که فردی دوچرخه سواری بلد باشد و بخواهد با همان حد از مهارت (دوچرخه سواری فقط)، در عرض دو دقیقه، خلبان جنگنده شود. شما به این سؤال پاسخ دهید. آیا چنین چیزی ممکن است؟ محال است. پس شما نیز امر محال را مطالبه نفرمایید و در پی مطالعه باشید و باز هم از شما خواهش می کنم در مطالعه متون علمی و خاصه فلسفه، روش های تندخوانی را بکار نبرید. چرا که رهگذر موقت از آن می ترسد که در نتیجه ی تندخوانی متن فلسفی، غیر از ادعای حیوان بودن، ادعاهای عجیب تری هم بکنید.

  • رهگذر موقت ، نامه آیت الله سبحانی را خواندم : مستندات ایشان برای رد بشری بودن قرآن را در ذیل آورده ام:

    ((((((( دم زدن از این که قرآن کتاب بشری است‚ با صدها آیه قرآنی در تضاد است. اینک برخی از این آیات:

    1. ولو کان من عند غیراللّه لوجدوا فیه اختلا فاً کثیراً‚ نساء 82 اگر از جانب غیر خدا بود‚ در آن اختلا ف فراوانی می یافتند.

    2. کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور‚ ابراهیم/ 1 قرآن کتابی است که ما آنرا فرو فرستادیم تا مردم را از تاریکی ها به روشنی وارد سازی.

    3. انا انزلناه قراناً عربیاً لعلکم تعقلون یوسف/ 2. ما آن را به صورت قرآن عربی فرو فرستادیم تا بیندیشید.

    -4 و هذا کتاب انزلناه مبارک‚ انعام/ 92 این کتاب مبارکی است که ما آنرا ارسال کردیم.

    با این گفتار صریح چگونه آن را کتاب بشری تلقی کنیم و آن را ساخته بشر بدانیم در حالی که در صداقت و راستگویی محمد امین صلی اللّه علیه وآله کسی تردید ندارد.

    نتلوا علیک من نب موسی و فرعون بالحق لقوم یومنون‚ قصص/ 3‚ ما سرگذشت موسی و فرعون را به درستی برای تو بیان می کنیم تا اهل ایمان از آن بهره ببرند.

    در این آیه تلا وت آیات را ازآن خدا می داند‚ قالب ها و محتوا‚ هردو از جانب خدا است. ))))))))




    به نظرم من از دکتر سروش جلوترم واستدلال بهتری دارم :


    من می پرسم اگر راه دیگری بجز الهام درونی به کمک اندیشیدن بسیار برای بشر وجود دارد !!! که آیت الله سبحانی آن را الهام بیرونی و مخصوص پیامبران می دانند !!! امروزه باید بتوانیم آن را مدلسازی و کاربردی کنیم و این تجربه نمی تواند تکرار شدنی نباشد!!!

    الهام بیرونی با چه قسمت هایی از مغز انجام می شود ؟؟؟ چه الزاماتی دارد ؟؟؟ مغز باید در چه شرایطی قرار گیرد تا بتواند این ارتباط را برقرار سازد؟؟؟

    بنابراین بشر امروز :

    که توانسته اتم را بشکافد!!! ماه را فتح کند و هواپیما و اینترنت را اختراع کند !!!


    باید بتواند با مدلسازی رفتار پیامبران به این روزنه دست پیدا کند و جواب سوالات حل نشده دانش ریاضیات و فیزیک و هوافضا و طب را دریافت کند!!!






  • دشتستانی. وحی پیشکش. اول قضیه داعش رو مشخص کن بعد به توهم وحی رسیدگی کن...

  • وقتی یه ادم با عقل گنجشکی بخواد مسائل بزرگو تحلیل کنه در حد عقل خودش تحلیل میکنه و بعد به خودش میباله...دلم برای ادمایی مثل تو که با مغز کوچیکشون گرفتار مغالطه های بزرگی شدن و خودشونم نمیفهمن دارن چی میگن...و فقط دوست دارن نفهمی خودشونو به جامعه منتقل کنند میسوزه...تو و امثال تو با سندو مدرکو تحلیل و منطق کاری ندارین و اساسا فقط دوس دارین ابراز وجود کنین و بیماری ذهنی خودتونو منتقل جامعه کنین...حرف زدن با تو مث حرف زدن با یه بچه 5سالست که انتظار داری حرفاتو بفهمه و جوابتو بده...وقتی دهنتو باز میکنی و حرف میزنی...جوابت داده میشه و ازت سوال میشه ولی تو نه جوابو میفهمی و نه سوالو...
    برات دعا میکنم که خدا هدایتت کنه...سعی کن فک کنی...و از خدای محمد بخواه که هدایتت کنه...نه اون بتی که تو ذهنت برای خودت ساختی
    سعی کن سرنوشتت مثل سلمان رشدی،سروش و شاهین نجفی نشه...که الان تو سوراخ موش دارن میلولن تا بتونن مدت بیشتری تو این کره خاکی نفس بکشن و وجود نحسشون به درک واصل نشه...

  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ جناب دشتستانی عزیز، اینقدر مادی فکر نکنید. مگر همه مسائل و رخدادهای طبیعی با علم مادی بشری قابل توجیه است؟ نمونه اش همین سروصداهایی که چندی پیش از آسمان آستارا شنیده می شد. آیا برای آن توجیه علمی یافتند. منظورم دلیلی است که همه روی آن اجماع داشته باشند.

    سوم؛ رهگذر موقت سؤالی از علی دشتستانی دارد و امیدوار است، پاسخی شفاف دریافت کند. بفرمایید به نظر علی دشتستانی، قرآن کلام الهی است یا نوشته های دست بشر؟

    چهارم؛ رهگذر موقت از علی دشتستانی می خواهد یک سیستم پیچیده معرفی کند. به نظر علی دشتستانی، پیچیده ترین سیستمی که تا به امروز شناخته شده چیست؟

    پنجم؛ دشتستانی بزرگوار حتماً باید واقف باشد که انسان دارای دو بعد است. بعد جسمی و بعد روحی. وحی و الهامات در بعد جسمی نمی گنجند. مغز هم جزئی از اجزای بعد جسمی است. مکاشفه و الهام از طریق بعد روحی حاصل می شود. اگر دشتستانی، پیرامون وجود روح هم مسئله دارد، رهگذر موقت را مطلع کند.

    در نهایت علی دشتستانی باید در نظر داشته باشد، بسیارند مسائلی که هیچگونه توجیه علمی برایشان وجود ندارد اما آیا این بدین معناست که بشر وجود آن مسائل را انکار کرده است؟ خیر، به هیچ وجه

    رهگذر موقت منتظر پاسخ شفاف علی دشتستانی به سؤالات مطرح شده است. پاسخ های صریح و شفاف.

  • پاسخ سوال اول:

    سلام به شما

    پاسخ سوال دوم:

    مادی فکر کردن هیچ مفهومی ندارد من بوسیله مغزم و با نگاه به تمامی کلیت عالم حرف می زنم !!! در عالم بی نهایت رخداد طبیعی وجود دارد که انسان هنوز دلیل آنها را نمی داند!!! اما انسان یک چیز را فهمیده است آنهم اینکه هیچ رخدادی بدون دلیل و حساب و کتاب دقیق و معین روی نداده و روی نخواهد داد!!!

    پاسخ سوال سوم:

    نوشته دست بشر است.


    پاسخ سوال چهارم:

    عالم خود یک سیستم بی نهایت پیچیده است . پیچیده ترین زیرسیستم انسان است.

    پاسخ سوال پنجم:

    انسان دارای ابعاد وجودی بیشتری است!!! اما تقسیم بندی شما شبیه سخت افزار ونرم افزار کامپیوتر است و درست است!!! مکاشفه و الهام هم از طریق بعد روحی حاصل می شود درست است!!!
    اما سوال من : چگونه این عمل انجام می شود ؟؟؟ چه کسی توانسته این کار را انجام دهد ؟؟؟ کدام یک از علوم در اختیار بشر حاصل این ارتباط است؟؟؟

    خلاصه کلام: بله الهام و وحی و بسیاری ارتباطات پیچیده دیگر در عالم وجود دارد که ما نمی بینیم و نمی دانیم!!! اما اگر کسی ادعا کرد که موفق شده این ارتباط را ایجاد و از آن بهره برداری کند اول باید اثبات کند و دوم بتواند روش آن را ارایه کند وپس از امتحان وآزمایش موفق و تایید شده مورد پذیرش قرار خواهد گرفت!!!

    رهگذر موقت لطفا یکی از مکاشفات انسان از طریق وحی و الهام را معرفی نمایید که:

    عقل بشر درآن دخالت نداشته باشد

    قابل مشاهده و امتحان باشد

    متشکرم





  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ رهگذر موقت بر خود لازم می داند از علی دشتستانی به جهت ارائه ی پاسخ های شفاف، تشکر کند.

    سوم؛ در رابطه به آیات قرآن، نظر علی دشتستانی بر این است که آیات قرآن نوشته های دست بشر هستند. سؤال رهگذر موقت در این رابطه آنست که 1) آیا علی دشتستانی، قرآن کریم را بصورت تمام و کمال مطالعه کرده است یا خیر؟ اگر مطالعه کرده باشد در قرآن کریم و آیه ی هشتاد و هشتم سوره ی مبارکه ی نمل آمده است: «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿۸۸﴾» که معنایش این است که: «و كوهها را مى ‏بينى [و] مى ‏پندارى كه آنها بی حركتند و حال آنكه آنها همچون ابرها در حركت هستند [اين] صنع خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است در حقيقت او به آنچه انجام مى‏ دهيد آگاه است (۸۸) »

    سؤالاتی مطرح می شود. آیه ی ذکر شده آشکارا به گردش زمین و ساکن نبودن آن اشاره می کند. رهگذر موقت از علی دشتستانی می خواهد به چند پرسش زیر پاسخ شفاف بدهد:

    2) قرآن کریم مربوط به چند سال پیش است؟ یعنی در چه سالی نوشته شده؟ و 3) اگر نوشته ی دست بشر است، پس باید حاصل تراوشات ذهنی یک شخص بوده باشد، آن شخص کیست؟

    تا قرن شانزده میلادی، همگان بر این باور بودند که زمین مرکزیت دارد و ساکن است و خورشید و دیگر سیارات هستند که به دور زمینِ ساکن در گردش اند. 4) گالیله (ریاضیدان، فیزیکدان و اخترشناس ایتالیایی)، نظریه ی مرکزیت خورشید و ساکن نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید را در چه سالی مطرح کرد؟




  • درود برشما



    آیاتی که در تفسیر نمونه سخن از اعجاز علمی آنها به میان آمده است، 14 موضوع است که عبارتند از: تزیین آسمان با ستارگان؛ جایگاه و مسیر مشخص ستارگان؛ حرکت دورانی و جریانی خورشید؛ حرکت زمین؛ قانون جاذبه؛ آماده شدن زمین برای زراعت به وسیله باران؛ زوجیت در گیاهان؛ رستاخیز انرژی‌ها؛ تشکیل تمام اجسام از اتم؛ زندگی اجتماعی زنبور عسل؛ آفرینش انسان از علق؛ شکل گیری استخوان ها در جنین؛ رقیق تر بودن هوا در ارتفاعات و بریدگی میان رشته کوه‌ها.

    خبر دادن قرآن از حرکت زمین اعجاز علمی قرآن به شمار نمی‌رود؛ چرا که افرادی مثل فیثاغورث، فلوته خوس، ارشمیدس، استرخوس ساموسی و کلیانتوس آسوسی قبل از بطلمیوس قایل به حرکت زمین شده بودند.

    در مورد این 14 مورد مسلم ومشخص است که حاصل نگاه جستجوگر و تیزبین انسان به طبیعت اطرافش است !!!


    ابرانسانی به نام محمد بن عبدالله که تمام کتب علمی و تاریخی زمان خودش (1400 سال قبل) را مطالعه کرده بوده است!!!و با ادیان گذشته و دانشمندان آنها حشر و نشر داشته است.


  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ از شواهد برمی آید که علی دشتستانی به مطالب علمی مطرح شده در قرآن کریم، واقف است. اما سؤالات رهگذر موقت بی پاسخ ماندند. این که قرآن مربوط به چند سال پیش است؟ این که آیا علی دشتستانی تمام قرآن را مطالعه کرده است یا خیر؟ این که گالیله در چه سالی نظریه ی ساکن نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید را مطرح کرد؟

    سوم؛ البته رهگذر موقت پاسخ یکی از سؤالات خود را دریافت کرده است. این که علی دشتستانی می پندارد قرآن کریم، حاصل تراوشات ذهنی رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) است. اما نظر دشتستانی در این مورد، سؤالاتی دیگر ایجاد می کند. از علی دشتستانی خواهشمند است در کمال دقت و بصورت شفاف به این سؤالات پاسخ دهد. و اما سؤالات:

    ابر انسان یعنی چه؟ دشتستانی که پیش تر معتقد بود، انسان حیوانی است تکامل یافته پس منظور از ابر انسان چیست؟

    رسول گرامی اسلام فردی درس نخوانده بوده است. مطالعه تمام کتب تاریخی زمان خودش، و حشر و نشر با دانشمندان و ادیان گذشته، حتی در مورد یک فرد تحصیل کرده ی دانشمند هم غیر ممکن است چه رسد در مورد یک انسان درس نخوانده. علی دشتستانی این تناقض را چگونه توجیه می کند؟

    اگر قرآن کریم را حضرت محمد (ص) نوشته بوده باشد، باید با افتخار می گفت که آن را من نوشته ام، چرا که نوشتن چنین کتابی به واقع تحسین همگان را نسبت به نویسنده آن بر می انگیزد، اما چرا پیامبر گرامی اسلام مدام از این سخن می گفته که با منبع لایزال الهی در ارتباط است، و این که در قرآن هم آمده است که حضرت محمد (ص)، انسانی است مثل سایر انسان ها و نه ابر انسان. در نظر بگیریم که حضرت محمد (ص) در صورتی که ابر انسان هم نبوده باشد، در صداقت و امانت شهره بوده است. اما طبق نظر علی دشتستانی که می گوید پیامبر گرامی اسلام ابر انسان بوده، باید گفت حضرت محمد (ص) در این مورد دروغ گفته و این دروغ را هم ثبت کرده است. اما براستی آیا می توان چنین گفت؟

    افرادی که در زمینه ی حرکت زمین، گردش آن به دور خورشید و غیره اظهار نظر کرده اند، همگی جزو دانشمندان بنام عصر خود بوده اند، نه این که بی سواد باشند. پس چگونه ممکن است یک فرد درس نخوانده چنین نظراتی ارائه دهد و آن ها را ثبت کند. دشتستانی می گوید، پیامبر گرامی اسلام که ابر انسان بوده، این مطالب را از دیگران اخذ کرده و در نوشته ی خود آورده است. لحظه ای درنگ کنیم. آیا در زمان حیات رسول گرامی اسلام، ساکن نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید، توسط دانشمندانی که قبل از ایشان زندگی می کرده اند، با ادله ی محکم، ثابت شده بود؟ پاسخ منفی است. پس یک ابر انسان طبیعتاً این حد از شعور را داراست که مطلب اثبات نشده را در نوشته ی خود ذکر نکند چرا که بعدها در صورت نفی آن مطلب، متضرر خواهد شد. علی دشتستانی این تناقض را چگونه توجیه می کند؟

    رهگذر موقت امیدوار است، علی دشتستانی به سؤالات قبلی و سؤالاتی که اخیراً مطرح شدند، پاسخ هایی شفاف و البته در چارچوب منطق بدهد.

  • رهگذر موقت با سلام

    لطفا واقع بین باشید : صاحب این کلمات موزون و آهنگین نمی توانسته بی سواد باشد : این برداشتی از کلمه امی بوده که همه مفسران را به اشتباه انداخته است!!!

    منظور از ابرانسان این است که او توانست در عالم تاریک ذهن ها چراغ تفکر و اندیشه و علم آموزی را روشن کند و در واقع مصلحی بود که حیوان پیشرفته را یک درجه بالا آورد و به او ارزش علم ودانش را نمایاند و به هیچ وجه نمی توان کار بزرگ او را نادیده انگاشت !!! در مورد آداب دینش بسیار هوشمندانه دستور داده است : ترکیبات نمازش بسیار زیبا و هنرمندانه است!!! قرآنش زیباست!!! و دعا و نیایش و النظافه من الایمانش جذاب و پسندیده است !!!
    بنابراین او یک چوپان معمولی نبوده است : بلکه بسیار ذهن کنجکاو و پرسشگری داشته است و با امکانات مالی که بدست آورد توانست به بهانه تجارت مسافرت کند و با اندیشمندان مسیحی و یهودی مناظره کند وبا تکیه بر ویژگی بارزش اندیشه کردن بوده است و برای همین منظور به غار می رفت و ایضا قریحه شعر وادب که در دورانش در عرب وجود داشته و بازار گرمی هم داشته است این اثر را خلق کند و به گمانم ناچار بوده برای فهم کوتاه مردم زمانش بعضی مطالب مثل نحوه دریافت این کلمات را به گونه ای توضیح دهد که آنها متوجه شوند و این تصور شکل گرفته است که او خودش در خلق این راه و این دانش و این آیین نقشی نداشته است.در حالی که او خودش همه کاره بوده و دقیقا می دانسته نیاز فطری بشر به اتکای فکری به یک قدرت بزرگ را چگونه وبا چه آدابی پاسخ دهد !!! پشت تمام دستوراتش فلسفه وجود داشته و تجربه بشری هم در آن دیده می شود
    گویی حاصل هزاران سال تجربیات بشر از شناخت خودش را یکجا گردآورده و با چاشنی فکر واندیشه چراغی به دست شب زدگان داده است که البته همه راه را نشان نمی دهد اما اگر با این چراغ حرکتی کنی راه طولانی و پرپیچ و خم کمال را می توان پیمود!!!

    چرا احساس می کنید اگر این کتاب زاییده ذهن ابرانسان باشد از ارزش کاسته می شود؟؟؟ آن ابر انسان را چه کسی خلق کرده ؟؟؟ در نهایت صاحب همه هستی همان کانون اصلی عالم همان سرور مرکزی عالم واصطلاحا همان خداست!!! بنابراین من ترجیح می دهم بیشتر به زیبایی کار محمد بپردازم!!!

    از حیوانیت تا کمال انسانیت طیفی از جنس دانش خلق شده است !!! حیوانات در یک سرطیف و ابرانسان در سر مقابل طیف قرار دارد !!! خیلی واضح است که هرچه به دانستن واندیشیدن بها بدهیم وابزار های قدرتمندی مثل پرهیز و اعمال انضباط و خردگرایی را به کارببندیم ومتمرکز عمل کنیم به ابرانسان نزدیک تر می شویم وبالعکس!!!

    هیچ هوشیاری نمی تواند ابرانسان را دروغگو بداند چرا که او اولا برشاخ تجربه پیشینیان ایستاده است و تمام گفته هایش قابل آزمون وامتحان است و اگر ما مطلبی را بد می فهمیم یا بد نشر می دهیم و یا بهره برداری سیاسی می کنیم و به انحراف می کشیم گناه خودمان است!!!

    فراموش نکنیم این آیین واین کتاب یک مسیر سیاه هزارو چهارصد ساله را گذرانده تا امروز به ما رسیده بنابراین دور از حقیقت نیست که به سلایق مفسران و بهره برداری سیاسیون و غیره آغشته باشد وظیفه ماست که آن را با معیار خرد بپذیریم وبر اصول روشن ابرانسان اجماع کنیم واز سختگیری بر فرعیات و جزئیات دوری کنیم !!!

    به نظرمن هدف ابرانسان ارایه برنامه ای بوده است که بتواند زندگی یک حیوان را ارتقا دهد و او را تا انتهای طیف راهنمایی کند !!! واین اتفاق هم افتاده است !!! یعنی بشر امروز به مدد همین آموزه ها از قعرحیوانیت تا بدین درجه راه پیموده و آمده است و اتفاقا بر همین محور هم دارد به سمت روشنایی می رود و این کاملا روشن است که روز بروز بشر به سعادت واقعی نزدیک تر می شود.

    حالا ممکن است عده ای آینده بشر را سیاه ببینند و دایم آخرالزمان را سیاه و وحشتناک تصویر کنند که این در اثر فهم نادرستشان از ابرانسان و آموزه هایش می باشد!!!
    یا عده ای بسیار کوته فکر تر از مرگ دین حرف می زنند که کاملا یک انحراف است و حرکت بشر به سمت علم آموزی و عدالت گستری نشان از گرایش بیش از پیش او به ابرانسان و تعلیماتش است.
    اسلام چیزی نیست که بتوان آن را از بین برد !!! چرا که کسی قادر نیست دروغ را به ارزش تبدیل کند!!! و یا راستگویی را به انزوا بکشد!!!

    ابرانسان از ماست !!! با ماست !!! او خود ماییم !!! خودآیی ماست!!! همزاد ماست !!!و همواره درحرکت و تکاپوست !!! و این خواست آفرینش است !!! هدف آفرینش است!!!منظور از خلق همین حرکت ابرانسان است!!! مقصد هم زیبایی است کمال است!!!




  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ رهگذر موقت پیش از مطالعه نظر اخیر علی دشتستانی، او را فردی علم گرا شناخته بود. اما اکنون نظر رهگذر موقت در این باره تغییر کرده است.

    رهگذر موقت سؤالاتی از علی دشتستانی پرسیده و انتظار دارد پاسخ هایی شفاف و البته منطقی از علی دشتستانی دریافت کند. اما تاکنون علی دشتستانی تنها به دو سؤال رهگذر موقت پاسخ داده است. یکی را پاسخ داده که قرآن نوشته دست بشر است و در پاسخ به دیگری گفته آن بشر یک ابر انسان است و حضرت محمد(ص).

    از علی دشتستانی خواهشمند است یکبار دیگر به سؤالات مطرح شده از سوی رهگذر موقت نگاهی بیندازد و پاسخی علمی و منطقی به آن ها بدهد نه این که فی المثل در پاسخ به این سؤال که منظور از ابر انسان چیست، یک متن ادبی بنویسد که حاوی آرایه های ادبی است و سرشار از تشبیهات متعدد.


    البته به احتمال زیاد، علی دشتستانی برای سؤالات رهگذر موقت، یا به کل جوابی ندارد و یا اگر هم دارد، حتماً منطقی نیستند. در این صورت رهگذر موقت به علی دشتستانی توصیه می کند، بیاید و با صراحت اعلام کند که پاسخی برای سؤالات مطرح شده ندارد و در نتیجه واقعیت مسأله وحی را بپذیرد و تصدیق کند که قرآن کریم نمی تواند نوشته دست بشر باشد.

  • رهگذر موقت

    من چه پاسخی به سوالی بدهم که جوابش را همه می توانند در اینترنت پیدا کنند !!! مثلا شما می پرسید گالیله متعلق به چه سالی است !!!

  • یا می پرسید صداهای آسمان آستارا چه توجیه علمی دارد!!!!
    آخه یه نفر یه صدایی رو ضبط کرده فرستاده رو اینترنت !!! من اصلا چه میدانم این صدا اصالت دارد مال چی بوده ؟؟؟ چه ربطی به بحث ما داره !!!
    حتما فردا می خوایید بگید اون کوری که امامزاده پارسال شفا داده چه توجیهی داره؟؟؟
    بله من علم گرا هستم و هر پدیده ای را صرفا با عقل خودم مطابقت میدم یا می پذیرم یا رد می کنم!!!
    شما برای اینکه من ارتباط گیری با وحی را بپذیرم باید یک دلیل عقلانی بیاورید !!! یعنی از این گفتار دانشی را استخراج کنید که از زمان ومکان خارج باشد و دلیل بر اشراف گوینده آن بر تمامی عالم باشد و از دید یک انسان که دو پایش روی زمین است نباشد !!! چرا که بشر امروز با تلسکوپ هایش دیده است که میلیونها کهکشان مثل راه شیری وجود دارد که خودش میلیاردها ستاره و سیاره دارد و خدای عالم خدای همه این میلیاردها ضربدر میلیاردها سیاره است که احتمال وجود حیات بر روی تک تک شان وجود دارد و خداوند مدیر یک همچین سیستم بی نهایت بزرگی است و در تصورم نمی آید که از زبان یکی از موجودات سیاره زمین در ستایش عظمت یک کوه یا شگفتی روییدن یک گیاه و یا مسخر کردن حیوانات برای خوردن و سواری گرفتن انسان !!! سخن گفته باشد .

    خداوند مسلما اگر دهان به سخن گفتن باز کند حرف هایی دارد و بیانی دارد و دانشی دارد و تسلطی دارد که گوش ناچیز انسان که هیچ ابرانسان !!! و خرده هوش او و زبان فارسی و عربی و انگلیسی اش را یارای دریافت یک همچین پیامی نیست!!!

    و انسان نه قبلا و نه الان و نه هیچوقت در اندازه ای نیست که بخواهد با کانون مرکزی عالم گفتگو کند !!! بلکه آن کانون اصلی عالم و قدرت مطلق به طور کاملا یکطرفه بر ما مسلط است و ما مانند رباطی ساخته او هستیم و تمام سیستم های بدن ما و محیط ما را یکجانبه کنترل و تنظیم می کند به گونه ای که تعادل هیچکدام از این سیستم ها تحت هیچ شرایطی بهم نمی خورد و بی حساب و کتاب به اصطلاح برگی از درخت نمی افتد!!!!

    هزار پا از زمین فاصله بگیرید و به آسمان بروید و عالم را نگاه کنید !!! در برابر عظمت آفرینش انسان یک ذره بیش نیست!!! و آنچه دیده و شنیده و خوانده و کشف کرده با اندازه درک و وسعت دید و امکاناتش بوده و تصورش از شکل عالم و نظام خلقت تازه بوسیله علم در همین 400 سال اخیر شکل گرفته و روشن شده و الا تا همین 400 سال پیش فکر می کرد زمین تخت است و یا سیاره دیگری وجود ندارد چون هنوز امکان فاصله گرفتن از زمین و نگاه کردن به آن در مقایسه با عالم بی انتها را نداشت!!!!

    با وجود پیشرفت های خیره کننده انسان هنوز از رازهای نظام آفرینش چیزی نمی داند و شاید اصلا علم یافتن میسر نباشد !!!





  • جناب رهگذر موقت : علی دشتستانی با صراحت اعلام می کند که پاسخ روشن و مستدل برای تمام ادعاهای شما دارد !!!! لطفا متن بالا را چند بار بخوانید!!!

  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ از علی دشتستانی خواهشمند است، نظری را که رهگذر موقت در96/8/17 ساعت 23:10، نوشته، دو یا سه بار مطالعه کند تا هم به سؤالات شفاف رهگذر موقت پی ببرد و هم به تناقضات موجود در فرمایشات خودش.

    سوم؛ سر و صداهایی که از آسمان آستارا شنیده شد، واقعیت داشت و مثالی بود جزئی برای اینکه بدانیم برای تمام پدیده ها توجیه علمی وجود ندارد. بعلاوه رهگذر موقت آنهمه سؤال از علی دشتستانی پرسیده، فی المثل این که دشتستانی به روح اعتقاد دارد یا خیر؟ تمام قرآن را مطالعه کرده یا خیر؟ تعریف علمی ابر انسان چیست؟ آیا ابر انسان می تواند تمام کتب تاریخی زمان خودش را مطالعه کرده، مردم را به راه راست هدایت کرده، زندگی عادی خودش را داشته، با بت پرستی مبارزه کرده، هجرت کرده، جنگ های مختلف داشته و با ادیان و دانشمندان قبل از خودش حشر و نشر داشته باشد؟

    آخر مرد حسابی یک انسان حتی اگر به تعبیر شما، ابر انسان هم بوده باشد، در عمر کوتاه شصت و چند ساله ی خود چگونه می تواند به همه ی این امور بپردازد، حتی اگر بر فرض بپذیریم که پیامبر گرامی اسلام، بی سواد نبوده و دانشمند بوده است. اما قرآن کتابی است جامع و شامل و در همه حوزه ها. آیا ابر انسان می تواند در همه حوزه ها دانشمند باشد؟ آیا ممکن است ابر انسان دروغ بگوید؟ رهگذر موقت می گوید خیر. چون در این صورت می شود انسان و دیگر ابر انسان نیست.

    آخر؛ دشتستانی بزرگوار، پیش تر نیز خدمت شما عرض شده است که از ذکر متون ادبی پر از آرایه و تشبیه در پاسخ به سؤالات منطقی اجتناب کنید. پاسخ شفاف علمی و منطقی بدهید. آسمان ریسمان هم نکنید. تناقضات موجود در کلام دشتستانی بسیار است، وجود این تناقضات بسیار ساده ترین و البته محکم ترین دلیل برای رد ادعاهای علی دشتستانی است. نظر دیگری دارید، بسم الله. تناقضات موجود در کلام خود را توجیه کنید، نه با متن ادبی، بلکه با استدلال و استنتاج.

  • رهگذر عزیز

    1- بله بسیاری از پدیده های طبیعی برای بشر ناشناخته است!!!
    2- معلوم است به روح اعتقاد دارم به وجود 10 به توان n چیز دیگر در نظام آفرینش هم اعتقاد دارم !!!
    3- ابرانسان تعریف علمی ندارد !!! این واژه را خودم ساختم برای تعریف سوپرمن یا انسان پیشرو یا انسان درجه اول !!! همین الان هم در دنیا سوپرمن داریم !!!
    4- ابرانسان که همه تئوری ها را خودش کشف نکرد!!! تمام تجربه پیشینیان را گردآوری کرد با اندیشه خودش ترکیب کرد و مدل خودش را ارایه داد!!!
    5- شما لطفا بحث را به عقب برنگردانید !!! جواب علمی و مستدل هم شما باید بدهید برای اثبات وحی که نمی دهید!!!

    به دلایل ذیل ارتباط ویژه یا خاص بین ابرانسان و خالق وجود نداشته است!!!
    1- حرف های ابرانسان از زبان خودش است چون زاویه دوربین نگاهش نشان می دهد که از روی زمین نگاه می کند وآفرینش را نظاره می کند !!!
    2- بشر پیشرفته امروزی از وجود خطوط ویژه ارتباطی با خارج از عالم یا کانون مرکزی عالم تاکنون گزارشی نداده است !!!و تجربه ای حتی کوتاه از گفتگو با خالق جهان اثبات نشده است!!! این گزارش اگر هم هست مربوط به زمانه ای است که ابزار ثبت و ضبط وقایع وجود نداشت و البته هرکسی می توانست هر ادعایی در مقابل مردم بی دانش داشته باشد!!!
    3- ارتباط میان انسان وخالق به شکل طبیعی برای همه موجودات وجود دارد !!! وامری عادی است واما تاکنون دیده نشده یکی از قوانین طبیعت برای کسی استثنا قایل شود و مسیر دیگری را در پیش گیرد!!!هیچ آبی تاکنون در 20 درجه به جوش نیامده و یا هیچ کسی در اثر خوردن سیانور جان سالم بدر نبرده است طبیعت مطابق قوانینش عمل می کند!!!




  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ علی دشتستانی می گوید ابر انسان وجود دارد اما تعریف علمی ندارد و انتظار دارد رهگذر موقت این ادعا را بپذیرد. گیرم رهگذر موقت این ادعای علی دشتستانی را پذیرفت. اما رهگذر موقت می گوید وحی وجود دارد اما تعریف علمی ندارد و انتظار دارد علی دشتستانی این ادعا را بپذیرد. آیا علی دشتستانی این ادعای رهگذر موقت را می پذیرد؟ علی الظاهر خیر.

    سوم؛ اثبات هر امری و هر قضیه ای به دو صورت ممکن است. یا بصورت مستقیم (مثلاً استفاده از استقرا) یا به شکل غیر مستقیم (مثل استفاده از برهان خلف). رهگذر موقت بر ماهیت پدیده وحی واقف نیست، از این جهت برهان خلف را در اثبات وحی بکار بسته و عمدتاً کوشیده است ثابت کند که قرآن کریم نمی تواند نوشته دست بشر باشد. اما علی دشتستانی به جای بحث پیرامون این مسأله، واژه ابر انسان را ابداع می کند و در مغالطه ای آشکار، بحث را به حاشیه می راند.

    چهارم؛ رهگذر موقت به هیچ عنوان وجود ابر انسانی را که دروغ بگوید و مطلب اثبات نشده را در نوشته بی همتای خود ثبت کند، نخواهد پذیرفت. منطقی نیست که ابر انسانی بر همه علوم احاطه داشته باشد اما مطلب اثبات نشده را به وضوح در نوشته خود ثبت کند؛ نوشته ای که هیچ ابر انسان دیگری قادر نبوده و نخواهد بود، مشابه آن را بیافریند.

    پنجم؛ در حوزه آموزش تخصصی، پنج سطح داریم. فی المثل یک کارخانه را در نظر بگیریم. در یک کارخانه که مثالی است از یک سیستم کوچک، گروه هایی از افراد با سطوح مختلف سواد و فهم را داریم. کارگران ساده، اپراتورها، سرکارگرها، مهندسین فنی و طراحان سیستم. اگر بخواهیم مثلاً در مورد افزایش بهره وری و راندمان، به کلیه افراد مشغول در کارخانه آموزش بدهیم، و اگر این آموزش را بر عهده طراحان سیستم بگذاریم، طبیعی است که این طراحان باید برای هر سطح از افراد، زبان مخصوصی برای آموزش در نظر بگیرند. چرا که اگر طراحان، سیستم آموزش را به گونه ای طراحی کنند که فقط برای مهندسین قابل فهم باشد، افراد سطوح دیگر از این آموزش هیچ بهره ای نخواهند برد. غرض این که در انتقال مطلب، معلم همواره باید از مخاطب خود شناخت کامل داشته و بر مبنای فهم مخاطبش، ارائه‌ی مطلب کند نه بر مبنای فهم خودش. پس طبیعی است که خداوند متعال نیز برنامه زندگی بشر را به زبان بشر ارائه کند و نه به زبان خودش تا برای بشر قابل استفاده باشد.

    ششم؛ در مورد ابر انسان بودن حضرت محمد (ص)، رهگذر موقت چند سؤال دیگر دارد. اگر حضرت محمد (ص) ابر انسان بوده، پس حضرت سلیمان (ع) و حضرت عیسی (ع) را چه می توان نامید؟ سلیمانی که با حیوانات سخن می گفت و زبان آن ها را می دانست، به واقع می توانست نسبت به دیگر انسان ها، ابر انسان باشد، اما چرا او نوشته ای مانند قرآن کریم ندارد؟ و یا حضرت عیسی که مردگان را زنده می کرد و به خشت و گل می دمید و آن خشت و گل جان می گرفت و پرواز می کرد، چرا کتابی مانند قرآن ننوشته است؟ اصلا اگر بگوییم خداوند با مخلوقاتش ارتباط نداشته و ندارد، تولد حضرت عیسی (ع) چگونه توجیه می شود؟ آیا می توان پاکدامن بودن حضرت مریم (س) را انکار کرد؟ بعلاوه سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در گهواره را با کدام علم یا قانون طبیعی می توان توجیه کرد؟ پاسخ های شفاف و منطقی علی دشتستانی به این پرسش ها، باعث پیشرفت بحث خواهد شد وگرنه با مغالطه و ذکر متون ادبی، نه علی دشتستانی از نظرش بر می گردد و نه رهگذر موقت.

    آخر؛ البته نقطه جوش آب، به حدود ناخالصی های موجود در آن و فشار محیط هم وابسته است. بعلاوه جوشیدن آب یک پدیده صرفاً علمی است و لذا مقایسه آن با وحی، به هیچ عنوان منطقی نیست، معقول هم نیست.

  • رهگذر موقت سلام ودرود

    دوم:

    خیلی به قالب کلمات و تعاریف حساس نباشید اصلا من قصد ندارم حتما اصطلاحات کتاب ها و اساتید دانشگاه ها و علما و مراجع را رعایت کنم !!! تعریف کردن حیوان و انسان و ابرانسان به دلیل نسبی بودن کیفیت انسان بودن و ابرانسان بودن دقیق و علمی نیست !!! بنابراین این جای اشکال نیست که ما یک پدیده را در قالب کلمات نتوانیم تعریف کنیم !!! ما اینجا به موجودی به اسم انسان یا حیوان پیشرفته یا هر چیزی با همین ویژگی هایی که می بینیم و درک می کنیم مواجه هستیم !!! بنابراین از شما تقاضا دارم از کره زمین فاصله بگیرید و در ارتفاع مناسب که دلتان می خواهد بنشینید و به زمین نگاه کنید !!! و حالا از فکرتان استفاده کنید و دلایل و منطق خودتان را به کارگیرید و پدیده های این عالم را یک بار فارغ از مطالبی که از بچگی به شما یاد داده اند و گفته اند وشنیده ایم مشاهده و تحلیل کنید!!!

    سوم:

    بله پدیده وحی را باید با برهان خلف اثبات یا رد کنیم . من هم دلایلم را در همین چهارچوب بیان کردم. شما ادعا می کنید نمی تواند نوشته دست بشر باشد!!! باید دلایل کافی از خود کتاب برای این موضوع بیاورید اما اما اما !!! نه دلایلی شبیه دلایل آیت الله سبحانی با این مضمون که نویسنده کتاب ادعا می کند شما نمی توانید یا می گوید این کلمات از جانب خداوند است !!!یا چیزهای دیگر !!! بلکه من دلیلی از شما می پذیرم که اولا از خود کتاب باشد و دوما به طور کاملا واضح!!! به پدیده ای اشاره کرده باشد که از دانش بشر ما قبل نباشد و همینطور علمی و اثبات شده باشد و نشان دهد که محمد پیامبر خدا ارتباط مافوق عقل بشری با کانون قدرت عالم داشته است.

    چهارم:

    شما ادعا می کنید که هیچ انسانی نخواهد توانست مشابه آن را بیاورد لطفا دلایل خودتان را در اینجا ارایه کنید!!! تاکید می کنم با مصداق دلایل خودتان ( شخص خودتان) را ارایه کنید!!!
    لطفا ضمن ارایه دلایل تان بگویید آیا حافظ شیرازی هم که دیوان اشعارش تکرار نشده است !!! این اشعار بلند وحکیمانه وآهنگین را با کمک اتصال به وحی خلق کرده است؟؟؟؟

    پنجم:

    نمی توانیم بگوییم خداوند (کانون مرکزی نظم و علم) با ما حرف نزده !!! چون با خلق طبیعت شگفت انگیز اطراف ما و خود ما !!! و اعطای توانایی تفکر به ما و توانایی یادگیری ریاضیات !!! در واقع این زبان خداوند است وخداوند با زبان ریاضیات و فیزیک و علوم دیگر ما را به سمت خلق هواپیما هدایت کرد !!! و این هدایت هر لحظه وجود دارد !!! وهر لحظه خداوند به تعبیری در حال گفتگو به همه موجودات است !!! بنابراین زبان خداوند این است !!! زبان خداوند زبان هدایت ذاتی ماست !!! و کارکردش را هم هر موجودی خودش لمس می کند !!! بنابراین زبان خداوند بسیار گسترده تر از عربی یا فارسی یا انگلیسی است!!! خداوند به زبان ما صحبت نمی کند !!! به زبان هدایت ذاتی صحبت می کند به زبان علم صحبت می کند به زبان ریاضیات صحبت می کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    ششم:

    در قرآن آمده که ((( نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا...)))) یعنی ما قصه می گوییم برای شما برای نزدیک کردن شما به فهم حقایق !!!
    بله سلیمان هم ابرانسان بوده !!! سلیمان با همه موجودات ارتباط برقرار می کرده است !!! چون زبان خداوند را می فهمیده و هدایت ذاتی را درک می کرده است!!! شما هم می توانید با حیوانات رابطه احساسی برقرار کنید و حتی آنها را اموزش بدهید و تربیت کنید !!!
    در مورد بقیه قصه ها در قرآن هرکدام رمزی مخصوص به خود دارد !!! و نکته ای برای هدایت انسان !!! که در اینجا وقت نوشتن ندارم!!!

    آخر:


    ((((نقطه جوش آب، به حدود ناخالصی های موجود در آن و فشار محیط هم وابسته است. بعلاوه جوشیدن آب یک پدیده صرفاً علمی است)))))

    جمله بالا از شماست !!! بنابراین شما قبول دارید که تمام پدیده هایی که ما در عالم مشاهده می کنیم با دلایل منطقی و روشن اتفاق می افتند بنابراین علمی هستند !!! حالا ممکن است ما دلایل آن را بدانیم به عنوان بشر نوعی امروز یا ندانیم !!! اما یک سوال : آیا شما از روزی که به دنیا آمده اید و بعد دنیا را درک کردید و مشاهده کردید تاکنون با پدیده ای غیر علمی و بی دلیل مواجه شده اید؟؟؟ نه !!! پس همه ما ایمان داریم که هر معلولی را علتی است و این بنیاد تفکر ماست!!!

    بنابراین ما همه پدیده های عالم را باید از یک منبع و ماخذ بدانیم !!! . اصولا همه چیز ختم به یک چیز می شود !!! همه برگشتشان به یک علم است !!! وآن عقل خداوند است !!!
    و اینکه شما می گویید وحی را با نقظه جوش آب نمی توان مقایسه کرد صحیح نیست هر دو پدیده هایی مخلوق خداوند هستند و هر دو علمی اند و هردو قانونمند ونظام یافته !!!
    هر دو علم اند و هر دو از عقل خداوند نشات می گیرند!!!

  • از رهگذر موقت به علی دشتستانی؛ اول سلام.

    دوم؛ رهگذر موقت پاسخی در مورد تولد حضرت عیسی (ع) دریافت نکرد.

    سوم؛ به تعاریف حساس نباشیم؟! حتماً علی دشتستانی قصد شوخی دارد. هر پدیده علمی برای خود تعریف دارد. بر این اساس وقتی به وجود یک پدیده مطمئن هستیم اما آن پدیده دارای تعریف علمی نیست، معنایش این است که آن پدیده، یک پدیده ی علمی نیست. ذکر مثال شاید به روشن شدن موضوع کمک کند.

    انسان ها شب هنگام به خواب فرو می روند و خواب می بینند. رؤیاهایی می بینند که بسیاری از آن ها مطابق با افکار و اندیشه هایی است که پیش از خواب داشته اند، در عین حال کم نیستند تعداد رؤیاهایی که مربوط به اندیشه ها و افکار پیش از خواب نیستند و عمدتاً در چنین مواردی انسان در خواب خود، وقوع یک حادثه یا رخداد را می بیند، که چند روز بعد مشابه آن اتفاق برایش رخ می دهد. چنین رؤیاهایی را رؤیاهای صادقه گوییم. اما سؤال: آیا رؤیای صادقه تعریف علمی دارد؟ اگر دارد آن تعریف چیست و اگر ندارد، آیا به این معناست که رؤیاهای صادقه وجود ندارند؟

    آیا خواب دیدن یا خواب ندیدن انسان به هنگام شب، به اختیار انسان صورت می گیرد؟ اینکه گاهی اوقات انسان خوابی می بیند به غایت عجیب که خبر از یک رخداد در آینده می دهد، و در ادامه با اتفاقی مشابه در دنیای واقعی و به هنگام بیداری مواجه می شود، به نظر علی دشتستانی چه علتی دارد؟ آیا اراده و مغز انسان دخیل است در دیدن خواب های این چنینی؟

    سوم؛ نظر علی دشتستانی در مورد رؤیاهای صادقه چیست؟ علت مشاهده رؤیاهای صادقه چیست؟ آیا انسان خودش می خواهد از حادثه ای که فی المثل دو روز بعد برایش رخ خواهد داد، مطلع شود؟ خوب اگر انسان دارای یک چنین توانایی بزرگی باشد، طبیعی نیست اگر بخواهد به جای حادثه دو روز بعد، حادثه ده سال بعد را ببیند تا به زمان مرگ خود پی ببرد؟ اما آیا انسانی هست که از زمان مرگ طبیعی خودش بصورت دقیق مطلع باشد؟

    چهارم؛ علی دشتستانی تا چه اندازه با مرحوم آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) آشنایی داشته است؟ یا تا چه اندازه با مرحوم علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) آشنا بوده است؟ رهگذر موقت احتمال می دهد، هیچ.

    پنجم؛ در فرهنگ دینی ما، استخاره جایگاه رفیعی دارد. رهگذر موقت بسیار دیده است افرادی را که قصد انجام کاری را داشته اند که همه شرایط آن مهیا بوده اما جهت اطمینان خاطر خود یا به هر دلیل دیگری، استخاره کرده اند. استخاره ، خوب درنیامده و از انجام آن کار منصرف شده اند، در حالی که رغبت بسیاری به انجام آن داشته اند. شاید پس از چند ماه، یک گره کور در آن کار ایجاد می شود و آنجاست که فرد ، حکمت استخاره را در می یابد و با خود می گوید، چقدر خوب شد که فلان زمان، آن کار را انجام ندادم.
    چه می شود که در اکثریت قریب به اتفاق مواردی که افراد، استخاره انجام می دهند، نتیجه ای حاصل می شود که به نفع آنهاست؟

    ششم؛ معلوم است کسی نمی توانسته کتاب مشابهی مانند قرآن بنویسد، چرا که اگر می توانست، تاکنون چندین کتاب نوشته شده بودند. دلیل واضح تر از این؟؟ حافظ لسان الغیب، با چهارده روایت مختلف، قرآن را از بر داشته است اما چه کسی گفته دیوان اشعارش تکرار نشده است؟ همین شاعران وطنی خودمان مثل شهریار، هوشنگ ابتهاج، حمید سبزواری و حتی ناصر فیض و فاضل نظری اشعاری دارند به مراتب بهتر از اکثر شعرهای حافظ. بعلاوه حافظ در دیوان مربوط به خودش در موارد متعددی تقلید دارد و گاه ذکر مستقیم شعر از دیگر افراد. مثلاً از یزید بن معاویه، به طور مستقیم شعر ذکر کرده و از خاقانی شروانی ملقب به حسان عجم نیز تقلید کرده است. اما در قرآن تقلید نداریم و فرد دیگری هم نتوانسته مثل آن بنویسد. همچنین باید اشاره کرد دیوان اشعار حافظ در حوزه ادبیات غنایی است و عرفان. نه این که دیوان جامعی باشد در همه حوزه ها بر خلاف قرآن که نوشته ای است جامع و در همه حوزه ها.

    هفتم؛ نقطه جوش تعریف علمی دارد پس یک پدیده علمی است. وحی تعریف علمی ندارد پس یک پدیده علمی نیست. پدیده علمی را نمی توان با پدیده ی غیر علمی مقایسه کرد.

  • در جواب فرد موسوم به سید مهدی: کسی که به رسول خدا (ص) اهانت کند حکمش قتل است. ما را از این تهمت ها نترسانید. مثل کسروی یا سلمان رشدی هر کس اهانت کند بر اساس حکم خدا (نه برای هوای نفس یا عصبانیت خودمان) خواهیم کشتش تا کسی جرات نکند هر وقت شهوت و غضبش جوشید بدون هیچ مانع و ترسی به مقدسات الهی توهین کند. برای انجام این حکم شخص می تواند استاد دانشگاه باشد یا یک فرد خیلی ساده. ما آزادی بیان غربی که که در آن به همه چیز می شود توهین کرد جز دمکراسی و اسراییل را قبول نداریم و آن را خلاف فطرت انسانی می دانیم و آن را از لوازم حیوانیت می شماریم. هر کس هم که مسلم نیست عقیده خودش را داشته باشد ولی اگر اهانت کرد باید تبعات اهانتش را قبول کند. ما آن قدر از مقام انسانی تنزل نیافته ایم که روشنفکر غربزده ای باشیم که اهانت کند و ما در چشمانش نگاه کنیم و بگوییم خیلی ممنون و اگر خواستیم واکنش انسانی نشان دهیم به ما بگوید خشونت طلب و داعشی!!! و بگوید شما هم جواب اهانت را با حرف بدهید. نه ما انسانیم و انسان غیرت دارد و غیرتش نسبت به خدا و مقدسات الهیست و لذا این جرثومه فساد و تباهی را از سطح زمین خدا می زداید. شک کنید. اگر کسی بخواهد چنین کند و ادامه دهد در دنیای ارتباطات و فناوری های پیشرفته موجود یافتنش در ایران اگر باشد بسیار راحت است. هر کس برایش شبهه ای پیش آمده و دنبال یافتن حق است و شغلش جدال و تخریب نیست با کمال ادب و در نهایت استدلال حرفش را بزند و جوابش را هم بشنود. اگر به بنده نویسنده اهانت کند بنده می گذرم ولی از خدا و رسول خدا و ائمه معصومین (س) نخواهم گذشت. در ضمن این شخص موسوم به سید مهدی که ممکن است همان دشتستانی با این اسم باشد بداند اگر نمی داند این فرد به نام دشتستانی در مورد کلیپی اگر اشتباه نکنم به نام تفاله های غربزده و یا کلیپی در مورد حاج آقای قرائتی بود خودش اعتراف کرد که حیوان است (مراجعه شود). لذا وقتی می گویم شما که حیوانی اشاره به آن است که خودش را حیوان خواند. اگر همان دشتستانی هستی که هیچ و گرنه داشتن چنین هموطنی هیچ افتخاری ندارد مثل آن است که شعبان بی مخ و مسعود رجوی را هم افتخار خودت بدانی.

  • ج.م 96/8/10 ساعت 21:20

    بسم رب الشهدا

    سلام علیکم
    چشم منو وامر ولی جان منو سید علی
    هر که با ال علی علیه السلام در افتاد ور افتاد
    اقایان سید مهدی ودشتستانی بدانید هر راهی جز راه اسلام وانقلاب سرانجامش تباهی است
    الهم اهدنا الصراط المستقیم

  • جناب دشتستانی میگویند که کدوم قسمت مغز به وحی والهامات بیرونی مرتبطه...
    شما بفرمایید کدوم قسمت مغز به عقل مرتبطه؟ اگه اینجوره پس هیچ کسی عقل نداره.

  • لطفا مطالب رو با دقت بخونید :

    آثار وجود عقل انسان نمایان است ، انسان مدیریت می کند انسان اختراع می کند انسان نتیجه می گیرد تجربه می کند کشف می کند پس عقل دارد!!!

    اما هیچ شاهدی دال بر وجود الهام بیرونی برای بشر وجود ندارد !!!

  • جواب هایی به دشتستانی کوچک
    شما میگید قتل و ترور محکومه و دقیقا حرف اسلامو میزنید...حرف اسلام و ایین محمد صل الله علیه هم همینه...
    اگر قتلو محکوم میکنی امروز باید قاتل های بشری رو هم محکوم کنی...امروز خونریزترین ادم ها یهودیا هستن و این یهودیا هستن که نسل کشی و کودک کشی در سطح وسیع میکنن...پس اگر قتلو محکوم میکنی باید اول یهودو محکوم کنی...اکثر جنگ ها و خونریزی هایی که صورت گرفته در قرون اخیر پشتش یهودیا بودن...شما بهتره این حرفارو به یهودیا بگی نه ما مسلمونا...
    وقتی تو ایین اسلام این هست که تو نباید حتی به حیوان ازار برسونی...و اگر میخوای از گوشتش استفاده بکنی باید قبلش شکمشو سیر کنی و بهش اب بدی و با خشونت باهاش رفتار نکنی...و اگه دل یه حیوان به حق از تو بگیره خدا ازت ناراضیه...بعد در مورد انسان دیگه ...
    بله خداوند میگه کفار و ادیان منحرف شده ی دیگه میتونن بر ایینشون باشن و میتونن با مسلمانان رابطه ی دوستی و تجاری داشته باشن ولی اگر دشمنی بکنن و شمارو به قتل برسونن شما هم از خودتو دفاع کنید...و در مقابل از اونا بکشید...و اتفاقا اسلام بیشتر از تمام ادیان منحرف دیگه به این موضوع پرداخته و تاکید بر صلح و دوستی کرده...
    در حال حاضر بیشترین مقتول ها مسمونا هستن و پشت تمام این ها اسرائیل و یهودیه که شما داری سنگ حمایتشونو به سینه میزنی...
    شما از حرفات معلومه دین اسلامو نفهمیدی...و رابطه ی خالقو مخلوقی رو نمیتونی درک کنی...همون طور که ادیان دیگه نفهمیدن و راه انحرافو پیش گرفتن...
    تو میخوای با 22تا 4تای بشری مسائلی مثل وحی رو برای خودت ثابت کنی...
    ولی بشر در حال حاضر با وجود تمام پیشرفت های مادی که کرده و تمام این پیشرفت ها شاید 0/1 واقعیت های موجود هم نباشه...هنوز توی خریت خودش مونده...و بزرگترین قتل های تاریخ بشریت همین تفکر مدرن انجام داده...بعد چطور میخواد وحی رو اثبات کنه...
    ادمی که فکرش و ذهنش کوچیکه و فهمش کم راجع به تمام مسائل نظر میده و خودشو صاحب نظر میدونه...حالا قضیه شما هم همینه...با جهل خودت میخوی همه چیو برای خودت توجیه کنی و راجع به همه چی نظر میدی... و مطمئنن باش هلاک میشی یا هلاکت میکنن...

  • محمد علی 2 بزرگوار:

    لطفا مطالب رو با دقت بخونید!!!


    شما سعی کنید به سوالات فکر کنید و برای آنها پاسخ بنویسید !!!


    شما گفتید که من اسلام را نفهمیده ام !!! حق با شماست !!! تمام تقلای من برای فهمیدن بیشتر است !!! و به هیچ عنوان قصد ندارم تفکری ضد اخلاق یا ضد انسان را به جامعه نشر دهم :
    بلکه هدفم از طرح سوالات پیدا کردن پاسخ هایی قدرتمند و مستدل است برای تقویت ایمان خودم !!!

    دانشی که نقد نشود و اطلاعاتی که دایم اصلاح نشود زاینده نخواهد بود و تفکر مرداب گونه هرگز راه به کمال نخواهد برد!!!

    شما از نقد نهراسید چون این نقد است که اتفاقا حقایق را درخشان تر می کند !!!

    شما از بی اعتقاد شدن مردم نترسید از تفکر نکردن بهراسید چرا که مقصد متفکران سرچشمه حقیقت است !!!

    پرسیدن و کنجکاوی برای فهم حقایق باید ستایش شود چرا که در همین قرآن هم چیزی که دایم خواسته شده و ستایش شده تفکر است !!!

    نقل است از خود پیامبر اسلام که دمی تفکر بهتر است از هفتاد سال عبادت!!!

    ابزار تفکر کردن سوال است !!!

    من می پرسم چون نمی دانم !!!

    این ابهامات و این سوالات و این کشش و میل به دانستن همان رمزی است که در این کتاب آمده !!! در پاسخ کسانی که می پرسند چرا انسان رو خلق کردی؟؟؟ می گوید انی اعلم ما لا تعلمون!!! من چیزی می دانم که شما نمی دانید!!!

    در ضمن شما سعی کنید کاملا مستقل اندیشه کنید !!! کانال های تلویزیون ملی و خارج از ایران و یا بعضی از سخنرانان منبرها عالم نیستند و موضوعات را با گرایش سیاسی یک جناح خاص القا می کنند بنابراین سعی کنیم به هیچ عنوان تحت تاثیر آنها نباشیم آنها ممکن است حتی به دلیل وابستگی های مادی که دارند حقایق را وارونه جلوه دهند !!! و لذا ما در این دنیای پر غوغا و شلوغ یک راه بیشتر نداریم و آن تکیه بر اندیشه خودمان !!!

  • از داعش چه خبر از قیام مردمی در سوریه چه خبر..........

  • حرا 96/8/16 ساعت 21:09

    شما گفتید پیامبر فردی صادق بوده دیگه؟
    پیامبر امی بوده...
    پس چرا بعداز بعثت میاد میگه من شهرعلمم...
    پس این علمش از کجا اومده؟ پس این علم ازیه جای دیگه بوده دیگه...

  • ممن 96/8/17 ساعت 19:53

    من اطلاعات جامعی درمورد تاریخ واینجورمساعل ندارم اما تمام نظرات کاربرا رو خوندم اول ازاون به اصطلاح استاد دانشگاه وحشی داعش صفتی که یه انسانو تهدید به مرگ میکنه باید بگم برات متاسفم بیچاره . دوم به بقیه باید بگم که توی نوشته های علی دشتستانی یک کلمه توهین نشنیدم اما شمایی که ادعای مؤمنی دارین چرابه آدمی که با احترام و ادله معتبر حرف میزنه توهین میکنین آدمی که ازحقیقت آگاهه و به درستی اون باورداره در برابر نظر مخالف اینجوری توهین نمیکنه مگراین که خودش هم به حرفی که میزنه باورکافی نداشته باشه ویا سوادکافی نداره

  • حرا 96/8/17 ساعت 23:30

    سلام اولا که خود شما به استاد دانشگاه توهین کردی.
    دوما درجواب آقای دشتستانی
    اگر خداروقبول دارید پس قبولدارید که اگر اومارا آفریده،ومارو اشرف مخلوقات قرارداده،پس از آفرینش ماهم هدفی داره،وباید برنامه زندگی رو دراختیار ما قرار بده،(همونطوریکه سازنده یک وسیله یک کاتالوگ یا دفترچه راهنما درآن قرارمیدهد) پس باید یه جوری این برنامه زندگی رو به منو شما برسونه. حالا یا ازطریق وحی به رسول یا از طریق ارسال کتاب.
    بعد شما میایید میگید تنها راه کسب علم تلاش و آزمایش وخطا برای بدست آوردن علم هست.
    چند سوال دارم آیا عمر یک انسان کفاف میدهد تا تمام علوم ضروریش را از طریق تلاش وآزمایش وخطا بدست آورد؟
    بعدشم نتیجه بعضی ازتحقیقات دراوایل درسته ولی بعدش میگن نه تحقیقات بیشتر نشون دادکه اشتباه بود.به چه قیمتی؟
    علم پزشکی اینهمه پیشرفت کرده عوارض داروها چقدر باعث بیماری انسان ها میشه؟؟
    درحالیکه ما طب اسلامی داریم.یعنی به ما علم بدنمون رو گفتن وبسیاری از بیماری هارو درمون میکنه.
    من منکر تلاش وآزمایش وخطا برای پیشرفت علم نیستم اما علوم ضروری ما که مربوط به هدف خلقت ماست جای خطا وآزمایش ندارد چون ممکن است عواقب جبران نشدنی داشته باشد.

  • لطفا واقع بین باشید : صاحب این کلمات موزون و آهنگین نمی توانسته بی سواد باشد : این برداشتی از کلمه امی بوده که همه مفسران را به اشتباه انداخته است!!!

    منظور از ابرانسان این است که او توانست در عالم تاریک ذهن ها چراغ تفکر و اندیشه و علم آموزی را روشن کند و در واقع مصلحی بود که حیوان پیشرفته را یک درجه بالا آورد و به او ارزش علم ودانش را نمایاند و به هیچ وجه نمی توان کار بزرگ او را نادیده انگاشت !!! در مورد آداب دینش بسیار هوشمندانه دستور داده است : ترکیبات نمازش بسیار زیبا و هنرمندانه است!!! قرآنش زیباست!!! و دعا و نیایش و النظافه من الایمانش جذاب و پسندیده است !!!
    بنابراین او یک چوپان معمولی نبوده است : بلکه بسیار ذهن کنجکاو و پرسشگری داشته است و با امکانات مالی که بدست آورد توانست به بهانه تجارت مسافرت کند و با اندیشمندان مسیحی و یهودی مناظره کند وبا تکیه بر ویژگی بارزش اندیشه کردن بوده است و برای همین منظور به غار می رفت و ایضا قریحه شعر وادب که در دورانش در عرب وجود داشته و بازار گرمی هم داشته است این اثر را خلق کند و به گمانم ناچار بوده برای فهم کوتاه مردم زمانش بعضی مطالب مثل نحوه دریافت این کلمات را به گونه ای توضیح دهد که آنها متوجه شوند و این تصور شکل گرفته است که او خودش در خلق این راه و این دانش و این آیین نقشی نداشته است.در حالی که او خودش همه کاره بوده و دقیقا می دانسته نیاز فطری بشر به اتکای فکری به یک قدرت بزرگ را چگونه وبا چه آدابی پاسخ دهد !!! پشت تمام دستوراتش فلسفه وجود داشته و تجربه بشری هم در آن دیده می شود
    گویی حاصل هزاران سال تجربیات بشر از شناخت خودش را یکجا گردآورده و با چاشنی فکر واندیشه چراغی به دست شب زدگان داده است که البته همه راه را نشان نمی دهد اما اگر با این چراغ حرکتی کنی راه طولانی و پرپیچ و خم کمال را می توان پیمود!!!

    چرا احساس می کنید اگر این کتاب زاییده ذهن ابرانسان باشد از ارزش کاسته می شود؟؟؟ آن ابر انسان را چه کسی خلق کرده ؟؟؟ در نهایت صاحب همه هستی همان کانون اصلی عالم همان سرور مرکزی عالم واصطلاحا همان خداست!!! بنابراین من ترجیح می دهم بیشتر به زیبایی کار محمد بپردازم!!!

    از حیوانیت تا کمال انسانیت طیفی از جنس دانش خلق شده است !!! حیوانات در یک سرطیف و ابرانسان در سر مقابل طیف قرار دارد !!! خیلی واضح است که هرچه به دانستن واندیشیدن بها بدهیم وابزار های قدرتمندی مثل پرهیز و اعمال انضباط و خردگرایی را به کارببندیم ومتمرکز عمل کنیم به ابرانسان نزدیک تر می شویم وبالعکس!!!

    هیچ هوشیاری نمی تواند ابرانسان را دروغگو بداند چرا که او اولا برشاخ تجربه پیشینیان ایستاده است و تمام گفته هایش قابل آزمون وامتحان است و اگر ما مطلبی را بد می فهمیم یا بد نشر می دهیم و یا بهره برداری سیاسی می کنیم و به انحراف می کشیم گناه خودمان است!!!

    فراموش نکنیم این آیین واین کتاب یک مسیر سیاه هزارو چهارصد ساله را گذرانده تا امروز به ما رسیده بنابراین دور از حقیقت نیست که به سلایق مفسران و بهره برداری سیاسیون و غیره آغشته باشد وظیفه ماست که آن را با معیار خرد بپذیریم وبر اصول روشن ابرانسان اجماع کنیم واز سختگیری بر فرعیات و جزئیات دوری کنیم !!!

    به نظرمن هدف ابرانسان ارایه برنامه ای بوده است که بتواند زندگی یک حیوان را ارتقا دهد و او را تا انتهای طیف راهنمایی کند !!! واین اتفاق هم افتاده است !!! یعنی بشر امروز به مدد همین آموزه ها از قعرحیوانیت تا بدین درجه راه پیموده و آمده است و اتفاقا بر همین محور هم دارد به سمت روشنایی می رود و این کاملا روشن است که روز بروز بشر به سعادت واقعی نزدیک تر می شود.

    حالا ممکن است عده ای آینده بشر را سیاه ببینند و دایم آخرالزمان را سیاه و وحشتناک تصویر کنند که این در اثر فهم نادرستشان از ابرانسان و آموزه هایش می باشد!!!
    یا عده ای بسیار کوته فکر تر از مرگ دین حرف می زنند که کاملا یک انحراف است و حرکت بشر به سمت علم آموزی و عدالت گستری نشان از گرایش بیش از پیش او به ابرانسان و تعلیماتش است.
    اسلام چیزی نیست که بتوان آن را از بین برد !!! چرا که کسی قادر نیست دروغ را به ارزش تبدیل کند!!! و یا راستگویی را به انزوا بکشد!!!

    ابرانسان از ماست !!! با ماست !!! او خود ماییم !!! خودآیی ماست!!! همزاد ماست !!!و همواره درحرکت و تکاپوست !!! و این خواست آفرینش است !!! هدف آفرینش است!!!منظور از خلق همین حرکت ابرانسان است!!! مقصد هم زیبایی است کمال است!!!

  • حرا 96/8/18 ساعت 14:58

    پاسخ سوالات منو ندادید.
    بعضی از ادعاهای شما درموردپیامبراکرم که میگید قران ازخودشه...باخود متن قران تناقض داره...
    بعدهم انسان هرچقدرهم نخبه بوده باشه نمیتونه یه برنامه کامل وجامع بده چون خودش انسانه واز خیلی چیزا مثه ازل وابد بشر نا آگاهه.

  • لطفا با مصداق بپرسید !!! مطالب خیلی گسترده هستند!!!

  • من 96/8/18 ساعت 17:34

    سلام .من از اونایی که به آقای دشتستانی میگن دروغگو و حیوان (چون اصلا تعبیرایشون رو از گفتن حیوان متوجه نشدن )چه توهینی کردم؟؟؟؟؟
    من به فردی گفتم وحشی که توهین نکرده بلکه تهدید به مرگ کرده که این خودش یه جرمه وکسی حق نداره کسی رو بخاطراین که فکر و اعتقادش بادیگران متفاوته رو تهدید کنه ایشون هیچ توهینی به پیامبر و... نکردن فقط پرسیدن ،پرسیدن شایسته هرانسان باخردیه

  • حرف زدن ممن و من خیلی شبیه دشتستانی شاید شاید یکیه .از دوستانی که نظرها را میخوانند خواهش دارم نظر دشتستانی را در مورد داعش را بخوانند من هنوز طبق سند هنوز جوابی از دشتستانی نگرفتم....شاید شما دوستان جواب بدهید.

  • حرا 96/8/20 ساعت 21:55

    اگر پیامبر قران ازخودش باشه پس این آیه چی میگه؟((واگردرآنچه بربنده ی خودفرو فرستادیم شک دارید پس یک سوره مانند آن را بیاورید وآنچه غیر از خدایاور وگواه دارید فراخوانید اگر راستگویید
    پس اگر چنین کاری نکردیدوهرگز نتوانید کرد،پس بپرهیزید از آتشی که هیزم آن مردم اند وسنگها که برای کافران مهیاشده است(بقره23و24)))
    این آیه نشان میدهد که قرآن اگر ازیک انسان باشه پس یه انسان دیگه هم باید بتونه مثه این آیاتو بیاره..
    ازشما میخوام که صحبتاتون یه پشتوانه ای داشته باشه مثلا درتاییدش یه آیه ای روایتی چیزی.